بایگانی دسته: تاریخ تکرار می شود!

تاریخ تکرار می شود! (۶ _ پایان)

اگرچه اغلب، این بدی ها و فجایع هستند که مشمول اصطلاح “تکرارِ تاریخ” می شوند؛ ولی گاهی خوبی هایی هم وجود دارند که نه تنها در تاریخ مکرر شده، بلکه یک بار وقوعشان کافی است که تاریخی شوند… و محبت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۳۱ پاسخ

تاریخ تکرار می شود! (۵)

در میان اشتراکاتی که در شرح حال آقای توسی گرامی به آن ها برخوردم، مورد زیر از همه برایم عجیب تر و جالب تر بود. ایشان می نویسند: «بیشتر از همه دلم برای چشیدن مزه و خوردن چایی و اب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۲۱ پاسخ

تاریخ تکرار می شود (۴ – مهم و حیاتی!)

مسئله ی دیگری که اصولا سیستم پزشکی ما با آن دست به گریبان است؛ مسئله ی کمبود پرسنل و عدم تناسب تعداد پرسنل و شمار بیماران است. یک پرستار در هر شیفت، مسئولیت چندین بیمار را به عهده دارد، که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۴۵ پاسخ

تاریخ تکرار می شود (۳)

در ادامه ی توضیحات پست قبل، مبنی بر نکات ظریف و حاشیه ای که از نگاه برنامه ریزان و مدیران بخش درمان دور می مانند، به مسئله ی دیگری اشاره می کنم که ارتباط مستقیم با آرامش بیمار دارد. آرامش، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۱۵ پاسخ

تاریخ تکرار می شود (۲)

در بخش دوم از سری «تاریخ تکرار می شود…»، به چند نکته ای که در ظاهر کم اهمیت جلوه می کنند و بدین علت از دیدِ برنامه ریزان و مدیرانِ بخش درمان پنهان مانده اند می پردازم. مسائلی که تا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۱۷ پاسخ

تاریخ تکرار می شود (۱)

خاطرات دوستِ نخاعی، آقای مهدی توسی، را که چهار سال بعد از من، در شب عروسی شان، دچار حادثه شده و ایشان را هم به همان بیمارستانی منتقل کرده بودند که از من، من ساخت! می خواندم. تا قبل از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۳۳ پاسخ