بایگانی دسته: ! ICU آسیب شناسی

فرشته خویان ۸ (قسمت اول)

بدجور احساس تنگی نفس می کردم. از صبح که والدینم مرا از آی سی یو تحویل گرفته بودند تا به دستور پزشک معالج برای انجام ام آر آی از بیمارستان ایکس مشهد به بیمارستانی دیگر که فاصله ی نسبتاً زیادی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۴ پاسخ

روز پزشک مبارک :)

پی نوشت ثابت: دوست بسیار عزیزی کل مطالب این وبلاگ را، از ابتدا تا پایان سال ۹۱، و همچنین سال ۹۲ و ۹۳ و ۹۴ را بطور مجزا، بصورت پی دی اف یا کتاب الکترونیکی درآورده اند. اگر کسی تمایل … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در فرشته خویان, مناسبت ها ... | ۹ پاسخ

فرشته خویان (۷)

از وقتی سرانجام مادر با یقین این مژده را داد که در حال تهیه ی مقدمات برای ترخیص من از بیمارستان هستند و قرار است ظرف چند روز آینده پس از چند ماه بستری بودن در آی سی یو مرا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در فرشته خویان | ۸ پاسخ

فرشته خویان ۶ (فرشته ی زخم خورده!)

«اِ، یعنی مُردم؟! طفلک مامان و بابا… چقدر تلاش کردن من زنده بمونم…» «اِ، یعنی مُردم؟! طفلک مامان و بابا… چقدر تلاش کردن من زنده بمونم…» «اِ، یعنی مُردم؟! طفلک مامان و بابا… چقدر تلاش کردن من زنده بمونم…» در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در فرشته خویان | ۳۵ پاسخ

فرشته خویان ۵ (دو فرشته خو…)

یک: خیلی دیر کرده بود. سابقه نداشت که دیر بیاید و همیشه راس ساعت هفت که شیفت شب شروع می شد در آی سی یو بود. از راه که می رسید اول می آمد پیش من به اتاق ایزوله، کشوی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در فرشته خویان | ۲۷ پاسخ