اما دعای من غیر از این بود…

امروز سالگرد بهار بود… دوستی مرا مطلع کرد… یادم نرفته بود، فقط گمان می کردم که در ماه آذر باشد… روحش شاد و یادش ماندگار… Heart  Rose 

برایش لبخند می زنم، همان طور که او همیشه لبخند به لب داشت. Smile

تمام خوشحالی و احساسات خوب این پست، با خواندن کامنت جدید مادر علی اصغر کوچک رنگ باخت…

«سلام آیدا جون من مامان علی اصغرم قبلا برات کامنت می ذاشتم ….پسر مظلومم شهریور ماه به دلیل کینه توزی پزشک آی سی یو یک بیمارستان فوت کرد دقیقا اون چیزایی که توی معرفی کتابت از آزار های شفا خانه نوشتی رو به چشم دیدم و حس کردم اما در کنارشون انسانهای خوبی هم بودند مثل خانم حیدر ی مسئول بخش ریه و گروه همکارشون … کلی پی گیری کردم اما مسئول بیمارستان حتی یک بار هم نیومد ببینه که چی به حال پسرم اومده …پسرم معصومانه پر کشید اما من موندم و یه روان زخم خورده که جسممو درگیر کرده دوست دارم بازم به اینجا سر بزنم و از تجربیاتت استفاده کنم تا لا اقل مرحم زخم دیگه ای باشم…انشا الله خانم فاطمه زهرا شفا ی عاجلی برای تو وبقیه دوستان حاصل کنن.»

و نه این که تحت تاثیر کارشکنی ها و بی مهری های عده ای دیگر، فرشته خویان بیمارستان مفید از چشم ام افتادند… نه… غم من از دعایی است که کردم و نا انسان هایی که مجال تحقق به آن ندادند…

وقتی مادر علی اصغر، نخستین بار برایم کامنت گذاشت و گفت:

«باتمام وجودم ازتمامی فرشته های بیمارستان مفید (پزشکان پرستاران خدمه وهمه مسئولین و دوستان) که شش ماه به طور متناوب از سحر تا شب و از شب تا صبح بر بالین پسرم مادری و پدری کردن و زنده نگهش داشتن سپاسگزارم.»

من شادمانه دعا کردم:

«امیدوارم که در جریان ناگزیر درمان، تا خط پایان سلامتی، او و مادرش تنها با فرشته خویان هم مسیر باشند. تمام دعای من این است که هیچ کس بر نگاه مثبت این مادر، خدشه ای وارد نسازد و در این مسیر، هرگاه گذارش به مراکز درمانی می افتد، تنها مهر ببیند و اعتماد و احترام…»

اما نا اهلان، این مسیر را به سوی پایانی نافرجام منحرف ساختند… البته باید دانست که حقیقتا چه گذشت و چه شد، تا بتوان به خود اجازه ی قضاوت داد، اما آن چه مسلم است، این است که مهر و احترام دریغ شد و اعتماد همراه با علی اصغر پر کشید…

و اما مادر علی اصغر، با تنی زخمی از بی مهری ها، هنوز هم مهر را از یاد نبرده است؛ او همچنان در میان بغض و آه، آوای سپاس بر لب دارد:

«از تمام فرشته خویان بیمارستان مفید سپاسگذارم مخصوصا بخش ریه بیمارستان مفید اون مدتی که ما مهمونشون بودیم سنگ تموم گذاشتن (نسیم هدیه فریدونی خانم حیدری دکتر سمیر وکلیه همکاران این بخش)پرسنل این بخش اخلاق انسان مدارانه ای دارن.»

و پرسنل درمانی بخوانند پیام این مادر را:

«سلام اگه از# پزشکان ،پرستاران ویا خانواده هاشون# …کسی این صفحه رو می خونه بگین اول برای رضای خدا وبعد برای نجات جون یه بیمارکه مصومانه درد می کشه در انجام وظایفشون یک ثانیه هم تعلل نکنن..من چندین بار شاهد خفگی و مرگ علی اصغرم بودم ولی کادر پرستاری، البته بعضی، به جای تسریع در عمل، به من و پسرم بی احترامی می کردن …خیلی جالبه که سوپر وایزر حق رو به اونا می داد …نمی دونم اگه عزیزانشون رو ی همون تخت بودن این افراد در مقابل عکس العمل منفی پرستار و پزشک چه واکنشی نشون می دادن…خیلی دوست دارم از اون بیمارستان اسم ببرم تا آبروی یه عده رو بریزم …ولی از فرشته خویان این بیمارستان شرم می کنم. لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست دوست دارم در این زمینه ها همه جا با صدای بلند داد بزنم اشک بریزم و خواهش کنم تا مردونه انسان وار و مومنانه کار درمانیشونو انجام بدن …خانم به اصطلاح دکتر به کمسیون ونفع کثیف مالیت نرسیدی ویه بچه رو به بهبودی رو به کشتن دادی …نفرین نمی کنم اما امید وارم خیلی زود متوجه کار زشتت بشی …هیچ وقت ازت اسم نمی برم نمی خوام زندگیتو خراب کنم اما امید وارم خدا بهت تلنگر آرومی بزنه تا قبل از این که از این دنیا بری توبه کرده باشی میگن اگه یه نفرو زنده کنی انگار یک جمعیتو رو زنده کردی و اگه یه نفرو بکشی یه جمعیتی رو کشتی امید وارم هیچ نقطه ای از دنیا ظلمی نباشه باخودم عهد کردم همه جا در این زمینه تبلیغ کنم

پی نوشت ثابت: دوست بسیار عزیزی کل مطالب این وبلاگ را، از ابتدا تا پایان سال ۹۱، و همچنین سال ۹۲ و ۹۳ را بطور مجزا، بصورت پی دی اف یا کتاب الکترونیکی درآورده اند. اگر کسی تمایل دارد که این فایل های پی دی اف را به صورت پیوست در ایمیلش دریافت کند تا برای دوستانش نیز بفرستد، ایمیلی به ایمیل زیر بفرستد تا آن ها را برایش ارسال کنم… متشکرم…ida.elahi@gmail.com

پی نوشت ثابت: دوست عزیزی از وبلاگ من، کتابی الکترونیکی برای گوشی های اندرویدی تهیه نموده اند، که در صورت تمایل و برخورداری از این نوع گوشی ها، می توانید از طریق لینک های زیر، کتاب اندرویدی “آیدا…” را دانلود نمایید. با سپاس فراوان از این دوست عزیز Smile Rose

دانلود از پیکوفایل: http://s6.picofile.com/file/8209670134/book.apk.html

لینک مستقیم: http://s6.picofile.com/d/07d0b24b-6452-44da-bf49-bc7be0048546/book.apk

آیدا…” در مطبوعات: روزنامه پزشکی “سپید”

۱- من از کاغذ نبودم Clover 2- به تلخی واقعیت

۳- و من آن روزها را به یاد خواهم داشت

۴- از حال بد به حال خوب

۵- این آدم های قدرناشناس

۶- طعم گس هوشیاری

۷- من اتونومیک دیس رفلکسی دارم، آقای دکتر…

۸- تلاشی سخت برای جدا شدن از دستگاه تنفس

* * *

فصلنامه “رابط سلامت”؛ شماره ۴۲-۴۴؛ پاییز و زمستان ۹۳

این نوشته در روزمرگی, متفرقه ... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

45 پاسخ به اما دعای من غیر از این بود…

  1. mona می‌گوید:

    وای خدا
    نمیدونم چی بگم آیدا
    مگه میشه یه پزشک یه پرستار تا این حد بی وجدان؟
    ینی اگه عزیزشون روی تخت باشه همینجوری اینقدرررر بی تفاوت برخورد میکنن؟؟
    بالاخره یه روزی یه جایی به جوووری چوب این بی وجدانیشونو میخورن .شک نکن آیدا
    خدایی هست..
    خداجون اگه قراره پزشک شم قبلش وجدان و ظرفیتشو بده

  2. سلام آیدا خانم دلسوز و مهربان
    اینکه چقدر جریان علی اصغر عزیزروی قلب شما تأثیر گذاشته و پست مجزایی نوشتید خدا می داند. از خداوند متعال برای آن عزیز علو درجات و آرامش در جوار ایزد متعال مسئلت می کنیم و برای مادر فهمیده و دور اندیش صبر و شکیبایی آرزو می کنیم. خیلی سخت است و خیلی بزرگواری می خواهد با این همه سختی و مصیبت باز هدایت را آرزو کنی… خداوند متعال تقدیر و سرنوشتی همراه با حکمت برای هر کسی بنا بر مصلحت اندیشی و مصالح فرد در نظر گرفته که هیچ کس از آن آگاهی ندارد… اتفاقاتی باید بیفتد و آدمی باید شاهد جریاناتی باشد تا تآثیرات و نمودهای خود را داشته باشد. درد و رنجهایی که خود آیدا خانم کشیده تا از زبان ایشان که ما به صحت گفتارشان ایمان داریم . چند بار تا لب مرز وداع با زندگی پیش رفته (دور از جان مبارک) نتایجی است که حاصل آمده و اکنون چه آثار عمیقی روی افراد در اقشار مختلف می گذارد که در جای جای کشورمون از بیماران پرستاران و پزشکان و حتی افراد سالم و عادی هستند…. اینها حکمت است… ببخشید زیاد صحبت کردم فقط قصدم تخفیف آلام شما و مادر ستمدیده علی اصغر عزیز بود…

  3. یک نکته در خصوص دعا یادم رفت بگویم و آن این است که خداوند فرموده است وظیفه شما دعاست و بنده تکلیفی یا مسئولیتی برای استجابت آن نداریم. مراد تأثیر دعا بر دعا کننده است و هدف آن خواهش و خواستن است که انسان خوبی و سلامت را بر دیگری آرزو کند که خلوصش را در کفه اخلاص می گذارد و خداوند نسبت به نیت در دفتر اعمالش می نویسد وگرنه تقدیراتی لایتغیر بنا بر نگاشته های لوح محفوظ هست که بر بنی بشری حتی پیامبران و اولیالله آشکار نیست… آیه:لیس للانسان الا ما سعی. و حدیث مولای متقیان : انما الاعمال بالنیّات

  4. سارای قصه می‌گوید:

    سلام
    چقدر مهربان و انسانند این خانم آیدا جانم..براشون از خدای بزرگ صبر و آرامش طلب میکنم..و هم موفقیت در مسیری که پیش گرفته اند..
    خدای بزرگ آرام قلبشون باشه..قلب بزرگی که نفرین در قاموسش نیست در عین اینکه کاملا محق هستند .ِ.
    دلم به درد اومد و بیشتر از اون به هم ریختم راستش..
    آیدا جانم میبوسمت خوب من..

  5. شهلا می‌گوید:

    سلام
    تا زمانی که افرادی برای پول و مطامع شخصی و خلا های روانی وارد حرفه ی حساس و مهم پزشکی میشن این اتفاقات تکرار میشه. اگر کسی ظرفیت روحی و معنوی بالایی نداشته باشه هرگز نمیتونه پزشک موفقی بشه و صدمات جبران ناپذیری رو به پیکره ی اجتماع و جامعه ی پزشکی وارد میکنه.خیلی از دکترا و پرستارا فراموش میکنن که قدم توی راه ابن سینا میذارن و حداقل باید کمی شبیه اون پزشک جهانی باشن.حداقل کمی!
    از این دست اتفاقات دیدم و خودم لمس کردم که بعضی ها با من بیمار چطور رفتار کردن.خیلی اسفناکه این رفتارها

  6. melika می‌گوید:

    راستش من فقط یک بار تجربه بستری شدن در بیمارستان رو داشتم اتفاقا یک بیمارستان خصوصی خیلی پر مدعا هم بودند به دلیلی من هم ملافه های بیمارستان رو کثیف کردم و رفتار بهیاری که برای عوض کردن ملافه اومد به قدری زننده بود که مادرم به گریه افتاد ! تا وقتی با اینجا آشنا نشده بودم فکر میکردم اون یک اتفاق بوده و شانس من بوده که همچین به شیفت همچین بهیار بی وجدانی خوردم … واقعا نمی دونم چی بگم ! برای این مادر نازنین آرزوی قلبی صبور و آروم دارم …

  7. DLYDLY می‌گوید:

    بنام پروردگار هستی بخش
    پروردگار روحش رو مورد لطف و رحمت قرار بده و به خانواده این عزیز صبر عطا کنه . در مراکز درمانی باید بیاد داشت که همیشه حواس همراهان بیمار شش دانگ جمع باشه چرا که کسانی هستند که از روی علاقه و عشق رشته پزشکی و پرستاری را انتخاب نمیکنند و همین موضوع باعث کاهلی در کار میشه .
    در پناه پروردگار

  8. بهمن می‌گوید:

    سلام
    چرا اسم بیمارستان رو نمیگید؟ این چه منطقیِ آخه؟! تا وقتی ما بخوایم همه چی رو کتمان کنیم شاهد هیچ تغییر مثبتی نخواهیم بود !
    اگه من باشم نه تنها اسم بیمارستان، اسم سوپروایزر و پرستار و رئیس بیمارستان و … همه رو لو میدم! ما هر بلایی سرمون میاد از اشتباهات خودمونه!

    • آیدا می‌گوید:

      موافقم بهمن جان
      مخصوصا شکایت قانونی نکردن این همه بیمار متضرر از بخش درمان، باعث شده تابوی خطا و کارشکنی و بدرفتاری شکسته بشه.
      به نظرم هر کس فکر میکنه محق هست باید حق اش رو پیگیری کنه و الا خیلی های دیگه مثل خودش متضرر میشن.

      • سلام آیدا خانم گل
        فروردین امسال مادرم بدون هیچ سابقه بیماری قلبی احساس ناراحتی در سینه می کرد. از مسافرت برگشته بود و سه بار بردیم پزشک های مختلف ویزیت کردند گفتند از خستگی است و یکی گفت از معده است. وقتی ارژانس شهرکرد بردیم گفتند که فقط یک ساعت دیرتر رسیده بود تلف می شد و از شهرکرد تا اصفهان با هزینه آمبولانس از طرف خود بیمارستان اعزام شد و الان قلبش با باطری کار میکنه… مگه پزشکان پذیرفتند که اشتباه کردند و دقت لازم را نکردند… مگه اصلا نظام پزشکی ما پاسخگو است خدا می داند چه جنایاتی در بیمارستان ها و مطب پزشکان اتفاق می افتد. آدم سرمایه دار و بیکار می خواهد تا کمی پیگیر این معضلات باشد . جامعه طوری شده که امروز کار نکردی فردا محتاجی و …

        • آیدا می‌گوید:

          بله، کاملا می فهمم چی میگید. حرفاتون هم صد در صد درسته… واقع بینانه است. حقیقت جاریه…
          ولی نمیشه همین طور هم ساکت موند. حداقل باید یک تلنگری زد… حداقل کسایی که موقعیتش رو دارن.
          خدا به مادرتون سلامتی بده… و به شما و خانواده تون.

  9. بهمن می‌گوید:

    ما انقدر بدبخت شدیم که وقتی می بینیم یکی با بقیه فرق داره ازش تعریف و تمجید میکنیم! اون خانوم حیدری که نام بردید کار خاصی جز انجام وظیفه نکرده! شما باید از اونایی که به وظایف خودشون به درستی عمل نمیکنن نام ببرید…
    این سادگی ملت منو عصبی میکنه!

    • سلام به آیدا خانم گل و بهمن عزیز
      خداوند اجازه نداده که فردی آبروی کسی را ببره و هر کس پاسخگوی اعمال خودش می باشد. هنوز عرف جامعه ما با این مدینه فاضله که شما میگید فاصله داره. امروز نماینده مجلس که مصونیت داره هم هزار جور مورد سؤال و خطاب و محدودیت قرارمیگیره. آیدا خانم یک سایت اطلاع رسانی و مشورتی تشکیل دادند و نماینده قوه قضائیه نیستند. با عرض معذرت که بنده دخالت کردم توی این موضوع ولی به این خاطر بود که شاید….

      • آیدا می‌گوید:

        هر کس پاسخ گوی اعمال خودشه، درست… اما کی پاسخگوی ظلم و زیان وارد شده به امثال من و این مادر هست؟
        بهمن عزیز حرفاش درسته. هرچند کاملا و قاطعا قابل اعمال نیست.
        با این حال، ما با این عرف، خودمون داریم بی عدالتی رو رواج میدیم.
        البته حرف شما هم متینه. چون تا نتونیم از قضاوت و ذهنیت مون در مورد یک فرد مطمئن باشیم، حق نداریم با آبروش بازی کنیم. شاید دلیل خیلی از ما ها برای نام نبردن همین باشه.

    • آیدا می‌گوید:

      با این هم موافقم… این قدر کارشکنی در انجام وظیفه زیاده که انجام وظیفه به نظرمون فوق العاده میاد.
      اما به هر حال این افراد که در چنین بلبشویی خودشون رو از کارشکنی حفظ کردن شایان تقدیر هستن.

  10. بهمن می‌گوید:

    سلام
    آقا بیژن اگر هر کس پاسخگوی اعمال خودشه و تو دادگاه خدا باید محاکمه شه پس دیگه قوه قضاییه رو واسه چی گذاشتن؟!
    هر چند که سیستم اساسا مشکل داره ولی به هر حال باید از حق خودمون و دیگران دفاع کنیم
    ملاحظه کنید، من یه همچین آدمی ام
    http://bahmankarimi63.blogfa.com/post-21.aspx
    رمز مطلب: ۱۳۶۳

    • سلام آقا بهمن عزیز
      سلام آیدا خانم گل
      البته کمی خلط موضوع شده است. اولا منظور از خانم؛ آیدا خانم بود یعنی سایت شما حالت مشورتی و راهنمایی داره و نماینده قوه قضائیه نیستید. تمام مطلب شما را آقا بهمن خوندم. بنده خودم هم شمّ پلیسی دارم و افراد با این شیوه زندگی را با چند خط همراه که دارم و خاصه خط ایرانسل که کمتر میشه پیگیری کرد و به تماس گیرنده رسید مورد دیگه یک خرید اینترنتی از سریالهای جالب قبل از انقلاب بود که سایتی با داشتن نماد اعتماد که از پست این نماد را دریافت میکنه و اطمینان به خریدار میده در سایتش استفاده کرده بود که با پیگیری و استعلام دیدم نمادش تقلبی است و با اینکه دو بار به دادگستری و پلیس فتا (پلیس جرایم اینترنتی) رفتن و کرایه سرویس شهرکرد بیش از هزینه خریدم یعنی پنجاه هزارتومان میشد اما به خاطر منافع عمومی و جلوگیری از کلاه برداری الان نزدیک دو ماه است پیگیرم. طرف من را تهدید کرد که سریال زمان شاهی می بینی و آدم میفرستم دم در خونه ات و … اما من از این تهدیدات نترسیدم و کل پیامک هارا تایپ و زمیمه پرونده کردم… ببخشید پر گویی کردم غرضم این است که انتظار ما از آیدا خانم فاش کردن نام ها و توقع پیگیری شکایات نیست بلکه بازکردن چشم افراد و ارائه راهنمایی است. بله اگر فردی هم واقعا کار خلاف میکنه و محرز شد هیچ اشکالی نداره که ما معرفی کنیم اما اندازه نگهدار که اندازه نکوست آیا به قیمت آبروی فرد می ارزد و …

  11. تقدیم به دوستان:
    به بیان شاعرانه اخوان ثالث:
    سه ره پیداست:
    نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
    حدیثی که اش نمی خوانی بر آن دیگر
    نخستین : راه نوش و راحت و شادی
    به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادی
    دو دیگر : راه نیمش ننگ ، نیمش نام
    اگر سر بر کنی غوغا ، و گر دم در کشی آرام
    سه دیگر : راه بی برگشت ، بی فرجام
    … من اینجا بس دلم تنگ است
    و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بی برگشت بگذاریم
    ببینیم آسمانه هر کجا، آیا همین رنگ است؟

  12. mona می‌گوید:

    وای آیدای عزیزم
    امروز گفتم برم وب بهار ببینم کی بود
    قبل اینکه برای اولین بار برات کامنت بذارم تو اینترنت کل وبلاگشو خونده بودم کل خاطراتش و روزای سختش
    و پست آخرش ک گفته بود روزی برمیگردم ک بتونم سفیر امید باشم
    فک کنم سال ۹۳ بود پستش
    با خودم گفتم خدا کنه باشه خدا کنه پیش خونوادش باشه سالم باشه…
    چقدر براش دعا کردم از خدا خواستم فقط باشه…با این ک نمیشناختمش
    ولی همون یه روزی ک کل وبلاگشو خوندم با تک تک خاطرات سختش اشک ریختم
    و الان ک فهمیدم بهاری ک ازش نوشتی همونی بود ک من تو فکرش بودم و باخودم میگفتم الان تو چ حالیه…
    شوکه شدم…خدا رحمتش کنه…یه سال گذشت…
    خدا ب خونوادش صبر بده …
    روزای سختی رو گذروند …مطمءنم مث یه فرشته از دنیا رفت..پاکِ پاک

  13. سلام آیدا خانم خوبید؟
    انشالله که همیشه سرحال و سرزنده پاسخگوی مشکلات دوستان باشید هر چند که آرزو می کنیم هیچ عزیزی مشکلی نداشته باشه اما همه میدانیم که شدنی نیست و انسان در رنج آفریده شده و بالندگی آدمی در دست و پنجه کردن با مشکلات در کوره گداخته زندگی است و باعث آبدیده شدن است. پاسخ های ((اندر احوالات تراکستومی…)) بسیار کامل و تخصصی هستند و چقدر وقت می گذارید و مشاوره ها ووو…. که مایه مباهات است. آیدا جان از درسها و دانشگاه چند وقتیه مطلبی نگفتید… دوست داریم از پیشرفت تحصیلی، کلاس ها و واحدهای درسی بدونیم…. پاینده باشید Rose Rose Rose Rose Rose Rose Heart Heart Heart Heart Heart

  14. پرویز می‌گوید:

    ببخشید قسد فوضولی ندارم شماچندوقطه ضایعه نخوایی هستید؟

  15. پرویز می‌گوید:

    شماچند وقطه ضایعه نخوایی هستید؟

    • آیدا می‌گوید:

      از سال ۸۳
      میشه ۱۲ سال

      • پرویز می‌گوید:

        یکی از اقوام ماهم از۵تبقه افتاد ۷سال روی ویلچر بود دکتوراش گفتن دیگه نمیتون راه بره ولی عمم واسش یسری مکمل آورد الان ۵ماه استفاده میکن حس پاهاش برگشته الان داره بااسا راه میره اگه دوست داشتید توهم خوب بشی به ایمیلم بیا اونجاصحبت کنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette