بایگانی دسته: خاطرات – تجربیات پراکنده

فرشته خویان (۳ – قسمت اول)

پس از آنکه بعد از ۱۲۳ روز، سرانجام از بیمارستان ترخیص شده و به منزل منتقل گشتم، یکی از مهمترین دغدغه های والدینم این بود که هر چه سریعتر من را از دستگاه تنفسی (ونتیلاتور) جدا کنند. برای آن دسته … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, خاطرات - تجربیات پراکنده, فرشته خویان | ۲۸ پاسخ

این آدم های قدر ناشناس…

بعد از آن که بخاطر بیماری و ایجاد ضایعه در نخاع از لحاظ حسی و حرکتی و حتی تکلم کاملا ناتوان شدم، هر بار که می دیدم کسی برای انجام کاری تنبلی اش می آید و مثلا تشنه است، ولی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطرات - تجربیات پراکنده | ۳۶ پاسخ

فرشته خویان (۲)

من همیشه این مطالب را هرچند که خاطرات تلخی هستند، با فراغ خاطر و بدون هیچ تلخکامی ای می نویسم… ولی این بار در نوشتن این مطلب، دل خودم هم به درد آمد… پس اگر تحملش را ندارید، نخوانید… از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, خاطرات - تجربیات پراکنده, فرشته خویان | ۲۷ پاسخ

فرشته خویان (۱)

از میان چهار گروه از انسان هایی که من طی اقامت ۱۲۰ روزه ام در دو آی سی یو و اقامت های کوتاه مدتی که در چندین آی سی یوی دیگر داشتم شناختم، تا کنون از فرشته خویان کمتر سخن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, خاطرات - تجربیات پراکنده, فرشته خویان | ۲۸ پاسخ

تاریخ تکرار می شود! (۶ _ پایان)

اگرچه اغلب، این بدی ها و فجایع هستند که مشمول اصطلاح “تکرارِ تاریخ” می شوند؛ ولی گاهی خوبی هایی هم وجود دارند که نه تنها در تاریخ مکرر شده، بلکه یک بار وقوعشان کافی است که تاریخی شوند… و محبت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده | ۳۱ پاسخ