بایگانی دسته: ماجراهای من و آقای عدالت

حدیث مکرر ظلم…

پرونده ی آقای عدالت هم بسته شد… پس از هفت سال سر دواندن و پاس دادن پرونده به شعب گوناگون، با دادن حکم قطعی تبرئه به یک قصورِ محرز، که البته وقتی قصور با بی عدالتی درآمیخت دیگر قصور نیست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ماجراهای من و آقای عدالت | ۵۶ پاسخ

ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت آخر؟ نه، این قصه سر دراز دارد … )

تا اینجای کار من هر آنچه را که در پنج سال پیگیری پرونده اتفاق  افتاده بود، به اختصار برایتان  شرح دادم. نسبت به این برهه از زمان، این قسمت می تواند قسمت آخر باشد ولی این داستان پایانی نخواهد داشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ماجراهای من و آقای عدالت | ۲۱ پاسخ

ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت پنجم) …

دادگاه پشت دادگاه برگزار شده و پروسه ی زیر مدام تکرار میشد، شکایت به رای دادگاه مبنی بر برائت پزشک خاطی — فراخواندن پدرم و جناب پزشک خان برای جلسات کارشناسی — امیدهای واهی — تبرئه ی جناب پزشک خان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ماجراهای من و آقای عدالت | ۱۳ پاسخ

ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت توجیهی) …

امروز از دوست عزیزی کامنتی دریافت کردم، با این مضمون: باید حرفهای کارشناسان و اون پزشک رو هم شنید و بعد نظر داد..! این جوری شاید یک طرفه به قاضی رفتن باشد..! به محض خواندن این کامنت اولین جمله ای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ماجراهای من و آقای عدالت | ۱۸ پاسخ

ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت چهارم) …

پس از تبرئه ی جناب پزشک خان در دادگاه بدوی مشهد، پدرم لایحه ای پنج صفحه ای، تماما علمی و با دلائل و مستندات دادگاه پسندانه، نوشتند و تقدیم دادگاه کردند. چندین مدرک و نظر چندین صاحب نظر را نیز، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ماجراهای من و آقای عدالت | ۲۰ پاسخ