دیداری به یاد ماندنی…

چند وقتی بود که تلفنی او را می شناختم، و پیش از آن نیز از طریق وبلاگش با او آشنا بودم، و اگرچه همشهری و هم مشکل بودیم (او نیز ضایعه ی نخاعی کمری است)، هیچ گاه فرصت دیدارمان فراهم نمی شد. البته او آماده بود که هر زمان و در هر کجا با من ملاقات کند، اما من همیشه معذوریتی داشتم.

تقریبا چهار ماهی می شد که هر هفته سعی می کردم اگر شده یک جایی نزدیک منزلمان با او و دیگر دوستان گروه نخاعی مشهد، که به طور مرتب گرد هم جمع می شوند، قراری بگذارم. در واقع “طیبه” از پیشگامان جمع کردن بچه های نخاعی مشهد به دور هم است و حتی او و چند دوست دیگر نخاعی، در حال راه اندازی انجمن ضایعات نخاعی مشهد هستند.

اما بعد از هفته ها تلاش، وقتی دیدم که برنامه ی بیرون رفتن من فراهم نمی شود، تصمیم گرفتم حداقل طیبه و یکی دو نفر دیگر از دوستان نخاعی را به منزل دعوت کنم. با این حال، برنامه ریزی برای این کار هم هفته ها به درازا کشید… واقعا که چند ماه اخیر چه قدر شرایط زندگی مان سخت و پر تنش بوده است…

سرانجام پس از گذشت چند ماه، و از دست دادن فرصت فراغت تابستان و آب و هوای مناسب این فصل، و نیز با شروع ماه مهر و آغاز ترم جدید، بالکل از صرافت دیدار با طیبه و دوستان نخاعی افتادم.

در این میان، مشکلات جسمی زیادی نیز برایم پیش آمد. همچنین، مسائل دیگری اتفاق افتاد که نهایتا مرا بر آن داشت تا به فکر تغییراتی در سیستم زندگی ام، به عنوان یک فرد نخاعی، باشم. تغییراتی که خوشایند من نبودند و در طول یازده سال بیماری به آن ها تن در نداده بودم. از طرفی، همه ی این کار ها برایم تازگی داشتند و در واقع، به اندازه ی یک بیمار تازه نخاعی در موردشان بی تجربه بودم. از این رو، در تصمیم گیری برای ایجاد این تغییرات، استرس زیادی به من وارد می شد. در نتیجه، طی اقدامی همه جانبه و انقلابی سایبری!، شروع کردم به مکاتبه با سایت های مربوط به ضایعات نخاعی، و همچنین مشورت با هر چه بیمار نخاعی گردنی که می شناختم و نمی شناختم! و باید بگویم که راهنمایی های این دوستان، به ویژه بهمن عزیز (که ساعت ها پای تلفن وقت او را گرفتم، و او مثل همیشه با حوصله و مهربانی، بهترین راهنمایی ها را به من کرد)، آقای احسان سلیمانی و مادر گرامی شان، و میثم جهدی عزیز (از دوستان اسپشیال) بسیار بسیار در درک شرایط و اقدامی آگاهانه، به من کمک کرد. همچنین، اطلاعات و راهنمایی های بسیار خوبی را نیز از دو سایت “وبلاگ طب فیزیکی و توانبخشی” و “مرکز ضایعات نخاعی جانبازان” دریافت کردم.

اما قبل از تصمیم گیری نهایی و در ادامه ی جهاد همه پرسی!، در حالی که در لینک های وبلاگ دوست خوبم، مونای عزیز به دنبال سایر دوستان نخاعی می گشتم، ناگهان چشمم افتاد به وبلاگ “روز های جانبازی” و همان لحظه به یاد آوردم که آقای کاوسی گرامی، نویسنده ی وبلاگ مذکور، سی و اندی سال است که ضایعه ی نخاعی گردنی هستند، و چه چیزی بهتر از تجربه ی سی ساله… از این رو بلافاصله برای مشورت با ایشان کامنتی گذاشتم. سپس، در پی یک تماس تلفنی با ایشان، و پس از آن که درباره ی مسائل مورد نظر، راهنمایی های لازم را به من کردند، فرمودند که هفته ی آینده برای مسابقات بوچیای جانبازان، از شهررضا (واقع در استان اصفهان) عازم مشهد هستند! و راهنمایی های بیشتر را حضورا انجام خواهند داد… و من که مشتاق دیدار ایشان بودم، نگرانی داشتم که نکند شرایط زندگی و جسمی، مثل اغلب اوقات برنامه هایم را به هم بریزد؛ و البته روز قبل از دیدار، حقیقتا حال جسمی خوبی نداشتم… یعنی آیا می شد این ملاقات میسر شود؟

حال جالب این جا بود که، در میان برنامه ریزی برای دیدار با ایشان، طیبه ی عزیز نیز با من تماس گرفتند و گفتند حالا که می خواهید با آقای کاوسی ملاقات کنید! (نگو که آن ها یکدیگر را می شناختند!)، قرار را در پارک ملت بگذارید تا همه با هم دیداری داشته باشیم…

البته، پارک ملت که به اندازه ی کوه قاف! برای من دست نیافتنی است، اما یک وجب اتاق من گنجایش عظمت دیدار با دوستانی بامحبت را داشت…
از طرفی، قدم مبارک میهمانان، شرایط مرا برای ملاقات مهیا نمود؛ و…

شنبه، ۲۵ مهر ۹۴ Smile

photo_2015-10-17_18-52-22

واقعا دیدار دلپذیری بود و هم صحبتی با آقای کاوسی گرامی، و طیبه ی عزیز، بسیار دلنشین بود. این ملاقات از بهترین خاطره های عمر (سه چهار ساله! Big Smile ) من است. چیزهای زیادی از این دوستان یاد گرفتم، و به غیر از آن، مصاحبت با این عزیزان، انرژی و حس مثبت زیادی را در من ایجاد کرد، به طوری که پس از چند ماه ناراحتی و آشفتگی، آن روز واقعا شاد بودم…

کتاب هایی که بر روی میز من، و در دستان طیبه می بینید، تألیف آقای کاوسی گرامی هستند که به ما هدیه کردند.

“تیغ های گل رز” و “پرواز با بال شکسته” نام دو کتابی است که در واقع مجموعه هایی گرداوری شده از خاطرات همرزمان و جانبازان همشهری ایشان است. من صفحاتی از کتاب ها را خوانده ام، و برخلاف شکسته نفسی و فروتنی آقای کاوسی، به نظرم نثر و توصیفات زیبایی دارد.

در نهایت می توانم بگویم که دوستان با ارزشی پیدا کرده ام و از این بابت بسیار خرسندم…

Smile
____________________
* وبلاگ طیبه در خرابی های بلاگفا، حذف شده است!

پی نوشت: دوستان خوبم، دعا کنید که بتوانم خودم را با تغییرات جدید وفق بدهم و این تغییرات به نفعم باشند…

پی نوشت ثابت: دوست بسیار عزیزی کل مطالب این وبلاگ را، از ابتدا تا پایان سال ۹۱، و همچنین سال ۹۲ و ۹۳ را بطور مجزا، بصورت پی دی اف یا کتاب الکترونیکی درآورده اند. اگر کسی تمایل دارد که این فایل های پی دی اف را به صورت پیوست در ایمیلش دریافت کند تا برای دوستانش نیز بفرستد، ایمیلی به ایمیل زیر بفرستد تا آن ها را برایش ارسال کنم… متشکرم…ida.elahi@gmail.com

پی نوشت ثابت: دوست عزیزی از وبلاگ من، کتابی الکترونیکی برای گوشی های اندرویدی تهیه نموده اند، که در صورت تمایل و برخورداری از این نوع گوشی ها، می توانید از طریق لینک های زیر، کتاب اندرویدی “آیدا…” را دانلود نمایید. با سپاس فراوان از این دوست عزیز Smile Rose

دانلود از پیکوفایل: http://s6.picofile.com/file/8209670134/book.apk.html

لینک مستقیم: http://s6.picofile.com/d/07d0b24b-6452-44da-bf49-bc7be0048546/book.apk

پی نوشت: معرفی دو محصول برای بیماران حرکتی:

ویلچر یاریگر ۱۰۲: به نظرم محصول واقعاً خوب و کارامدی است. همه ی اطلاعات مربوط به آن در لینک زیر موجود است.

http://forum.special.ir/showthread.php?t=30875

پاراپودیوم: وسیله ای جالب برای ایستادن و راه رفتن.

http://www.aparat.com/tavanafza.com

اطلاعات تماس:

www.tavanafza.com
تلفن و فاکس
۶۶۴۳۶۳۸۰ – ۰۲۱
۶۶۹۰۱۰۳۱ – ۰۲۱
ایمیل:
tec@tavanafza.com

آیدا…” در مطبوعات: روزنامه پزشکی “سپید”

۱- من از کاغذ نبودم Clover 2- به تلخی واقعیت

۳- و من آن روزها را به یاد خواهم داشت

۴- از حال بد به حال خوب

۵- این آدم های قدرناشناس

۶- طعم گس هوشیاری

۷- من اتونومیک دیس رفلکسی دارم، آقای دکتر…

۸- تلاشی سخت برای جدا شدن از دستگاه تنفس

* * *

فصلنامه “رابط سلامت”؛ شماره ۴۲-۴۴؛ پاییز و زمستان ۹۳

این نوشته در روزمرگی, مناسبت ها ... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

49 پاسخ به دیداری به یاد ماندنی…

  1. سمانه م می‌گوید:

    انشالله آیدا جان صبوررررررر این تغییرات که میگی همه پر از خیر و فرح باشه واستون.♥♡

  2. رهگذر می‌گوید:

    ایشالله هی دیدار میدار برات اتفاق متفاق بیفته شاد ماش بشی، عکس مکس بندازی، بذاری اینجا برامون تا مام خوش موش بشیم…
    وای چرا من همچینی حرف مرف میزنم؟ یا خدا مُدا… شکلک خنده منده….خخخخخخخخخ

  3. کاوسی می‌گوید:

    سلام بزرگوار
    ممنونم از میهمان نوازی شما
    آنچه مرا به تحسین وا داشت اراده ی قوی و ستودنی شما بود که باعث شده بود بر ضعف بنیه ی جسمی فائق آیید و با اراده کار کنید.
    به والدین محترم سلام برسانید.
    شاد باشید.

    • آیدا می‌گوید:

      سلام آقای کاوسی گرامی
      من ممنونم که به دیدنم اومدین. و ممنون از راهنمایی هاتون
      ممنون از محبت تون.
      سلامت باشید. متقابلا سلام می رسونن.

  4. سلام آیدا جان گرامی
    و سلامی به دوستان عزیز آقای کاوسی و طیبه خانم
    بله تغییر برای ما هر چند سخت است اما بعضی اوقات جالب و جرأت آدمی را بالا می برد و می بینیم که بر خلاف تصور نتیجه بدی حاصل نشد. انشالله که از این گردهمایی ها باز هم اتفاق بیفتد و روزی بنده حقیر هم سعادت زیارت شما را داشته باشم. در مورد وبلاگ طیبه خانم یک سایتی هست که با کلمه arshiv شروع می شود و تمامی سایت ها و وبلاگ ها شکل قبلی و مطالب قبل با وارد کردن تاریخ دلخواه نمایش داده می شود. جستجو می کنم و آدرس دقیق را برایتان می فرستم. سایت بسیار جالبی است و تغییرات سایت ها مشخص می شوند. بسیار از این حرکت خوشحال شدم. پاینده باشید Broken Heart Rose Broken Heart Rose Broken Heart Rose Broken Heart Rose Broken Heart

  5. ایرمان می‌گوید:

    من حقیقتش فک نمی کردم اینقدر هم مشکل شما دوست عزیز در مشهد باشد. من فقط از حضور شما و یک خانمی به اسم سمانه خبر داشتم. حقیقتش فک میکنم داری به سمت خوبی قدم میذاری. پستهای هرحال حاضر این وبلاگ رو بسیار پرانرژی تر از پستهای روزهای اولش میبینم. همیشه موفق باشی به امید روزهای بهتر

    • آیدا می‌گوید:

      سلام ایرمان عزیز
      ضایعه نخاعی گردنی در این حد، احتمالا فقط من و سمانه و یکی دو نفر دیگه هستیم. اما ضایعه ی نخاعی در مشهد خیلی داریم.
      ممنون از لطف تون.
      سلامت و موفق باشید Smile

  6. نسرين می‌گوید:

    سلام ایدای عزیز،شما پیروز و موفق خواهی شد. با امید و توکل به خدا
    شما ثابت کردید که شکست معنی ندارد.
    خدا پشت و پناهت

  7. سنگ صبور می‌گوید:

    سلام به دوست عزیز و همیشه خواستنی ام
    و سلام به دوستانتون من روی لینک وبلاگ آقای کاوسی رفتم تا وبلاگ ایشون رو هم به لینکدونی وبلاگم اضافه کنم اما وقتی لینک رو زدم دیدم وبلاگشون نیست و نوشته صفحه ای با این آدرس نیست نمی دونم چرا ؟
    آیدا جان امید من اینه همه ی معلولان و جانبازان سرزمینم و هر کسی که از بیماری ای خاص رنج می بره بهم پیوند بخورن و با این پیوند هم هم صحبتان بیشتر بگیرن هم بتونن ایده های بهتری برای کمک بهم خلق کنن چه در پیشگیری چه در درمان و چه در کمک به روحیه ی هر کسی که دردمند است و تنهاست و هم در جلب نظر برنامه ریزان کشوری این امر می تونه باعث نتایج مفیدی بشه و بیشتر مورد توجه قرار بگیرن ان شالله
    در آخر هم صورت ماهتو از راهی دور می بوسم می دونی که برام عزیزی دوستم

  8. فرح می‌گوید:

    سلام آیدا جانم…چه اتاق دلباز و سفیدوخوبی…اتاق بزرگم آرزوست Grin …مطمئنم در این تغییرات ،بهترین حالات براتون رخ میده… مگه از زمین به آسمون میباره شما برای من لطفا دعابفرمایید که دعای شماعین استجابته Rose به یادتونم همیشه

  9. سارای قصه می‌گوید:

    سلام آیدا جانم..
    با تمام وجودم آرزو میکنم تغییراتی که میگی همونطور که دلت میخواد و بهتر از اون اتفاق بیافته و پیش بره..بعدشم بیای و برامون بنویسی و ما هم مثل همیشه ازت انرژی بگیریم و پز دوستی با آیدا جانمان رو به همگان بدیم..
    خدای قدرتمند و حکیم پشتیبانت باشه عزیز دل دوستپ۰

  10. مهدیه می‌گوید:

    سلام ،انشاله همیشه روزگار بر وفق مرادتون باشه Smile Heart Rose

    • آیدا می‌گوید:

      ممنونم مهدیه ی عزیزم Smile
      ……………
      وااای ممنونم. چه سورپرایزی!
      چه ماه… و چه خوش نوا…
      چه سایت خوبیه.
      واقعا ممنونم مهدیه ی عزیزم. خیلیییی خوشحال شدم Smile

      • مهدیه می‌گوید:

        وای مرسی Grin
        شماواقعا لطف دارین ،ممنونم Heart Rose من که درمقابل دیگران واقعا چیزی برای گفتن ندارم…بقیه همه حرفه ای و اینکاره ان، ولی من همینجوری یمقدار شیطنتم گل کرد و اون دوتارو گذاشتم Big Smile

  11. سلام آیدا جان عزیزم خوبید؟
    ببخشید کمی بد قولی کردم و دیر جواب دادم. امروز آدرس سایت آرشیو را پیدا کردم:
    با استفاده از archive.org شما قادر خواهید بود به آرشیو اینترنت دسترسی داشته باشید ، این سایت ، سایت ها و صفحات اینترنتی را آرشیو کرده و شما قادر خواهید بود نسخه های مختلف آرشیو شده را مشاهده کنید .

    کار با archive.org بسیار ساده است ، کافیست با مراجعه به این سایت و در بخش The Wayback Machine آدرس وب سایت و یا صفحه مورد نظر خود را وارد کنید ، این سایت فهرستی از نسخه های آرشیو شده از آدرس شما را در اختیار شما قرار می دهد . با کلیک بر روی هر لینک می توانید صفحه درخواست شده در آن تاریخ را مشاهده کنید .

    طبق آمار ارائه شده از سوی archive.org ، تا کنون ۱۵۰ میلیارد صفحه اینترنتی که از سال ۱۹۹۶ تا بحال ایجاد شده اند در این سایت آرشیو شده اند .
    و با اجازتون همانطور که قبلا گفته بودم بنده چند وبلاگ دارم از جمله وبلاگی داشتم که پیامک های مختلف را جمع آوری می کردم به نام: http://www.bijanmohamadi.blogfa.com
    که اگر الان به صورت عادی جستجو کنید سایت وبلاگی به این نام یافت نمی شود اما در سایت آرشیو با وارد کردن تاریخ میلادی هفتم نوامر ۲۰۱۱ که وبلاگم فعال بوده و در تقویم سایت آرشیو به صورت بولد و پررنگ وجود دارد؛ وبلاگم را با تمام مطالب می آورد. انشالله برای دوستان و مخصوصاً “طیبه” خانم مفید باشد. Rose Rose Rose Rose Rose Rose Rose Rose Rose Rose

  12. DLYDLY می‌گوید:

    بنام پروردگار هستی بخش
    آیدا جان سلام
    روزهای شاد و بیاد ماندنی رو برای تو و دیدارکنندگان آرزو مندم و امیدوارم که بتونی از ترس های بیهوده رهایی پیدا کنی . اگر انسان بدن خودشو بدرستی بشناسه مطمئنا میتونه از خیلی از ترس هایی که شاید شما رو به هراس وا میداره عبور کنه . این که تصمیم گرفتی خودتو از محیط بیرون جدا نکنی و در ازتباط با دیگران باشی بسیار خوبه . فکر میکنم اگه بتونی طبع خودتو بشناسی و با فصل های مختلف هماهنگ کنی بسیاری از مشکلاتی که فکر میکنی برات پیش میاد از بین بره . حوشخالم که با دوستانت از نزدیک دیدار داشتی .
    در پناه پروردگار

  13. بهمن می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    خوبی؟
    ما انقدر درد و گرفتاری داریم که خیلی وقتا واقعا نمیدونیم چه تصمیمی باید بگیریم ولی چیزی که مشخصه اینه که متاسفانه هیچ گزینه ای جز بد و بدتر نداریم! البته یه گزینه ی “افتضاح” هم هست که معمولا دکترا برای ما انتخاب میکنن!
    امیدوارم با تغییر شرایط شاهد بهبود کیفیت زندگیت باشی
    خیلی عزیزی

  14. mona می‌گوید:

    سلام بر آیدای جان جانانممم
    آیدای عزیز واقعا از خداوند برات می خوام که شرایط زندگی بر وفق مرادت باشه و اینکه پدر و مادرت خوب و سلامت باشند…

    همون موقع که من شهرضا بودم آقای کاوسی خونه ی شما بود! شانس رو میبینی تو رو قرآن Big Smile
    ولی خب من همسر شهید طباطبایی رو ملاقات کردم یعنی همسر شهیدی که کتاب پرواز با بال شکسته در مورد زندگیشونه
    بی نظیر بود..
    خیلی خوبن..
    دوست دارم بشه که یکبار همسر شهید صحبت کنی..انسان بسیار مهربانی که صداش هم میتونه بهت آرامش بده..
    برات آرزوهای خوب دارم..آرزوهای خیلی خوووب
    Heart Heart Rose Rose

    • آیدا می‌گوید:

      ممنونم عزیزم Smile ایشالا… برای تو هم…
      آره واقعا… حالا ایشالا این دفعه همه با هم میاین مشهد Smile
      ایشالا. من هم دوست دارم باهاشون صحبت کنم.
      ممنون عزیزم Smile

  15. شنگین کلک می‌گوید:

    سلام بر آیدای عزیز
    من هم از این ملاقات شمابسیار خوشحال شدم
    و دعا می کنم باتغییرات جدید هرچه سریعتر وفق پیدا کنی
    و سلامت و شادمان باشی .

  16. طیبه می‌گوید:

    سلام آیدای عزیز و مهربانم

    منم از دیدنت کلی انرژی گرفتم خانوم
    واقعا خوبی و مهربونی تمام فضای اتاقتو پر کرده بود. کوه انرژی مثبتی عزیزم

    بازهم از پدرومادر نازنینت تشکر کن
    ازینکه آقای کاوسی و تو رو ملاقات کردم واقعا خوشحالم و اون روز بارونی برای منم خاطره انگیز شد واقعا

    مرسی ک بمن لطف داری
    راستش خیلی دلم میخاس زودتر از اینها ببینمت
    ان شاالله ایندفعه خودت میای تو جمع بچه ها

    وااای ینی میشه دوباره وبلاگمو ببینم؟؟؟!!
    ممنونم از راهنماییتون آقای سامانی

    گل برای همتوووووون
    بوس برای آیدای عزیزم

  17. طیبه می‌گوید:

    هوررررااااا سایت ارشیو جواب داد
    الان دارم پستامو میخونم
    چ حالی داره

    مرررررسی از راهنمایتتون اقای سامانی
    مرسی از اطلاع رسانی و لطفت آیدا جوونم

    گللللللللل

    • سلام آیدا خانم گل و طیبه خانم گرامی
      انشالله برای اینکه وبلاگتون را دوباره راه اندازی کنید باید از طریق بلاگ فا یا هر سایت میزبان دیگری که قبلاً عضو بودید با همان آدرس یا آدرس جدید وبلاگ جدید بسازید و مطالب وب سایت قبلی را از طریق آرشیو به این وبگاه جدید انتقال دهید. انشالله دیگه مشکلی نباشه

    • سلام آیدا خانم
      درک زمان انقلاب و زمان جنگ و نیت آن بزرگ مردان و حال و هوای آن زمان در ذهن افرادی که الان از این مسائل دورند بسیار بعید است. زمانی که امام یک فرمان رفتن به جبهه می داد چه صف ها که بسته نمی شد برای عزیمت به جبهه و اون انسانهای شریف برای نون و آب جبهه نرفتن برای دفاع از میهن اسلامی رفتند؛ با خلوص نیت….

  18. لبخند زندگی می‌گوید:

    توکل برخدایت کن کفایت میکندحتما اگرخالص شوی بااو صدایت میکندحتما اگربیهوده رنجیدی ازاین دنیای بی رحمی به درگاهش قناعت کن عنایت میکندحتما دلت درمانده میمیرد اگرغافل شوی ازاو به هروقتی صدایش کن حمایت میکندحتما خطاگرمیروی گاهی به خلوت توبه کن بااو گناهت ساده میبخشد رهایت میکندحتما به لطفش شک نکن اگردنیاحقیرت کرد تورسم بندگی آموز حمایت میکندحتما اگرغمگین اگرشادی خدایی راپرستش کن که هردم بهترینهارا عطایت میکندحتما گلگلگل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette