به نام خداوند بخشنده ی مهربان

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

کودک که بودم دختر یکی از دوستان پدرم ، برای من و خواهرم که نصف سن او را هم نداشتیم داستان هولناک پسرکی را تعریف می کرد که مادر سنگدلش او را در زیرزمین خانه محبوس می کند و در آن تاریکی محض لولویی که موجودیت خود را با آواز شوم ” یک سر و دو پا اومده ، یک سر و دو پا اومده ” اعلام می کرد ، پسر کوچک را یک لقمه می کند و استخوان هایش را برای مادرش باقی می گذاشت.
و مو بر تن ما خواهران خردسال سیخ می شد و انگشتان لرزانمان تا ساعت ها گوشه ی دامان مادر را رها نمی کرد.
و اما سال ها بعد آن داستان ، شوم تر و هولناک تر به شومی یک حقیقت تلخ ، به واقعیت پیوست و حادثه ای گرسنه با اشتهایی سیری ناپذیر در یک چشم برهم زدنی مرا بلعید و باقیمانده هایم را در دامان همان مادر تُف کرد و امروز من هستم با یک سر و یک نصفه دست چپ که با آواز ” یک سر و یک دست اومده ، یک سر و یک دست اومده ” موجودیت خودم را در دنیای وبلاگ نویسی اعلام می کنم.
هدفم از وبلاگ نویسی تنها تحقق سوگندها و ادای دِین است . سوگندهایی که در تاریک ترین روزهایم – که در بطن آن حادثه و در معده ی تنگ و تاریکش تحت اسید سوزاننده ای هضم می شدم و بند بند وجودم تجزیه می شد که مبادا حادثه رودل کند و دچار سوءهاضمه شود وخدایی ناکرده حتی برای یک وعده نتواند قربانی دیگری را ببلعد – ادا کردم و این سوگندها چیزی نیست بجز مسئولیتی که احساس می کنم در قبال کسانی که خوراک حادثه های شوم شده اند ، می شوند و خواهند شد…ولی نه!…از روی نوشته ی تلخم بر روحیات و اخلاقیات امروز من قضاوت نکنید چرا که با همه ی زشتی ها و تلخی های آن حادثه امروز من پویاتر ، فعالتر ، شاداب تر ، با انگیزه تر و امیدوار تر از دیروزِ سلامتم هستم.
و سوگندهایم تا به امروز :
۱- آسیب شناسی ICU !!!
۲- به اشتراک گذاشتن تجربیاتم . چرا که تجربیات دوستان مجازی بی نهایت در بهبود شرایط من موثر بوده است و امروز نیز ، من این را وظیفه ی خود می دانم.
یک توضیح : از آنجایی که تایپ کردن برایم کار چندان آسانی نیست این وبلاگ هفته ای یک بار آپ خواهد شد و همین جا از همه ی دوستان آینده ام عذر می خواهم اگر صله ی ارحام مجازی را دیر به دیر بجا خواهم آورد.علت ، اهمال یا تکبر نیست. علت ، معذوریت هایی است که جسمم مسببش است . یا همان ” من نبودم ، دستم بود ” .:tounge
بیماری من به زبان ساده : ضایعه نخاعی از مهره های ۴ و ۵ گردن …
و اینکه… آیدا هستم…متولد ۱۳۶۳٫

تشکری ویژه از حسین عزیز – مدیر سایت اسپشیال – و بهنام مجاهد عزیز – مسئول سایت اسپشیال – بخاطر زحمات و الطاف بی دریغشان.
:regular

این نوشته در شرح حال ... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

95 پاسخ به به نام خداوند بخشنده ی مهربان

  1. بازتاب: برایم از روز آغاز بگو… | آیدا …آیدا …