تاریخ تکرار می شود (۳)

در ادامه ی توضیحات پست قبل، مبنی بر نکات ظریف و حاشیه ای که از نگاه برنامه ریزان و مدیران بخش درمان دور می مانند، به مسئله ی دیگری اشاره می کنم که ارتباط مستقیم با آرامش بیمار دارد. آرامش، این عنصر مهم و حیاتی در پیشرفت درمان…

طبق برنامه ریزی بیمارستان ها زمان تعویض ملافه ی بیماران در ساعات پایانی هر شیفت است. این زمان بندی در طول روز هیچ اشکالی را پیش نمی آورد، ولی مشکل در شیفت شب ایجاد می شود که ساعت هفت صبح به پایان می رسد و کمک بهیارها اغلب از ساعت ۴ صبح تعویض ملافه ها را آغاز می کنند.

این تقریبا یک قاعده  است که  هر بیماری ای در شب عود می کند، و بیماران معمولا در طول شب بیشتر احساس ناراحتی می کنند. (تجربه این قاعده را ثابت کرده است، حالا اگر دلیل علمی و فیزیولوژیکی هم دارد، که مطمئنا دارد، من نمی دانم…)

حال، تصور کنید که یک بیمار از سر شب تا نزدیکی های سپیده از درد و تب به خود پیچیده است و حتی مورفین و دیازپام هایی که به او تزریق کرده اند هم نتوانسته اند یک لحظه وی را آرام کرده و خواب به چشمانش بیاورند؛ نزدیکی های صبح کم کم بیمار نه از روی آرامش بلکه از شدت ضعف، به خوابی پریشان می رود…

هنوز ساعتی نگذشته که ناگهان کن فیکون می شود! زمین و زمان به هم می ریزد و درد شدیدی در چند جای بدنش می پیچد. مثل جن زده ها از خواب می پرد و می بیند که دارند  او را مثل کیسه ی سیب زمینی! به این ور و آن ور می غلتانند؛ و درمی یابد که  این همان دردهای آشنای همیشگی اش است که در هنگام تعویض ملافه ها متحمل می شود. همان دردی که وقتی عارض می شود که شلنگ دستگاه تنفسی را به شدت می کشند تا از لوله ی داخل نایش جدا شده و راحت تر کارشان را انجام دهند و چه اهمیتی دارد که او بعلت نرسیدن اکسیژن بی هوش شود؛ زیرا پرستارها بلدند چطور به هوشش بیاورند. و دردِ  فرو  رفتن پیچ های تراکشن در سرش، وقتی به شدت و بی ملاحظه به پهلو می چرخانندش.

و بیمار پس از این واقعه تا مدتی شوک زده می ماند، تا اینکه کرختی ای که پس از بیهوشی موقتی در اثر جدا کردن دستگاه تنفسی و نرسیدن اکسیژن در او پدید آمده او را به خواب می برد. ولی باز هم زمانی نگذشته که ناگهان درد شدیدی در فکش می پیچد و کامش به تلخی می نشیند. سراسیمه بیدار می شود و می بیند که کسی دارد پنبه ی آغشته به دهان شویه را با پَنس فلزی، وحشیانه در دهانش فرو می کند، دندان هایش را می شوید و لثه هایش را به خون می نشاند. و او کسی نیست بجز کمک بهیار شیفت صبح که دارد وظایف روزانه اش را انجام می دهد.

خودمانیم، شما خودتان می دانید و من هم به چشم دیده ام که تعویض ملافه ها و سایر کارهای بهداشتی بیماران در نهایت بی دقتی و عدم رعایت بهداشت انجام می شود. بطور مثال، یک بیمار را با مرطوب کردن ملافه ای که از تخت مریض بغلی جمع کرده اند و آلوده به خون و عفونت است می شویند! ولی واقعا نمی توانند دستکم قبل از آغاز عملیات های ضربتی شان! بیمار را بیدار کنند؟

آیا بهتر نیست که بعضی ضوابط را تغییر داده و مسائل را موشکافانه تر و بطور همه جانبه بررسی کنید؟ آیا عقلانی تر نیست که تعویض ملافه ها از ساعت ۴ صبح به ۸ صبح تغییر یابد؛ زمانی که پرستارها نیز پانسمان بیماران را عوض کرده و خواه ناخواه ملافه  ها هم کثیف می شوند؟

آیا نباید از پرسنلتان بخواهید که قبل از کارهایی که با درد همراهمند، بیمار را بیدار کنند تا هیجان شدیدی به وی وارد نشود؟

حالا بیمارانی که مشکل قلبی ندارند به کنار، ولی من به چشم دیده ام که با بیمار مسنی که عمل قلب باز انجام داده و بعلت ایست قلبی و تنفسی به آی سی یو منتقل شده و زیر دستگاه تنفسی قرار داشت هم چنین رفتاری می شد… بیمار، تقریبا هوشیار بود و شوک پشتِ شوک…

ادامه دارد…

پی نوشت: می دانم که “ملحفه” درست است، نه  ملافه؛ ولی من از لفظ ملحفه خوشم نمی آید! Smile

این نوشته در ! ICU آسیب شناسی, تاریخ تکرار می شود!, خاطرات - تجربیات پراکنده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

15 پاسخ به تاریخ تکرار می شود (۳)

  1. موناmona.special.ir می‌گوید:

    ایدا اول خنده ام گرفت از نوشتنت و بعد اشکام همیینجور اومد
    براچی میگن پول حلال ببرید خونه برای اینکه هر کس تو هر جایگاه و کاری سعی کنه کارشو درست انجام بده
    و پول کارشو بخوره نه بیکاری و خرابکاری!!!
    والا به خدا
    _________________________________________
    آیدا :
    کیسه سیب زمینی رو میگی؟ Smile
    والا به خدا….

  2. مهدی می‌گوید:

    سلام همدرد عزیزم: در تایید عرایض شما من در مدت دو ما بستری بودن در ای سی یو در طول شبانه روز هرگز خواب به چشمانم نرفت چون اویل بستری شدن بس که منو در حالت خواب بودن ازار دادن و بقول شما بدون اینکه بیمار رو بیدار یا تذکر هوشیاری بدهند دهانشویه میزدن و یا ملافه عوض میکردن… اینقدر منو ترسوندند که همیشه بیدار بودن رو ترجیح دادم ….و تا مدتی این ترس و وحشت در روح و جسمم مشهود بود. با وجود اینکه در خونه خودمون بودم بازم بعضی شب ها از خواب میپریدم………در پایان برای شما ارزوی شفا دارم …نمیدونم چرا به دلم افتاده اگه بری خدمت امام هشتم و دخیل بشی تو رو شفا میده .شاید بگی چرا خودت نمیری ….من گناهکارم و رو سیاه ولی تو معصوم و بی گناهی برو دو شب کنار ضریح بخواب شفات میده..خدانگهدارت
    ______________________________________
    آیدا :
    سلام آقای توسی عزیز
    کاملا درک میکنم… منم تا مدت ها همینطور بودم…

  3. حیران می‌گوید:

    جای یاس وحشی خیلی خالیه.
    این آدمها قراره چه جوری بمیرن؟اینها که مردم را تا حد مرگ آزار میدن؟
    _______________________________
    آیدا :
    سلام دوست مهربانم
    جاشون خیلی خالیه Frown
    واقعا نمی دونم….

  4. متخصص پوست می‌گوید:

    سلام ایدا جان. کار خیلی خوبی میکنی که این نکات رو بازگو میکنی. چون خود من هم نمیدونستم چنین مواردی هست و فکر نکنم کسی بجز شما و کسانی که ای سی یو رو تجربه کردن از این مشکلات اگاهی داشته باشن. من که مدتی هست از فضای بیمارستان دور هستم و کلا تخصص من ارتباط زیادی به ای سی یو نداره ولی اگه کاری از دستم بر بیاد برای بیماران ای سیو انجام میدم..
    در مورد سوالتون چشم اگه بتونم و سوادم یاری کنه حتما پاسخ میدم. چون میدونم باهوشید و سوالاتتون فوق تخصصی و تخصص من پوست و مو هست و بغرنج ترین موارد اون سوختگی های با درصد بالا و همین زخم بستر هست که از وقتی تو مطب کار میکنم کمتر باهاشون مواجه میشم. اما اگه بتونم کوچکترین کمکی به شما دوست نازنینم بکنم بی نهایت شادمان خواهم شد.
    ____________________________
    آیدا :
    سلام دوست مهربانم
    بله کاملا حق میدم که این موارد رو درمانگران متوجه نباشن.
    خیلی متشکرم. اتفاقا اون راهنمایی که برای زخم بستر کردید و گفتین از لحاظ بعضی موارد آزمایش بدم خیلی هم عالی بود و تابحال هیچ دکتری به این موررد اشاره نکرده و سوالم در همون رابطه است. براتون سوالمو ایمیل میکنم.
    باز هم ممنونم…

  5. lady m می‌گوید:

    سلام ایدا جان. نوشته هاتو می خونم. اگر چه شاید برای من بی فایده باشه اما بهرحال دارم تجربیات با ارزشی رو می خونم. خوب و خوش باشی
    _________________________________
    آیدا :
    ممنونم دوست عزیزم… Smile

  6. سلام
    واقعا نمی دونم چی بگم..جز حیرت ماندن و اه کشیدن…
    من دیروز از یک چیز حیرت ماندم و ناراحت شدم
    گویا انسان ها بعضا انسانیت را فراموش کرده اند
    دیروز با دوستم حرف از جراحی دامپزشکی بود…
    گفت (شنیده یا دیده)استخوان پای سگی زنده را سوراخ کرده اند…
    درحالیکه ان سگ مشکلی (بیماری) نداشته!!!
    هدف اموزش بوده
    یا چشمان الاغ را از حدقه برای اموزش دراورده اند…
    !!!
    Frown
    انسان ها به کجا چنین شتابان می رن ؟!!
    _____________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیزم
    وای خدای بزرگ… Frown
    حیوان، انسان… مگه فرق داره؟ هردو جاندارن…
    متاسفم برای انسان ها…

  7. مجيد می‌گوید:

    میدونی، من فکر می کنم این آمهایی که ازشون یاد کردی در اثر مرور زمان و تکرار یک کار مشخص دیگه اون هویت انسانی – احساسی خودشون رو از دست دادن، در واقع براشون بی اهمیته که بیمار زیر دستشون درد حس می کنه، اونها تبدیل شدن به ربات. برای خوشون عادیه ولی برای ما که از بیرون نگاه می کنیم یا اولین بار پیششون میریم خیلی وحشتناک و غیر طبیعیه. مثل مرده شور ها که ناهارشون رو پیش جنازه ها می خورند و خیلی هم بهشون میچسبه و براشون کاملن عادی ه. اون پرستار ها و خدمه هم درد کشیدن وزجر کشیدن آدمها براشون عادی شده!! باید کسی بالا سرشون باشه و تربیتشون کنه که نیست!
    _____________________________
    آیدا :
    بله مجید عزیز… درست می فرمایید…
    که نیست!

  8. نوشین می‌گوید:

    آیدای مهربونم
    ممنونم که جوابم را دادی و دونه دونه کلمات برام شیرین و دوست داشتنی بودند.
    بعله آن آقای دکتر دقیقا در جریان پرونده شما بودند و حتی علاقمند شدند که وبلاگ شما را بخوانند. باید ازش بپرسم که سراغ آرشیو شما آمده یا نه. تعجب هم کرده بود که وبلاگ می نویسی و راستش دلش پر بود از خطاهای انسانی و فجایعی که به بار آمده. چون خودش در اصل ارتوپده و فوق تخصص ستون فقرات داره یک عالم داستان تعریف کرد از اشتباهات کاملا محرز پزشکان علی الخصوص در بیمارستان های آموزشی.
    آیدا جانم آقای فرشاد فدائیان یک صفحه در فیس بوک دارند. اگه اجازه بدهی من یک پیغام براشون می گذارم و لینک وبلاگت را بهشون معرفی می کنم. اگه خودت هم خواستی اسم فارسی شون را در فیس بوک جستجو کن. من یک بار دفترشون رفتم و باهاشون یک مصاحبه انجام دادم اما بعید می دونم یادش باشه اما با یکی از دوستانش دوست هستم. به عنوان یک هنرمند فیلمساز بسیار با حوصله دقیق و ظریف بود. اخیرا خیلی کم کار شده اند. حدس می زنم به خاطر هزینه های بالای تولید باشه چرا که نوع مستنداتی که سراغش می روند با سفارشات دولتی هم خوانی نداره!!!
    آره آیدا جونم….از یک جائی باید شروع کرد و با زبانی دیگر به سراغ آقای عدالتر رفت! برات آرزوی موفقیت می کنم…بهار هم نزدیکه …امیدوارم روزهای پربهره ای در انتظارت باشه.
    _____________________________
    آیدا :
    سلام نوشین عزیزم
    ممنونم از محبت تون Smile
    یعنی ایشون از پزشکان بیمارستان امدادن؟ یا از کارشناسان پرونده؟ البته اگر صلاح نیست، نگین…

    ممنونم نوشین جان. ممنون از زحمتی که می کشید و برای آقای فدائیان پیغام میگذارید.
    همچنین برای شما. بهار واقعی…

  9. DLYDLY می‌گوید:

    بنـــــــــــــــــــــــــــــام ÷روردگار شفا دهنده
    آیدا جان سلام
    با این ایمیل میتونی در تماس باشی باهام اون قبلی باز نمیکنه عزیز
    مطالبی رو که برات نیومده هم ایمیل کردم به آدرس ایمیلت البته اگه درست یادم مونده باشه
    امیدوارم درست بوده باشه در غیر اینصورت از طریق ایمیل جدیدی که برات گذاشتم با خبرم کن . مرسی
    در قسمت دیدگاه وبلاگت هم برات بصورت خصوصی ارسال کردم . امیدوارم برات کارآیی داشته باشه
    در پناه پروردگار
    _____________________________
    آیدا :
    ممنونم دوست عزیز
    خیلی زحمت کشیدید Smile
    در پناه او…

  10. مادر سپید می‌گوید:

    سلام بر شکوفه ی بهار ، آیدا ..
    من همیشه از توانایی ها و پشتکار تو برای دوستان و اقوامم مثال میزنم ..
    دوستمان گیسو در حوزه معلولیت سوالی داشت که من در وبلاگم منعکس کردم . از شما دعوت میکنم به عنوان فردی که با وجود مشکلات جسمی به موفقیت های چشم گیری رسیده است نظر خود را بگویید ..
    دوست دارمت
    ریحانه :*
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام مادر سپید عزیز
    ممنون از همه ی لطفتون.
    چشم، حتما…
    Smile

  11. DLYDLY می‌گوید:

    بنــــــــــــــــــــــــــــام پروردگار شفادهنده
    آیدا جان سلام
    ایمیلم رسید؟
    ۱) برای دفع بهتر سموم از بدن این کار فکر میکنم مناسب باشه ===> لیموی تازه رو آب گرفته با عسل طبیعی (اگر عسل آویشن باشه که دیگه عالیه چون آویشن جنبه مسکن هم داره ) مخلوط کرده و استفاده نمائید.ابتدا در طول روز استفاده کن فکر میکنم یه جورایی شادابی هم بهت بده
    ۲) قلب نقش تعیین کننده ای در بروز بیماری داره وتنفس رابطه ای مستقیم در کارکرد قلب داره .
    سوالی که اینجا پیش میاد اینه ====> آیا میتونی دم و بازدم رو بصورت صحیح انجام بدی ؟
    (منظور اینه که ازبینی نفس عمیق کشیدن و از دهان خارج کردن البته این کار رو نمیدونم شما میتونی انجام بدی یا نه چون خیلی از آدما هم این کار رو وقتی هم که توضیح میدی براشون باز هم ۲زاریشون نمیوفته ولی شما اگه اینکارو خواستی انجام بدی با احتیاط پیش برید و کم کم انجام بدین مثلا روز اول یه کم روز دوم یه کم و …
    وفتی عمل دم و بازدم انجام میده آدم ،هوا رو وارد ریه ها میکنه و زمانیکه هوا وارد ریه میشه قلب از طریق ریه بهش هوا وارد میشه و اینکار باعث کارکرد بهتر قلب میشه
    باز هم میگم اگه خواستین این کارو انجام بدین باید خیلی دقت کنین
    در پناه پروردگار
    ________________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیز
    بله رسید. خیلی ممنونم.
    ممنون از توجه و راهنمایی های خوبتون Smile

  12. بازتاب: فرشته خویان 6 (فرشته ی زخم خورده!) | آیدا …آیدا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette