آنچه باید در آغاز ایجاد ضایعه در نخاع بدانید! (۲)

در ادامه ی پست قبل، اکنون به بیان انواع شیوه های توانبخشی می پردازم.

فیزیوتراپی: نخستین اقدام در انجام توانبخشی، فیزیوتراپی می باشد. فواید فیزیوتراپی به قرار زیر است:

  • فیزیوتراپ با انجام حرکات ورزشی و کششی از یک سو مانع از تحلیل رفتن عضلات اندام های از کار افتاده می شود، و از سویی دیگر موجبات تقویت آن ها را فراهم می آورد.
  • همچنین اندام ها در اثر بی حرکتی و تحت تاثیر اسپاسم های عضلانی به مرور زمان تغییر شکل خواهند داد. فیزیوتراپی این روند را به تاخیر خواهد انداخت و تا جای امکان شدت آن را کاهش خواهد داد.

و البته فیزیوتراپی می تواند معایبی نیز داشته باشد!

  • استفاده از پروتزهای نا مناسب و حرکات ورزشی نا به جا، منجر به صدمات پوستی، عضلانی، و استخوانی می گردد.
  • استفاده از دستگاه تِنس که شوک خفیف برقی را به عضلات وارد می آورد و ظاهرا برای جلوگیری از تحلیل عضلات استفاده می شود، سبب افزایش اسپاسم خواهد شد؛ از سویی ممکن است سوختگی های سطحی ایجاد کند. به طور کل برای بیمار نخاعی بهتر است که فیزیوتراپی صرفا با دست صورت بگیرد و از هیچ دستگاهی استفاده نشود. تاثیر کار دست بسیار بیشتر خواهد بود و از سویی ضرر دستگاه ها از فواید آن ها بیشتر است.
  • انجام حرکات ورزشی سنگین، به تحلیل بیشتر عضلات می انجامد. به طور مثال، استفاده از وزنه های سنگین برای تقویت عضلات شانه و بازو، و ترغیب بیمار به بلند کردن و نگه داشتن وزنه های سنگین، در دراز مدت منجر به تحلیل تصاعدی عضله می گردد.

کاردرمانی: در حالی که فیزیوتراپی بیشتر جنبه ی درمانی دارد، کاردرمانی بیشتر حالت آموزشی داشته و به بیمار یاد می دهد که چگونه از حداقل توانایی های خود استفاده کند. شاید کاردرمانی بعد از فیزیوتراپی گام دوم توانبخشی باشد، اما ماهیت اصیل توانبخشی در حقیقت در کاردرمانی است، زیرا هدف کاردرمانی توانمند ساختن بیمار است.

یک کاردرمان به بیمار خود آموزش می دهد که چگونه با حرکات محدود اندام های خود بعضی کار ها را انجام دهد. مثلا با دستی که حرکت و توانایی محدودی دارد به تنهایی بتواند غذا بخورد یا موهایش را شانه بزند. یا به او یاد می دهد با نگه داشتن قلمی در دهان بنویسد و نقاشی بکشد. یا به بیماران نخاعی کمری می آموزد که چگونه از تخت به ویلچر جا به جا شوند. همچنین، کاردرمان وسایل کمکی را به بیمار معرفی کرده و گاه برایش ابزار های به خصوصی را طراحی می کند. به طور مثال، ابزاری که من با آن تایپ می کنم، توسط کاردرمانم طراحی شده است.

به طور کل، کاردرمان بازگشت به زندگی فعال را به بیمار می آموزد.

طب سوزنی: طب سوزنی خصوصاً در یک سال اول می تواند تاثیرات قابل توجهی داشته باشد و به قول خودم، به بیدار شدن اعصاب خفته کمک کند. البته تأثیر طب سوزنی بیشتر از لحاظ حسی خواهد بود تا حرکتی. به عقیده ی من، و البته طبق تجربه ای که داشتم، طب سوزنی در میان انواع مختلف طب مکمل، برای مشکلات عصبی، بیشترین کارایی را دارد و به گمانم بهتر است که حتما در برنامه ی توانبخشی دو سال طلایی! اول پس از ضایعه گنجانده شود. پس از آن نیز برای مشکلاتی نظیر اسپاسم می توان به جای مصرف دارو، از این روش استفاده کرد و شاهد نتایج آشکار، و در عین حال بی ضرر، آن بود.

آب درمانی: آب درمانی، ماساژ در آب، و حتی خوردن آب! تاثیر بسزایی در بهبود بیمار خواهد داشت؛ واقعا بی راه نیست که می گویند “آب مایه ی حیات” است. آب درمانی ضرورتا باید در برنامه ی توانبخشی بیمار لحاظ شود؛ چه از طریق مراجعه به مراکز توانبخشی که تاسیسات آب درمانی دارند، و چه تنها در حمام خانه و ماساژ ملایم اندام های بیمار در آب ولرم (البته در این مورد باید توجه داشت که بیمار در معرض آب داغ قرار نگیرد، زیرا او از حس پوستی برخوردار نیست و شدت گرمای آب را تشخیص نمی دهد، در این صورت ممکن است دچار سوختگی شود. از طرفی، پوست بیمار نخاعی به دلیل عدم حرکت، حساس تر و نازک تر می شود، در نتیجه میزان گرمای آب را با پوست خودتان نسنجید، بلکه از آب کاملا ولرم استفاده کنید.)

(اَشکال بسیار دیگری نیز از توانبخشی وجود دارند، همچون اکسیژن تراپی، کایروپراکتیک، و …؛ با این حال کارامد ترین و در دسترس ترین انواع توانبخشی، آن چه بود که در بالا ذکر کردم.)

اهمیت توانبخشی علاوه بر بهبود شرایط بیمار، در این است که از شدت و سرعت بروز مشکلاتی که با گذر زمان پدیدار می شوند می کاهد. در این جا منظور همان ناهنجاری هایی است که پیشتر شرح دادم، اما تاکید دوباره ی آن در انتهای این بخش لازم بود؛ یعنی همان دفرمگی های استخوانی، آتروفی عضلات، و کوتاه شدن تاندون ها که ناگزیر در طول زمان، به علت عدم حرکت، بروز می کنند، اما به کمک توانبخشی می توان تا حدی این روند را به تاخیر انداخت و از شدت آن (گاه به میزان چشمگیری) کاست.

شاید بزرگ ترین دغدغه ی یک بیمار نخاعی و خانواده ی وی این باشد که آیا بهبودی حاصل خواهد شد یا خیر. در پاسخ به این سوال باید گفت که میزان بهبودی کاملا بستگی به شدت آسیب نخاع دارد، که همان طور که پیشتر گفتم می تواند از یک لهیدگی، فشار، یا کشیدگی سطحی، تا لهیدگی شدید و حتی قطع شدگی متغیر باشد. از این لحاظ هیچ دو بیماری قابل مقایسه با هم نیستند و نمی توان با مشاهده ی بیماران دیگر و بر اساس پیشرفت ها یا عدم پیشرفت آن ها امیدوار شد یا به کل امید باخت. اما اگر بخواهم واقع بینانه صحبت کنم، باید بگویم که بهبودی کامل تقریبا غیرممکن است، مگر این که صدمه بسیار بسیار سطحی باشد. بهبودی چشمگیر نیز شاید در درصد بسیار کمی از بیماران اتفاق بیفتد، اما غیرممکن نیست، که در این صورت نیز آسیب فرد مطمئنا بسیار سطحی بوده است. اما حقیقت این است که اکثر آسیب های نخاعی، حتی اگر خیلی شدید نباشند، شدت متوسطی دارند و برخی ناتوانایی های حاصله هیچ گاه بهبود نمی یابند، یا بهبودی قابل توجهی نخواهند یافت. با این حال، در شدید ترین آسیب ها نیز به کمک توانبخشی صحیح می توان به میزانی از بهبودی امید داشت. تنها اگر بیمار و خانواده ی وی، با وجود تمام فشارهای روحی و جسمی، و جانی و مالی، بتوانند روحیه ی خود را حفظ کنند، می توان امیدوار بود که بیمار با یادگیری چگونگی زندگی با محدودیت های حرکتی و خلق روش هایی مختص به خود، به زندگی فعال بازگردد.

در نهایت اگر بخواهم روشن سخن بگویم، در جواب سوال فوق باید اذعان کنم که آری، بهبودی تا حدی حاصل خواهد شد، و خیلی بیشتر از آن چه شواهد بالینی و مستندات و مدارک پزشکی برای بیمار مرزبندی می کنند…

همان طور که بار ها گفتم توانبخشی نقش اصلی را در بهبودی بیمار دارد، از این رو نه تنها باید آن را جدی گرفت، بلکه بایستی مراقب عواملی باشید که می توانند در انجام توانبخشی خلل وارد کنند. بعضی از این عوامل به قرار زیر هستند: عفونت ادراری: این عارضه در تمامی بیماران نخاعی امری ناگزیر است و هر چند می توان با دارو و تغذیه آن را کنترل نمود، اما هیچ وقت به طور کامل رفع نمی شود و بیمار همیشه با آن دست به گریبان است. علت عمده ی آن نیز بی حرکتی و شیوه ی غیرطبیعی تخلیه ی مثانه است. عفونت شدید علاوه بر خطراتی که می تواند برای کلیه ها و به طور کل دستگاه ادراری داشته باشد، با ایجاد تب و ضعف و افت شدید فشار، در توانبخشی خلل وارد می کند، به طوری که بیمار توان انجام آن را نخواهد داشت. یکی از مهمترین عوامل عفونت در بیماران نخاعی استفاده از سوندهای دائمی (سوند فولی) می باشد، اما من در مورد عدم استفاده از آن و تغییر شیوه ی دفع ادرار، و کلا در خصوص همه ی جنبه های این موضوع توصیه ای نمی کنم و نظری نمی دهم، چرا که خودم هنوز به نتیجه ی دقیقی نرسیده ام.

اما برای کنترل عفونت ادراری توصیه های زیر کمک کننده هستند:

  • نوشیدن مایعات بسیار؛ حداقل ده تا دوازده لیوان در روز
  • اسیدی نگه داشتن محیط مثانه با مصرف مرکبات، خصوصا لیمو ترش. یا با تایید پزشک، استفاده ی مداوم از ویتامین ث. در این خصوص باید بگویم که اگرچه ویتامین ث هم به صورت قرص معمولی موجود است و هم به صورت قرص جوشان، نوع جوشان آن بهتر است، آن هم فقط به این دلیل که باید آن را در آب حل کنید و این کار به مصرف مایعات تان نیز کمک می کند. در صورت استفاده ی مداوم از ویتامین ث جوشان، لزوما نوع خارجی آن را تهیه نمایید که فاقد گلوکز است، تا دیگر از بابت مصرف زیاد قند نگرانی نداشته باشید. همچنین تفاوت قیمت نوع خارجی و ایرانی آن بسیار ناچیز است. حداکثر دوز مجاز ویتامین ث روزانه برای بالغین ۱۵۰۰ میلی گرم است؛ یعنی سه عدد قرص جوشان در روز. از آن جایی که ویتامین ث از لحاظ دسته بندی ویتامین ها از نوع محلول در آب است، اگر مقدار آن بیش از نیاز بدن باشد با ادرار دفع می گردد. (در خصوص این مورد، به تازگی فهمیده ام که مصرف زیاد قرص ویتامین ث می تواند باعث ایجاد سنگ کلیه شود. پس بهتر است برای اسیدی شدن ادرار از منابع طبیعی ویتامین ث استفاده کرد.)
  • تا جای امکان حرکت داشته باشید و سعی کنید کمتر در حالت دراز کشیده باشید. بیشتر بنشینید و ترجیحا بر روی ویلچر تا پاهای تان آویزان باشد.

زخم بستر: می توانید توضیح کامل این عارضه را در لینک های انتهای مطلب بخوانید، اما خللی که زخم بستر در توانبخشی ایجاد می کند، واضح است؛ زخم بستر محدودیت های حرکتی بیشتری را به بیمار تحمیل می کند.

افزایش یا کاهش وزن: در هفته های اول پس از ایجاد ضایعه در نخاع، و در مدتی که بیمار در دوران شوک نخاعی به سر می برد، به دلیل بی حرکتی مطلق اندام های زیر سطح ضایعه، به تدریج عضلات آن نواحی شروع به تحلیل رفتن می کنند. خصوصا در بیماران نخاعی گردنی که معمولا دوران شوک نخاعی طولانی مدتی را تجربه می کنند، تحلیل عضلات به حد چشمگیری اتفاق می افتد، به صورتی که اندام ها به حدی لاغر می شوند که به نظر می رسد تنها پوست و استخوان آن ها باقی مانده است. از طرفی، بستری بودن طولانی مدت این بیماران و عدم برخورداری از قدرت بلع، سبب می شود تا مدت ها تنها با سرم یا گاواژ مایعات تغذیه شوند. به این ترتیب بیمار به سرعت ذخیره ی چربی بدن خود را از دست می دهد. در نتیجه ی تحلیل عضلات، در کنار از بین رفتن چربی های بدن، بیمار به شکل وحشت آوری لاغر می شود! این لاغریِ بیش از حد و از بین رفتن چربی های زیر پوستی، علاوه بر ضعف جسمانی شدید، سبب می شود که برآمدگی و تیزی استخوان ها به پوست نواحی مختلف بدن فشار وارد کنند و بیمار را هر چه بیشتر در معرض خطر زخم بستر قرار دهد.

با این وجود، باید بدانید که هر دو جنبه ی این لاغری، یعنی تحلیل عضلانی و سوختن بافت چربی، قابل جبران می باشد.

نکته: تحلیل عضلانی که به مرور زمان و در سال های بعد در اثر بی حرکتی اتفاق می افتد، قابل جبران نیست!

عضلات تحلیل رفته از طریق توانبخشی تا حد زیادی حجم خواهند گرفت. ذوب بافت چربی نیز با تغذیه ی مناسب قابل جبران است. اما آن چه در این جا اهمیت می یابد، تغذیه ی صحیح یک بیمار نخاعی است.

بیمار در ابتدا اغلب بی اشتها است، به طوری که قادر است روز ها لب به چیزی نزند. این بی اشتهایی نه تنها روند ذوب شدن بافت چربی را قوت می بخشد، بلکه با ایجاد ضعف و بی رمقی، در توانبخشی اختلال ایجاد کرده و به تحلیل بیشتر عضلات می انجامد. از طرفی، اگر دوران بی اشتهایی در بیمار طولانی شود، ممکن است در او تثبیت شده و نهایتا به شکل جبران ناپذیری جسم او را تحلیل ببرد. از این رو، بایستی با تنوع غذایی و وعده های کم حجم، تا حد امکان اشتهای او را تحریک کرد تا رفته رفته اشتهای عادی خود را بازیابد.

اما در این جا باید مراقب بود، زیرا یک بیمار نخاعی به دلیل عدم حرکت، سوخت و ساز یک انسان عادی را ندارد، در حالی که ممکن است اشتهای یک فرد معمولی را داشته باشد. در نتیجه، وارد کردن کالری مورد نیاز بدن یک فرد سالم، به بدن یک فرد نخاعی، به تدریج به چاق شدن او می انجامد. و چاق شدن، یکی از بدترین مشکلاتی است که می تواند برای یک بیمار بی حرکت پیش بیاید! چرا که وزن زیاد، نه تنها در توانبخشی اختلال ایجاد می کند، بلکه مراقبت از بیمار و جا به جایی های او نیز دشوار می شود.

در عین حال، لازم نیست رژیم بسیار کنترل شده ای را برای بیمار در نظر بگیرید. تنها مصرف مواد بسیار پر کالری را محدود کنید (حذف نه!) و حجم غذای نرمالی به او بدهید. غذای او لازم نیست جدا از سایرین باشد (البته بعد از آن که پزشک رژیم او را عادی اعلام کرد.)، فقط کمی غذا ها را سالم تر تهیه کنید، یعنی با چربی و نمک کمتر؛ و این برای همه ی افراد خانواده نیز مفید خواهد بود.

(در ضمن، متاسفانه رسم بدی شده است که هر کس به دیدار بیمار می رود، با خود بسته ای شکلات می برد. این کار بسیار اشتباه است، خصوصا در ماه های اولیه ی بیماری که ممکن است بیمار به علت افسردگی تمایل به تنقلات و شیرینی جات داشته باشد. در نتیجه، شکلات ها را هر طور هست سر به نیست کنید!)

افسردگی و ناامیدی از توانبخشی: پس از بیان جنبه های جسمی حاصل از ضایعات نخاعی، اکنون جای دارد که به جنبه های روحی و روانی بیمار نخاعی بپردازیم، چرا که روحیه ی بیمار تأثیر بسزایی در پیشرفت یا عدم پیشرفت او از لحاظ جسمی خواهد داشت. به گمانم علل افسردگی یک بیمار نخاعی لزومی به توضیح نداشته باشند و حتی اگر بیمار شما ابتدا با واقعیت معلولیت خود خوب کنار آمده باشد، باز هم در برهه ای دچار افسردگی، خشم، و ناامیدی خواهد شد. پس افسردگی امری ناگزیر است و آن چه اهمیت دارد، چگونگی برخورد با آن است. باید به بیمار کمک کرد تا از دوران افسردگی عبور کند، در غیر این صورت نه تنها بهبودی های ممکن را از دست خواهد داد، بلکه از لحاظ فردی و شخصیتی نابود خواهد شد و مشکلات خود و خانواده اش را صد چندان خواهد کرد.

رهایی از افسردگی از یک سو به ویژگی های شخصیتی و پیشینه ی تربیتی و اجتماعی فرد و همچنین قابلیت های ذاتی او بستگی دارد؛ به زبان ساده یعنی این که بیمار چقدر محکم و واقع بین باشد. اما از سویی دیگر، بستگی شدیدی به طرز برخورد خانواده و اطرافیان بیمار دارد؛ از این لحاظ باید بگویم بیشترین سنگینی بار این مسئولیت بر دوش شماست.زیرا بیمار هر چقدر هم که پیشینه ی شخصیتی مستحکمی داشته باشد و در هر سن یا موقعیت اجتماعی که باشد، پس از این مشکل، روحیه ای همچون یک کودک پیدا می کند و این شمایید که بایستی او را دوباره بالغ کنید! البته این بحث خیلی ریزه کاری دارد و موشکافی و تأمل بسیاری را می طلبد، با این وجود من تنها به ذکر چند نکته ی کلی می پردازم.

هیچ گاه به بیمار خود فشار نیاورید؛ نه در مورد انجام تمرینات ورزشی و نه در مورد برقراری ارتباط با دیگران. در عین حال، اجازه ندهید خود او تصمیم گیرنده ی صِرف باشد. باید همچون یک بچه با او مدارا کرد، اما گاه لازم است تحکمی مهربانانه به خرج داد. البته این که او روحیه ای همچون یک کودک دارد، دلیل نمی شود با زبان بچه ها با او سخن بگویید، زیرا به هر حال او انسانی بالغ و حساس است و می رنجد.

گاهی بگذارید بیمار به حال خودش باشد؛ تمرینات ورزشی را انجام ندهد و در خود فرو برود. بگذارید کمی با خود خلوت کند، گریه کند، بگذارید سرتان داد بکشد! اما هیچ گاه اجازه ندهید این حالت طولانی شود. نرم نرم به او نزدیک شوید و به ادامه ی تمرینات یا ارتباط با دیگران ترغیب اش کنید.

هیچ گاه، به هیچ وجه، برای به غیرت آوردن او از واژه ی “تنبل!” استفاده نکنید. او تنبل نیست، افسرده است. متاسفانه دیده ام که برخی فیزیوتراپ ها و افراد دست اندر کار نا آگاه این واژه را به کار می برند.

همچنین اگر بیمار به دلیل بی احتیاطی، خودش عامل صدمه رساندن به نخاع خود بوده است، هرگز از این بابت او را سرزنش نکنید!

چیزی که تأثیر چشمگیری در بهبود شرایط روحی بیمار دارد، ارتباط او با افرادی است که مشکل او را دارند. ابتدا خود بیمار تمایلی به این کار ندارد و خانواده ها نیز گمان می کنند چنین ارتباطی بیشتر بیمار را آزرده خواهد کرد، اما این کاملا اشتباه است. ارتباط با افراد هم مشکل دو مزیت دارد. اول این که بیمار می بیند که افرادی در شرایط خودش و حتی بدتر از او نیز وجود دارند. کسانی که با همین مشکلات و محدودیت ها به زندگی فعال خود بازگشته اند و حتی موفقیت های تحصیلی، شغلی، و گاه خانوادگی و زناشویی داشته اند. این موضوع به او امید و انگیزه می بخشد. همچنین او با کسانی که مشکل او را دارند، راحت تر می تواند درد دل کند و آن ها نیز بهتر او را درک می کنند. دومین مزیت این ارتباطات در این است که بیمار برای بسیاری از مشکلات جسمی و عوارض حاصل از ضایعه ی نخاعی می تواند از دوستانی که عیناً با همان مسائل دست و پنجه نرم می کنند راهنمایی بگیرد. تجربیات افراد هم مشکل، او را در شناخت و کنترل بیماری خود، و همچنین در آگاهی یافتن از راه های ساده تر زندگی کردن با این شرایط، یاری می رساند. در این جا ذکر چند نکته لازم است:

  • ارتباط با همه ی افراد هم-مشکل مفید نیست! باید با افرادی ارتباط داشت که توانسته باشند با افسردگی و مشکلات خود کنار آمده و به زندگی فعال بازگشته باشند. این افراد را می توانید در ورزشگاه های مخصوص معلولین، انجمن هایی همچون رعد، کانون معلولین توانا، و سایت هایی همچون اسپشیال بیابید (در هر استان و شهرستان چنین مراکزی وجود دارند.) هر یک دوست جدید، شما را با بسیاری از مراکز و انجمن های ویژه ی معلولین، و نیز دوستانی بیشتر آشنا خواهد کرد.
  • هرگز، هرگز، و هرگز بیمار خود را با بیماران دیگری که موفقیت هایی داشته اند مقایسه نکنید. هیچ دو بیماری از لحاظ جسمی با هم برابر نیستند. از لحاظ امکانات و شرایط خانوادگی هم این برابری وجود ندارد. همچنین از لحاظ روحی و شخصیتی نیز ظرفیت انسان ها متفاوت است. از این رو، مقایسه کار صد در صد نا به جایی است. بگذارید بیمار خودش مسیرش را پیدا کند و شما تنها او را حمایت کنید تا بتواند بالغ شود و از لحاظ شخصیتی مستقل گردد.
  • ارتباطات بیمار نباید به هیچ وجه به افراد هم مشکل با او محدود گردد. بلکه باید جسارت رویارویی با جامعه ی سلامت را نیز داشته باشد.

من در این نوشتار سعی کردم اغلب مسائلی را که یک بیمار تازه نخاعی و خانواده ی وی باید بدانند شرح بدهم. لینک هایی که در زیر می آورم نیز مکمل مطالب فوق می باشند. از تمام دوستان، به ویژه دوستان نخاعی، تقاضا دارم اگر مطلبی ناگفته مانده یا هر چیزی را که به ذهن آن ها می رسد به من گوشزد کنند و مرا در ارائه ی مطلبی هرچه کاملتر یاری رسانند تا بتوانیم برای دوستان تازه نخاعی راهنمایی همه جانبه ای فراهم آورده باشیم… با سپاس فراوان و آرزوی سلامتی برای همه Smile

در مورد وسایل مورد نیاز، پس از ترخیص یک بیمار ضایعه نخاعی از بیمارستان، می توانید در لینک های زیر مطالبی بخوانید.

۱ و ۲

و در مورد عوارض ثانویه ی ضایعه ی نخاعی نیز می توانید از طریق لینک های زیر اطلاعات کسب کنید.

اتونومیک دیس رفلکسی ۱ ۲ ۳

دردهای نوروپاتیک (سوزش) ۱ ۲ ۳

زخم بستر ۱ ۲ ۳ ۴

اسپاسم ۱ ۲

نقش تغذیه در بیماران نخاعی ۱ ۲ ۳ ۴

همچنین خواندن لینک های زیر شاید در بهبود شرایط روحی تان مفید باشند.

تجارت امید

سه خوان عشق

شرح حال من

واقعا زندگی خیلی عجیبه

مجموعه ی جامعی از لینک های مفید موجود در اینترنت برای بیماران ضایعه ی نخاعی که توسط دوست خوبم، مهرداد عزیز، جمع آوری شده است.

کلیک بفرمایید

پی نوشت ثابت: دوست بسیار عزیزی کل مطالب این وبلاگ را، از ابتدا تا پایان سال ۹۱، و همچنین سال ۹۲ و ۹۳ را بطور مجزا، بصورت پی دی اف یا کتاب الکترونیکی درآورده اند. اگر کسی تمایل دارد که این فایل های پی دی اف را به صورت پیوست در ایمیلش دریافت کند تا برای دوستانش نیز بفرستد، ایمیلی به ایمیل زیر بفرستد تا آن ها را برایش ارسال کنم… متشکرم…
ida.elahi@gmail.com

آیدا…” در مطبوعات:

روزنامه پزشکی “سپید”

۱- من از کاغذ نبودم

۲- به تلخی واقعیت

۳- و من آن روزها را به یاد خواهم داشت

۴- از حال بد به حال خوب

۵- این آدم های قدرناشناس

۶- طعم گس هوشیاری

۷- من اتونومیک دیس رفلکسی دارم، آقای دکتر…

۸- تلاشی سخت برای جدا شدن از دستگاه تنفس

* * *

فصلنامه “رابط سلامت”؛ شماره ۴۲-۴۴؛ پاییز و زمستان ۹۳

این نوشته در به اشتراک گذاشتن تجربیات... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

23 پاسخ به آنچه باید در آغاز ایجاد ضایعه در نخاع بدانید! (۲)

  1. سلام خدمت آیدا خانم نازنین خوبید انشالله؟
    تشکر از پست جدید و تخصصی و شیوه نوین لینک های جالب و مفید و کاربردی که برای افرادی که تازه با سایت فخیم شما آشنا می شوند بسیار راهگشا می باشد. البته جذابیت و تنوع و کشش سایت شما آنقدر زیاد است که هرکه در این حلقه افتاد، تا انتهای مطالب را نخواند دست از کار نمی کشد چه خودم شاید دو هفته وقتم و زندگیم خواندن کل سایت بود و تمام کارهای متفرقه را تعطیل کردم. بازم ممنون از حضور پر رنگ شما و دلگرمی که به تک تک دوستان می دهید. پایا و مانا باشید Heart Heart Rose Rose Broken Heart Broken Heart Heart Heart Rose Rose Heart Heart Rose Rose

  2. بهمن می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    مطالب مفیدی ارسال کردی
    چند نکته: اون هشت لیوان آب رو به دوازده لیوان تغییر بدی بهتره (من روزی ۱۶-۱۷ لیوان مایعات میخورم)
    سوند دائمی عامل اصلی عفونت نیست (بعضی از نخاعی ها هستن که سوند دائمی ندارن ولی بیشتر از افرادی که سوند دارن درگیر عفونت هستن)
    بعد اینکه افراد قطع نخاعی رو نباید سرزنش کرد (طرف تو پارک کله ملق زده بی احتیاطی کرده و زندگی خودشو نابود کرده، دیگه با سرزنش که مشکل حل نمیشه)

    • آیدا می‌گوید:

      سلام بهمن جان
      وااااو! ۱۲ لیوان؟ ۱۶-۱۷ تا؟ باریکلا به همتت. من ۸ تا رو به زور می خورم. البته درستش اینی هست که تو میگی. از این مقدار مایعاتت چه قدرش آب خالصه؟ بقیه اش چیه؟
      بله درسته. یکی از عوامل اصلیه… اصلاحش می کنم. ممنون Smile
      بله بله. این مورد هم مهمه.
      مممنون از نظرات خوبت. همه رو اِعمال می کنم.
      ممنونم بهمن جان Smile

  3. ziina می‌گوید:

    سلام ایدا خانم عزیز
    بنده تازه با وبلاگ تون اشنا شدم با معرفی دوستی که هم درده و کاملا حرف شما رو خوب می فهمه و خوب درک میکنه
    از اشناییتون خیلی خوش وقتم خیییییلی وافتخار به دوستی با شما میکنم خداوند صبر و شفای عاجل عنایت فرماید .دوست عزیز اینو صادقانه میگم به روحیه شکر گزارتون غبطه میخورم با توجه به کلام “و قلیل من عبادی الشکور “سوره سبا ایه۱۳ شما و امثال شما جایگاهتون توی سبد گلچینای خداست خوشا به این جایگاااااه خوشاااااااااا

    این شعر تقدیم به شما

    “”تن اگر معلول باشد از خدا دانیم ما
    جسم اگر معذور گردد ما سوا دانیم ما
    عیب در تمثال منگر عیب در اعمال بین
    کار بد با عقل سالم را خطا دانیم ما””

    • آیدا می‌گوید:

      سلام دوست عزیزم
      خیلی از آشنایی تون خوشحالم
      ممنون از اینهمه اظهار لطفتون
      ممنون از این شعر زیبا
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق باشید.
      Smile

  4. بهمن می‌گوید:

    آیدا جان هشت لیوان برای افرادی که مشکلی ندارن کافیه نه برای نخاعی ها ! منم تا چند سال پیش به هشت لیوان قانع بودم ولی سعی کردم مصرف مایعاتمو دو برابر کنم و از وقتی مصرف مایعاتمو بیشتر کردم کلا حالم بهتر شد …
    الان عادت شده و اگر یه روزی مثلا ۸-۹ لیوان بشه انگار که تشنمه!
    احساس تشنگی ندارما ولی یه جورایی بدنم عادت کرده و حتما باید روزی حداقل ۱۴ لیوان بزنم تو رگ :دی
    ۸-۹ لیوان چای میخورم (خیلیه ها)
    یکی دو لیوان آب زغال اخته (این موردو دوس ندارم ولی به عنوان دارو مجبورم بخورم)
    بقیه شم آب

  5. مولوی می‌گوید:

    دلارام نهان گشته ز غوغا
    همه رفتند و خلوت شد برون آ
    کنار خویش دریا کردم از اشک
    تماشا چون نیایی سوی دریا
    چو تو در آینه دیدی رخ خود
    از آن خوشتر کجا باشد تماشا
    نمی‌یارم بیان کردن از این بیش
    بگفتم این قدر باقی تو فرما

    • آیدا می‌گوید:

      دو طومار اخیر جانم به در برد!
      و لیکن همچنان پر شور هستم
      همین که تازه بنمایم نفس را
      به طوماری دگر در خدمت هستم Smile
      ………..
      مولانا خطاب به من:
      ای شاعر در پیت گوی
      بس کن، دگر هذیان مگوی
      پست جدیدی بنگار
      شعر را به حال خود گذار!
      چشم جناب مولوی! Smile

      • مولوی می‌گوید:

        هر جور کز تو آید بر خود نهیم غرامت
        جرم تو را و خود را بر خود نهیم تمامت
        ای ماه روی از تو صد جور اگر بیاید
        تن را بود چو خلعت جان را بود سلامت
        هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند
        عشق تو شد نصیبش احسنت ای کرامت
        گه جام مست گردد از لذت می تو
        گه می به جوش آید از چاشنی جامت
        معنی به سجده آید چون صورت تو بیند
        هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت

  6. بهمن می‌گوید:

    داری خودتو اذیت میکنی! نوار مثانه در حال حاضر کار بیهوده ایه…
    مثل اینه که بری دوباره ام آر آی ستون فقرات! دردی دوا نمیکنه آیدا جان

  7. نارون می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    دمت گرمممممم Kiss Kiss Kiss Heart Heart Rose Rose

  8. حافظ می‌گوید:

    ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
    ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
    نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو
    نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار
    کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست
    عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار
    روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
    ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

    • آیدا می‌گوید:

      حافظا پست نوشتم دو وجب!
      نیک دانم که تو در دلت بگفتی چه عجب!
      لیکن گر ندهندم دوستان زیر لفظی
      پست را آپ نخواهم کرد تا ماه رجب!
      Big Smile

      به زودی، بعد از ویرایش نهایی، آپ می کنم Smile

      • حافظ می‌گوید:

        تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
        سزد اگر همه دلبران دهندت باج
        چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
        دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

        • آیدا می‌گوید:

          حافظا زیر لفظی ات بر دلم مقبول افتاد
          پست را آپ بکردم، روز هشتِ مرداد
          بیت بالا شعر نَبوَد، درِ پیت است به خدا
          نیک بنگر تو کنون وزنِ کج و قافیه را
          برده است این شاعر بی ذوق، آب روی شاعری (آب رو با ساکن بر روی ب، آبِرو نخوانید.)
          یک کسی نیست بگوید، ناشی و بی مَشعَری
          قلم شعر کناری بگذار و سد مکن راه هنر
          بس کن و رو بِنِشین بر سر سودای دگر…
          Smile

  9. روح الله می‌گوید:

    با سلام.به همه ی عزیزان من تازه از این وبلاگ آشنا شدم همه ی حرف های شما آیدا خانم .به نوعی حرف هایه هر فرد آسیب نخاعی هست .ممنون از این راهنمایی هاتون من در سال ۹۴/۴/۲۲ دچار آسیب نخاعی از مهره های T11.T12شدم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette