بایگانی نویسنده: آیدا

مرا رها مکن…

مطالعه ی بخش سوم این مطلب به همگان توصیه می شود؛ از جامعه ی عام گرفته تا جامعه ی درمانی، بهزیستی، مسئولان و حتی معلولان و خانواده های ایشان… ۱ برایم نوشت؛ همه چیز را… «اما حرف من که جای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در به اشتراک گذاشتن تجربیات..., مناسبت ها ... | ۱۲ پاسخ

وقتی…

وقتی چرخ تختت می شکنه و مجبور میشی از تخت دل بکنی و بیای پایین و یک نصف روز بری توی راهرو پشت در اتاق بشینی تا تعمیرش کنن… مثل دانش آموز شیطونی که از بس توی کلاس شلوغ کرده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی | ۱۳ پاسخ

اطلاع رسانی!

لطفا در صورت تمایل مشارکت نمایید… کمپین پیگیری تصویب لایحه حمایت از حقوق معلولان پیام کمپین: دوست ارجمند، سلام و عرض ادب و احترام. به یاری و همفکری شما نیازمندیم. به استحضار می رساند: لایحه حمایت از حقوق  معلولین از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مناسبت ها ... | ۳ پاسخ

فرشته خویان ۹ (قسمت دوم)

دیروز (۲۷ آبان) دومین سالگرد بهار بود… بیایید به یاد او یک گل  یک قلب   و یک لبخند بگذاریم…  (ممنون از دوست عزیزی که یادآوری کرد ) نمی دانم چند روز و یا فقط چند ساعت از عمل تراکستومی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۲۵ پاسخ

فرشته خویان ۹ (قسمت اول)

از همان کودکی هیچ وقت عادت نداشتم از دیگران در مورد زندگی خصوصی شان زیاد سؤال بپرسم. مثلاً هیچگاه کنجکاوی نمی کردم که دوستانم پدرشان چه کاره است و مادرشان چه شغلی دارد یا این که چند خواهر و برادرند … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۱۵ پاسخ

معرفی چند ابزار دیگر جهت تایپ با یک انگشت

یکی از نخستین مطالبی که در ابتدای شکل گیری این وبلاگ نوشتم مطلبی بود که در آن ابزاری را که با آن قادر به تایپ و استفاده از کامپیوتر می شدم معرفی کرده بودم. ابزاری که ایده و طراحی آن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در به اشتراک گذاشتن تجربیات... | ۶ پاسخ

فرشته خویان ۸ (قسمت سوم – آخر)

برخلاف همیشه که ساعت ملاقات، بخش تقریباً ساکت بود و پرسنل به تخت بیماران کمتر رفت و آمد داشتند تا محفل خصوصی ملاقات یک طرفه ی بیماران با همراهیانشان حفظ شود، آن روز به نظر جَو بخش کمی نا آرام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۶ پاسخ

فرشته خویان ۸ (قسمت دوم)

با از کار افتادن سیستم تنفسی ام اگرچه ابتدا به نظر می رسید که تکلیفم روشن شده است و ظرف چند ساعت تا حداکثر چند روز آینده خواهم مرد، اما وقتی هیچ کس از آن دنیا به سراغم نیامد و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۴ پاسخ

فرشته خویان ۸ (قسمت اول)

بدجور احساس تنگی نفس می کردم. از صبح که والدینم مرا از آی سی یو تحویل گرفته بودند تا به دستور پزشک معالج برای انجام ام آر آی از بیمارستان ایکس مشهد به بیمارستانی دیگر که فاصله ی نسبتاً زیادی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ! ICU آسیب شناسی, فرشته خویان | ۴ پاسخ

شَهِ شاهکاران تویی تو!

یعنی تنها اگر یک فرصت دست بدهد که به هر دلیلی من از روی تخت بیایم پایین و روی ویلچر بنشینم، نهایتاً مرا یا سر چهارراه پیدا می کنید یا سر کوچه! با این حال همین چند ماه یک بار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در روزمرگی, متفرقه ... | ۲۲ پاسخ