دیر یادم آمد…

واقعا مانده ام در عجب که آیا این اتفاقی است که هر گاه در مورد یکی از عوارض ضایعه ی نخاعی می نویسم بلافاصله آن عارضه دامنگیرم می شود یا نه؟!

باور بفرمایید از وقتی که در مورد زخم بستر آن پست های طول و طویل را نوشتم، یک روز نبوده که پایم پانسمان نباشد. این زخم خوب می شود، آن یکی از یک جای دیگر سر در می آورد. خدا را شکر که همگی سطحی بوده اند؛ تا این یکی که  به خونخواهی زخم های معدوم پیشین، تیغ از رو کشیده و خون و خونریزی راه انداخته است… و بار دیگر تکرار افسانه ی زیبای خفته! یا شاید هم تکرار افسانه ی نارسیس!

همان تکرار افسانه ی نارسیس درست تر است، وقتی بدانید که منظورم از زیبای خفته خودم هستم!!! و افسانه ی زیبای خفته، دراز کشیدن اجباری و محکومیت من به کمتر نشستن است و اینکه باید بیشتر روز را در حالت دراز کشیده یا همان خفته باشم، تا فشار از روی زخم برداشته شده و بهبود حاصل شود… و زیبا هم که معلوم است چه کسی است دیگر…

حالا این همه را گفتم و ابتلاء خودم را به اختلال روانی خودشیفتگی آشکار کردم تا بگویم، باز مدتی کم پیدا خواهم شد. نه اینکه در این مدت بیش فعال بوده ام و روزی یک پست آپ کرده ام، حالا آمده ام بگویم که اگر آپ نکردم تعجب نکنید. بله!

روزی دو سه ساعت به تناوب می توانم بنشینم، آن هم برای ضرورت درس خواندن. الان هم به قصد و عزمِ جزمِ درس خواندن نشسته بودم که بسوزد پدر این اعتیاد به نت و امان از رفقای نابابی که این موقع شب هنوز در حال استعمال نت اند و مرا وَشوَشه کردند، و الّا من که تو ترک بودم…

ولی نه، این چیزی نبود که می خواستم بگویم. دارم حافظه ام را از دست می دهم… به قصد نوشتن چیز دیگری دست به قلم شدم، ولی یادم نمی آید… چه بود خدایا؟

یادم نمی آید…

.

.

.

بس است دیگر. یادم نمی آید… بروم سر درس هایم که همگی عقب هستند. البته در واقع آن ها جلو هستند و با سرعت هم به پیش می روند. این منم که مانده ام… در عقب…

آااه، تازه یادم آمد که چه می خواستم بنویسم. حالا؟ حالا که مجبورم بروم فریضه ی زیبای خفتگی ام را به جا بیاورم؟

باشد، مهم نیست. بعدا می نویسم… ولی نه… اصلا نمی روم. می نشینم.  آنقدری که زخم برسد به جایی که؟ جایی که؟ جایی که عرب نی بیاندازد!… آن مطلب را هم که یادم آمد نمی نویسم. درس هم نمی خوانم. این پست را هم آپ نمی کنم. فقط می نشینم، بَست! (آیکون آیدایی که حرصش گرفته… دِهَــــــــــه!)

باشد، باشد، شوخی کردم. چرا می زنید؟! رفتم…

 

پی نوشت: این پست، سه شب پیش نوشته شده است. منظورم از “اینموقع شب”، آخر شب سه شب پیش است… چه همه “ش” در این یک خط! اعتیاد است دیگر و تمایل به حرف “ش”! (وَشوَشَه، یُوَشوِشُ، وَشواش… ذکرِ مورد علاقه ی معتادین…)

پی نوشت: سه یا چهار مطلبِ از  قبل نگاشته شده برای آن وبلاگ دیگرم دارم که در این مدتِ غیبت به تناوب آپ خواهم کرد… پس چندان هم کم پیدا نیستم…

پی نوشت: این متن را بخوانید. نه یک بار، نه دو بار. بارها… به قلم دوست خوبم، یاس وحشی عزیز…

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

75 پاسخ به دیر یادم آمد…

  1. آزاده می‌گوید:

    عزییییییییییییییز دلم خیلی مراقب خودت باش

  2. ياس وحشي می‌گوید:

    درود بسیار بانوی مهربان…
    خسته نباشید… بهترین؟
    می دانم سخت است اما آرزو می کنم هر چه سریعتر بهبودی حاصل شود…
    ضمنا بابت ِ لینک ِ‌ممنونم…
    خیلی لطف کردید…

  3. نابخشوده می‌گوید:

    خدا حفظت کنه جوون… روحیت در حد مارلو براندوئه… کیف کردم…

  4. عLــی می‌گوید:

    سلاااام خاتون
    یک مطلب توی این پست شما خیلی نظرم رو جلب کرد و اون اینکه، واقعا اینطوره که وقتی از مطلبی مینویسید به سراغتون میاد؟
    چرا؟
    بهش فکر کردید؟
    مطمئنن فرصتش رو نداشتید تا عمیقا به این موضوع فکر کنید
    شاید هم به نظر یه اتفاق ِ ساده می اومده ولی از نظر من اینطور نیست
    تصور میکنم که شما دارای قدرت تمرکز و جذب ِ خیلی بالائی هستید
    و امیدوارم از این نیرو خیلی خوب به نفع ِ بهبودتون استفاده کنید
    آیدای گرامی پیشنهاد میکنم که دائما متمرکز باشید روی سلامتی بیشتر
    امیدوارم خیلی زود خبر های خوبتری از بهبود ِ چشمگیر ِشما بشنوم
    امیدوارم توی درس هاتون هم موفق باشید
    سلامت و شاد و پیروز باشید

  5. سجاد می‌گوید:

    امان از اعتیاد به نت!!!… گویی باید این نت کوفتی تموم شه تا ما یاد بگیریم!!!
    خیلی قشنگ می نویسی! مشخصه یه آدم باسواد واقعی هستی. از اونایی که آدم دوست داره بنویسن!
    با آرزوی بهترشدن زخم ها و موفقیت در درس ها!
    خداوند شما را حفظ کند.

  6. مهسا.م می‌گوید:

    تو آخر منو دق میدی بانو
    حالا ببین
    لجباز!

  7. مهسا.م می‌گوید:

    بعنوان رفیق ناباب هم بگم : درس نخون بابا درس چیه؟
    یه همچین موجود نازنینی هستم من

  8. شنگين كلك می‌گوید:

    درود بسیار بر زیبای خفته معتاد خودشیفته !
    با عرض پوزش از توصیفات متن فوق بهره جستم و لاغیر
    برای زیبای خفته ، آرزوی سلامتی کامل و شادی روز افزون دارم
    و همینطور موفقیت در دروس .

  9. kiana می‌گوید:

    salam aida jan halet chetore
    kheyli vaghte azat bikhabaram
    az iran mehman dashtam pedar madaram inja bodand dargir bodam
    hodod 4 mah pish yek zamin khordan sakht dashtam ke hanoz ke hanoze roye vilcher hastam
    bebakhsh bad az modatha barat neveshtam on ham az narahatiha goftam
    az halet ba khabaram kon

  10. مهدي می‌گوید:

    سلام ایدای عزیز:هر شب سر میزنم نبودی نگران شدم اومدی بهم سر بزن متشکرم
    _____________________________________
    آیدا :
    سلام مهدی عزیز
    ممنون که به یادم هستید. درگیر زخم بستر هستم…
    ان شاالله به زودی…
    آدرس وبلاگتون اشتباهه…

  11. مهسا.م می‌گوید:

    حالا خوبه جواب آقا مهدی رو دادی ما متوجه بشیم سر میزنی به وبلاگت
    ای بابا…
    امیدوارم زودتر زخم بستر رخت بر ببنده
    ________________________________
    آیدا:
    سلام مهسا جان. ببخشید بی خبرتون گذاشتم…
    ممنون که به یادمی…

  12. مهدي می‌گوید:

    سلام ببین درست شد ادرس
    _______________________________
    آدرس:
    نه متاسفانه…

  13. نسرین می‌گوید:

    آیدا جان سلام
    ممنون از لطفت که پاسخ نداده پاسخ می گیریم از شما …
    عزیز منوی بالا “حرفی اگر هست” باز است …
    باز مرسی …

  14. سید مجید می‌گوید:

    سلام
    نوشته های خوبی داری میخواستم بگم من هم قطع نخاع از تی ۴ هستم برای همین نمیتونم بفهمم که کسی که یکمدتی قطع نخاع بوده دیگه از چم و خم قطع نخاعی اطلاع داره و میدونه که چه باید بکنه و
    چه نباید تا مثلا زخم بستر پیدا نکنه .امیدوارم هر چه زودتر بهبود پیدا کنی

  15. امیدوارم هرچه زودتر بهبود پیدا کنی

    این زخم بستر خیلی چیز کوفتیه!!!
    ما هم یه نمونش رو داریم

    باز هم امیدوارم زودتر خوب بشی

  16. مجتبی می‌گوید:

    سلام, می خواستم یه سوال بپرسم ولی انگار سر به وبلاگت نمی زنی Frown
    _________________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیز
    کامنت ها رو هر روز چک می کنم و ضروری ها رو جواب میدم.
    بفرمایید سوالتون رو Smile

  17. mehdi-p می‌گوید:

    واقعا جای شگفتی داره. قربان لطف و عظمت خدا برم که چنین قدرتی به بعضی از بندگانش میده. از ته قلب میگم : بهتون غبطه میخورم. خیلی غبطه میخورم. افسوس میخورم که چقدر ضعیف و زبونم. البته منم تونستم از پس یک بیماری سخت بر بیام ولی در برابر صبر و روحیه شما هیچ هستم. من اگه جای شما بودم شاید همون روزهای اول به فنا می پیوستم. میخوام بهتون یه پیشنهاد بدم. البته در جایگاهی نیستم که به شما پیشنهاد بدم ولی داستان حادثه شما من رو یاد فیلم راز انداخت. همون مردی که جریان حادثه و صدمه نخاعش خیلی خیلی شبیه به شما بود. نمیدونم دیدید یا نه؟ اونم دیافراگمش رو از دست داده بود نمیتونست نفس بکشه دکترابهش گفته بودن تنها کاری که میتونه بکنه پلک زدن هست ولی اون از قدرت افکارش مطلع بود و تونست در عرض ۶ ماه با پای خودش از بیمارستان بره بیرون. منم بهتون نمیگم باور کنید و میدونم همه این مسائل رو میدونید. فقط میگم امتحان کنید. نمیدونم چرا ؟ نمیدونم چطوری ؟ ولی جواب میده . توی ذهنتون فقط به سلامتی و این که روی دو تا پاتون ایستادید و لبخند میزنید فکر کنید و با تمام وجود روش متمرکز بشید و نگذارید اون فکر از ذهنتون بیرون بره.بر جزئیات تمرکز کنید رازش همینه. عکس ها ؛خاطرات ؛ فیلمهای زمان سلامتیتون رو نگاه کنید و یکبار دیگه سلامتی رو از ته قلبتون احساس کنید. اگه به این موضوع علاقه دارید میتونم کمکتون کنم. اگه فردا یه پست بزنید و بگید سلامتیتون رو بطور کامل بدست اوردید با روحیه ای که شما دارید اصلا تعجب نمیکنم.

  18. خواننده خاموش می‌گوید:

    آقایانی که روی فکر کردن به شرایط جسمی پیش از حادثه تاکید میکنید خوب است به تلاش ایشان برای بازیابی سلامتی و رفتن در مسیر درست و مورد پسند زندگی هم نگاهی بکنید که از ایشان انسانی به مراتب کارا تر و پیروزتر ساخت.

  19. اسماعیل می‌گوید:

    سلام ایام بکام…

    اگر زخم بسترت بسنه باید یه ویلچره برانکاری تهیه کنی تا زودترک از دست زخم خلاص شد موفق وسلامت باشی…

  20. mojyross می‌گوید:

    هر از گاهی به وبلاگتون سرمیزنم، قلمتون واقعا زیباس و خیلی خوب وزیبا حالات وافکارتون رو توصیف میکنید
    تصمیم گرفتم از این به بعد پایه ثابت وبلاگتون باشم
    موفق باشید
    اسپیشالم بیشتر سر بزنید

  21. متخصص پوست می‌گوید:

    اطلاعاتتان در مورد زخم بستر بسیار خوب است. در مورد بروز مکرر زخم بستر در حالی که اقدامات احتیاطی صورت میگیرد بد نیست بیمار از لحاظ سطح هموگلبین خون و عناصری هم چون روی و ویتامینهایی همچون آ و ث مورد بررسی ازمایشگاهی قرار گیرد زیرا در صورت کم خونی و کاهش هموگلوبین خون مشکل اکسیژن رسانی به سطوح زیرین پوست مختل و مشکل زخم بستر تشدید میشود. همچنین کمبود عنصر روی در بروز این عارضه موثر است . عنصر روی در بهبود مشکلات پوستی نقش اساسی دارد. با ارزوی سلامتی و شادکامی شما.
    ________________________________
    آیدا :
    سلام
    خیلی از آشنایی تون خوشحالم. از اظهار لطف و راهنمایی تون ممنونم…
    حتما این آزمایش ها رو انجام میدم. واقعا برای ما هم جای سواله که با این همه مراقبت چرا مدام دچار بدسور میشم…
    خیلی ممنونم…

  22. مهسا.م می‌گوید:

    آزمایشهایی که متخصص پوست گفتن رو انجام بده. ما کماکان منتظر حصول بهبودی زخم بستر شما و پست جدیدتان
    پشت درب وبلاگ تحصن کرده ایم.

  23. آزاده می‌گوید:

    سلام عزیز دلم
    خوبی؟
    نوشته بودی هر روز نظرات رو چک می کنی,برا همین اومدم بگم خیلی به یادتم و منتظر نوشته های دوست داشتنیِ دوستِ دوست داشتنیم هستم .

  24. سانی می‌گوید:

    آیدا نمی دونم فیلم راز رو دیدی یا نه و اگه دیدی بهش اعتقاد داری یا نه؟! ولی چیزی که می خوام بگم اینه که سعی کن همیشه به چیزهای خوب فکر کنی و منتظر چیزهای خوب باشی که به سراغت خواهند امد. مطمئن باش دختر مهربان :*

  25. مينا می‌گوید:

    از صمیم قلب آرزو می کنم زودتر بهبودی حاصل شه
    فقط یه سوال دارم زخم بستر اذیت کننده است ؟؟ دردناکه ؟؟ با توجه به ضایعه نخاعی می گم ؟؟

  26. kiana می‌گوید:

    aslan fekr nemikardam rozi be an daste az khanandegan khamosh bepeyvandam
    moratab weblageto sar mizanam va mikhonam amma nemidonam chera nemsihe nazar bezaram

  27. الـی می‌گوید:

    چــه ساده و احمـقانه تصور میکـــردم من یک الهه هستم…نه بــانو…تو یک الهـه ای..الهه صبـــور … مهربـان و ستــودنی…

  28. Parivash Mortazavi. می‌گوید:

    Idaye gole maa tow layeghe behtarin ha hasty be dast miyary ! shak nakon

    Love
    ~ khale ~

  29. متخصص پوست می‌گوید:

    ای دخترم که مهر دلارائی
    عطر بهار و پرتو مهتابی
    جان کلام؛شعر خداوندی
    من در صفای روی تو میبینم
    روی بهار و عطر جوانی را
    در گفت و گوی گرم تو میابم
    لطف بیان و اوج معانی را
    تکدختری به ناز و دالائی
    کس چون تو نیست در همه دخترها
    در جمع دلربان جهان ؛ فردی
    چون ماه تاب در دل اختر ها
    آوای مهربان تو را نازم
    کز نور مهر و عاطفه لبریز است
    گلهای لبخندی که بر لب داری
    زیباتر از هزار بهاران است
    در موج خنده های دلاویزت
    یک اسمان ستاره رخشان است
    شوق و امید زیستنم از توست
    من در نگاه گرم تو میبینم
    خورشید دلفروز خدائی را
    خورشید و مه چراغ سرایت باد
    فرخنده باد بخت و سرانجامت

    سلام ایدای عزیزم. اون لبخند بالای سایتت رو خیلی دوست دارم. بهم امید و انرژی میده. گذاشتمش برای بک گراند گوشی موبایلم هر وقت میبینمش شاد میشم.
    ________________________
    آیدا :
    ممنونم. باعث افتخار و خوشحالیمه. محبت دارید Smile

  30. رودا می‌گوید:

    سلام.من وبلاگ شما رو اتفاقی پیداکردم وشرح حالی رو که نوشتین هم تازه خوندم.واقعاً خیلی متأثرشدم برای خودمون وجامعه ای که توشیم،متأسفم که مسئولین جمهوری به ظاهر اسلامی همیشه در نظردهی هایشان روابط نسبی رابرعدالت ترجیح داده ودر کارشان حتی یک ذره از خدایی که همیشه باآن مردم راساکت کرده نمی ترسند،آیدا ی عزیز همان طور که خودت گفتی این ها فقط شعار می دهند”عدالت علی”ولی متأسفانه این را همیشه دستاویزی برای اختلافات مذهبی قرار میدهند.
    نمی خوام حرفام زیاد طولانی بشه چون می دونم که حوصلشو نداری،ولی باورکن وقتی که ماجرات رو خوندم دلم شکست ازاین همه بی مسئولیتی وبی عدالتی،اگه خدا بخوادقراره من در آینده جزو کادر درمانی بشم،ولی بااین چیزی که تو نوشتی یک لحظه ترسیدم که نکنه ممنم فردا همین کارو با عزیزایی که زیر دستم میان انجام بدم،حتی فکرشم بدنمو به لرزه درمیاره.
    من واقعاًشرمندم ونمی تونم چیزی بگم،فقط می تونم اینو بگم که عدالت زمینیا همیشه یه چیز نسبی وناقص بوده ولی عدل الهی قطعیه وهیچ وقت حق هیچ بنده ای رو ضایع نمی کنه ومطمئن باش که نه تنها ناپزشک معالجت،بلکه تمام کسایی که با علم به قصور اون دکتر رأی ناحق دادن،ازجایی که اصلاًفکرشو نمی کنن ضربه میبینن.این جمله روفک کنم زیاد شنیده باشی پس باورش داشته باش وخودت رو زجر نده(هرجند که بامطالبی که خوندم فک کنم دختر قوی وقاطعی هستی):چوب خدا صدا نداره،هرکی بخوره دوا نداره…
    امیدوارم تک تک لحظات زندگیت سرسبز،پراز امید وسرشار ازنورورحمت الهی باشه باشی.

  31. مریم می‌گوید:

    سلام
    فقط میتونم بگم تواوج بدترین روزای زندگیم وداغونترین روزها تنهاترین روزهاوافسرده ترین روزهام وناامیدترین وبی هدفترین روزهای زندگیم باتو که هرچی بگم کم گفتم اشناشدم ایداجان همین قدرمیگم که تونستی منوبه خودم بانوشته هات برگردونی وبهم ارامش بدی بااون لحن قشنگ نوشته هات بااون همه اراده و÷شتکارمطمین باش که توخیلی بیشترازهمه ما توهین نمیکنم بقیه ناراحت شن خیلی بیشترازمن وبقیه ادامای بی انگیزه وناشکر÷یش خداعزیزتری تواونقد خدادوست داشته که نخواسته ازش دورشی و…..واقعاعاجزم ازگفتن حرفای قلمبه وسلمبه فقط میگم ماشالله به این اراده وروحیه
    ایداجان بدون اغراق خداروشاهدمیگیرم خیلی توی زندگیم تاثیربسزایی گذاشتی خودت ونوشته هات قول میدم وقتی تاثیرش نشون داده شدونتیجه روگرفتم بیام همه چیزوواست تعریف کنم میام فقط انشالله نامردی نکنم وقتی نتیجرودیدم توروفراموش کنم ولی بدون تواولین کسی بودی که منوبه خودم اوردی بااین وبلاگ ونوشته هات انشالله لیاقت داشته باشم جبران کنم برمیگردم چندماه دیگه قول میدم همیشه دعات کنم هرچنددعای من گیرانیست دلم به ÷اکی ومهربونی دل تونیست
    توروخدا ایدا واسم داکن خواهرگلم تو۷سالی ازم بزرگتری ابجی بزرگم میشی برمیگردم نتیجه اشواعلام میکنم
    دوست دارم خیلی عاشق ت شدم وعاشق نوشته هات دوست دارم ممنونم خداایداروسرراهم گذاشتی ممنونم ایدا اجی گلم
    __________________________________________
    آیدا :
    سلام مریم جان
    من هم از آشناییت خوشحالم.
    خوشحالم که تونستم تاثیر مثبت داشته باشم.
    برات خیلی دعا میکنم و بی صبرانه منتظر خبر های خوش هستم. اینکه خوشحالی و رضایتت رو ببینم… Smile

  32. نسیم می‌گوید:

    سلام آیدای عزیزم من به نوعی درگیرم اما خوشحالم که تو هستی برایت آرزوی سلامت و موفقیت توی امتحانات را دارم

  33. zahra می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    زخم بسترتون چطوره؟
    خیلی وقته میبینم پست جدید ندارین.نگرانتون شدم!
    امیدوارم هر چه زودتر خوب بشین دوست خوبم
    ______________________________________
    آیدا :
    سلام زهرای عزیز
    ممنون که به یادم هستید… نزدیک امتحانات هست و مشغول درس هام.
    زخم هم رو به بهبوده…
    ممنونم از احوالپرسیتون.

  34. الـی می‌گوید:

    ممنونم آیدا….ممنونم بانو….برای حضورت…محسوس بود..هرچند ساکت…
    __________________________________
    آیدا :
    خواهش میکنم الی عزیزم Smile

  35. zahra می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    خدا رو شکر…خیلی خوشحالم که حالتون بهتره
    امیدوارم توی امتحاناتتون موفق باشید
    ._____________________________
    آیدا :
    خیلی ممنونم زهرای عزیزم Smile

  36. مریم می‌گوید:

    سلام ایداجان خواهربزرگه خودم خوشحالم خوبی خوشحالم جواب دادی وخوشحالم خیلی خیلی که توهم دعام میکنی خوشحالم خوشحالم که توروپیداکردم اجی
    فقط ایدایی منو یادت نره ها اجی دعام کنی بخدا همیشه به یادتم من گفتم برمیگردم وخبرای خوبوبهت میدم اجی گلم خیلی دوست دارم یادت نره اجی کوچیکرو دعاکنی
    بخداهرروزمیگذره یادتو ونوشته هات توذهنم پررنگترمیشه بررررررررررررررررررمیگردم باخبرای خووووووووووششششش
    خیلیییییییییییییییییییی گلیییییییییی
    _________________________________
    آیدا :
    بی صبرانه منتظر شنیدن خبرای خوبم… حتما دعا می کنم Smile

  37. شکیبا می‌گوید:

    آیدا جان سلام
    پدرم ۱۵ روز پیش سکته مغزی کرد و به کما رفت و قراره براش تراکستومی کنند.وقتی سرچ گرفتم تصادفا با تو آشنا شدم.چقدر نوشته هات به من قدرت داد ازت ممنونم.با تمام خستگی و کلافگیم از صبح تا حالا کاری جز خوندن مطالبت نکردم.واقعا لذت بردم. از امروز تو دعاهای من هستی .میبوسمت.
    ________________________________
    آیدا :
    سلام شکیبای عزیز
    از آشناییتون خوشحالم… برای پدرتون متاسفم. ایشالا که بهتر بشن. براشون دعا می کنم.
    ممنون که برای خواندن مطالبم وقت میگذارید. و ممنون از لطفتون…

  38. مينا می‌گوید:

    آیدا جان سلام
    نتیجه امتحانات رو به ما هم اعلام کن
    ایشالا همه رو بیستتتتتتت میشی 

  39. نور می‌گوید:

    آیدا جون.وقتی این صفحه رو دیدم که به پست ها جوابدادی خیالم راحت شد… من به تو افتخار میکنم و در واقع به اراده و قدرتت حسرت میخورم انشاالله روز به روز سلامت تر و موفق تر و پر معناتر باشی…دوست عزیزم تو ی فرشته ای از طرف خدا برای ما انسان های غافل و ناشکر… همیشه پایدار باشی
    _______________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیزم
    خیلی از آشنایی تون خوشحالم. ممنونم از اینهمه اظهار لطفتون
    انشاالله بعد از امتحانات وبلاگ رو فعال میکنم و بیشتر می بینم تون.
    از کامنت اولتون در پست دیگه ام هم ممنونم….

  40. شکیبا می‌گوید:

    سلام آیدا ی عزیز
    آشنایی با تو بهترین هدیه خداوندبه من در این روزهای سخت بود.از این بابت خدا رو شکر میکنم و ازت ممنونم.
    واست دعا میکنم در امتحاناتت موفق باشی.راستی من دامپزشکم و هیات علمی دانشگاهم و اتفاقا” مدیر گروه صنایع غذایی هم هستم.. .بنابراین به دعای من در مورد امتحاناتت شک نکن!
    از همین جا واست کلی انرژی مثبت میفرستم و میبوسمت.
    __________________________________
    آیدا :
    سلام شکیبای عزیزم
    ممنونم از اینهمه لطفتون. من هم از آشنایی تون خوشحالم.
    پدر چطورن؟ امیدوارم بهتر بشن…
    من هم قبل تصادف صنایع غذایی می خوندم… پس دعا کنید که دعاتون دیگه خیلی موثره Smile
    ممنونم از لطفتون.

  41. دانا می‌گوید:

    سلام عزیزم خوشحالم که خوبی و سرحال
    نترس این زخم ها هم تموم میشه
    زندگی زیباست باید زندگی کنیم و ثابت کنیم به بقیه که ما هم توانا هستیم
    خیلی قلم خوبی داری منم معتاد شدمااااا امان از رفیقای ناباب
    ______________________________
    آیدا :
    سلام دانای عزیزم
    خیلی ممنونم…
    مرسی از لطفت… Smile

  42. شکیبا می‌گوید:

    آیدا جان
    سلام.این شعر رو که در وصف خداست ،من همیشه در مناجات هایم می خوانم .امیدوارم تو هم از خواندنش لذت ببری.
    هله نومید نباشی که تو را یار براند
    گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
    در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
    ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
    واگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
    ره پنهان بنمایدکه کس آن راه نداند
    نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
    نهلد کشته خود را کشد آنگاه کشاند
    چو دم میش نمامد ز دم خود کندش پر
    تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
    به مثل گفته ام این را وگرنه کرم او
    نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
    همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
    بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
    دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
    به که ماند؟ به که ماند؟به که ماند؟ به که ماند؟
    هله خاموش که بی گفت از این می همگان را
    بچشاند ، بچشاند ، بچشاند ، بچشاند
    ______________________________
    آیدا :
    متشکرم… واقعا زیباست…

  43. آری می‌گوید:

    امیدوارم در جنگ با زخم پیروز ماجرا تو باشی یادمه از یکی شنیدم که تشکی که تو خاک اره نجاری پر کردن واسه زخم بستر دارا خوبه مثل اینکه قدیما این جوری با این مشکل مبارزه میکردن اما من صحت مطلب رو نمیدونم اما خوب خرجی که نداره فقط پدر به زحمت میوفتن .به صورت یه زیر انداز کوچک اگه تهه کنی و موقع نشستن امتحان کنی ضرر که نداره چون خاک اره خیلی راحت جا به جا میشه فکر نکنم بی تاثیر باشه اما قبلاً تحقیق کن
    ______________________________
    آیدا :
    سلام آری عزیز و گرامی
    ممنونم از احوالپرسی و راهنمایی تون.
    والا هنوز که داریم می جنگیم…
    حتما در این باره تحقیق میکنم. ممنونم…

  44. نسرين می‌گوید:

    سلام هر روز سر میزنم که جویاى احوالت باشم
    امیدوارم هرچه زوزودتر بهبودى حاصل شود
    ماساژ روزانه اون قسمتهایى که احتمال زخم بستر هست کمک میکند به جریان خون و جلوگیرى از زخم، و با روغن زیتون یا روغنهاى دیگه درمانى ،
    من هم زیاد مستعد زخم هستم، اون ژل کامفیل که شما معرفى کردین رو گرفتم ، هر جا کمى قرمز میشه زود با اون ماساژ میدم
    دور و بر زخم هم ماساژ داده شود ، باز براى تسریع جریان خون کمک میکند به بهبودى ،، ازخدا میخواهم شفاى کامل عطا کند

  45. مهسا می‌گوید:

    سلام
    خوبی؟
    من رو یادت رفته احتمالا…از بی مرامی خودمه…از این به بعد هر وقت گفتم دانشجوی رشته مقدس دامپزشکی بدون خودمم
    !!
    Big Smile))))))))))

  46. مهسا می‌گوید:

    می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی “تـعطیــل است” و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی :
    بگذار منتـظـر بمانند …

  47. سلام آخرین باری ک نظر گذاشتم البته به غیر از چند روز پیش چند ماه پیش بود.برای همین بود ک گفتم احتمالا منو یادت رفته.
    از آنجایی هم ک مهساها زیادن و تا دلت بخواد مهسا توی مملکت هست اسم مستعار برای خودم انتخاب کردم ک منو با بقیه اشتباه نگیری!!!
    فکر می کردم جواب همه کامنت ها رو می دی…برای همین تا حالا منتظر بودم!
    الان داشتم بعضی کامنت ها رو می خوندم فهمیدم همه رو جواب نمی دی و هر روز کامنتها رو می خونی…
    خب پس دیگه خیالم راحته ک کامنتم رو خوندی و میخونی Big Smile
    دوست دارم با اون خانم دکتره ک اسمش شکیباس و کفت دامپزشکه هم آشنا شم….کاش وبلاگ داشت!
    ایدا جون خوشحالم دوستی مثه تو پیدا کردم (البته اگه به دوستی قبولم کرده باشی!!)…قشنگ هم می نویسی…
    موفق باشی عزیز
    _____________________________________
    آیدا :
    سلام مهسا جان
    ببخشید که کامنت هات بی جواب موند. الان درگیر امتحاناتم. ایشالا بعد امتحانات جواب کاملتری می دم Smile

  48. مبارز می‌گوید:

    با سلام . مطالب زیبا و آموزنده تان را خواندم و استفاده کردم. موفق باشید .

  49. ستاره می‌گوید:

    سلام
    با آرزوی سلامتی و شادمانی
    لطفا مطالب لینک زیر را بخوانید
    http://special.ir/?p=153#comments

  50. سلام
    نمی خواد خودت رو اذیت کنی…همینکه بخونی برای من ارزش داره…فردا اخرین امتحانمه…جونم گرفته شد با این درسا…فردا تولدمه و همچنین اختتامیه فصل نامبارک امتحانات!!! Smile
    التماس نور

  51. آناهیتا می‌گوید:

    سلام
    از خوندن مطالبتون لذت بردم.آفرین بر این اراده پولادین
    امیدوارم هرچه زودتر زخم بسترتون هم بهبود پیدا کنه

  52. شکیبا می‌گوید:

    آیدا جون یادت باشه که من همچنان واست دعا میکنم.موفق باشی.

  53. نور می‌گوید:

    آیدای عزیز پس این امتحاناتت کی تموم میشه البته با خیر خوشی؟ من با این که تازه این جا رو پیدا کردم…هر چند روز ی بار میام ببینم آپ کردی یا نه…خودمم ی هفته دیگه کنکور دارما ولی دلم برات تنگ میشه…برات خیلی دعا میکنم دوست عزیز…ایشالا همیشه بهترین بهترین ها رو خدا بهت بده
    راستی اجازه هست وبلاگت رو به دوستام معرفی کنم؟از طریق ایمیلم؟اونا هم مث خودم!!!(شوخی) دخترای خوبی هستن…

  54. زریر می‌گوید:

    ایدا جان من هم دو ساله نظاره گر سقف اتاقمم، ولی اینجا بارون نمیاد پس تو برسان سلام مارا، میبینمت

  55. شنگين كلك می‌گوید:

    درود بسیار
    و عید ولادت رسول اکرم (ص) و امام صادق (ع)
    بر شما و خانواده گرامی مبارک باد

  56. زریر می‌گوید:

    خانم آیدا من چند تا سوال داشتم کی جواب میدی که بپرسم
    ____________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیز
    ببخشید که کامنت قبلیتون هم بی جواب موند.
    من تا آخر این هفته امتحان دارم. ایشالا از جمعه شب در خدمتم.
    ولی اگر سوالتون فوری هست، بفرمایید Smile

  57. زریر می‌گوید:

    مرسی همون جمعه شب میپرسم
    فقط سوالام خصوصین

  58. مهناز می‌گوید:

    سلام آیدای عزیز…..امیدوارم حالت بهتر شه و روزایی که سپری کردی بدترین روزای عمرت بوده باشه و روزایی که میان سبز باشه برات مثل خودت…
    دلم هواتو کردگفتم پیام بذارم هرچند حداقل روزی ی بار ب یادت هستم…
    “پرندگانم را آزاد کردم…زیرا فهمیدم “نداشتن” تنها راه از دست ندادن است…!!”
    التماس دعا.
    در پناه محبوبم………….

  59. حیران می‌گوید:

    سلام [ایکون گریه ی زیاد]
    کامنتم پرید

  60. حیران می‌گوید:

    ۱۰۰گرم مغز تخمه کدو را آسیاب کن بعد یه لیوان آب معمولی را بریز روش وبزار شیره تخمه درآد تو آب اون آب پر از ویتامین “روی”هست وبرای شما قابل جذب وبدون دردسر( تخمه خام باشه)
    نوش جان
    _____________________________________
    آیدا :
    خیلی ممنونم Smile

  61. میترا می‌گوید:

    سلام آیدای عزیزم
    شما را اتفاقی پیدا کردم مادر نازنینم سکته مغزی وسیعی کرده و سه هفته ای است که در ای سی یو بستریه به دستگاه تنفس وصل شده و میخواستند لوله تراک براش بگذارند من دنبال اطلاعاتی در این مورد میگشتم که شما را پیدا کردم روحیه ام خیلی خراب بود وقتی شرح حال ترا خواندم خیلی گریه کردم دیدم رنج تو بسیار بیشتر از درد منه ازت بسیار ممنونم که این اطلاعات را در اختیار همگان قرار دادی برایت آرزوی سلامتی میکنم و هر روز برایت دعا میکنم عزیزم
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام میترای عزیز و مهربان
    خیلی از آشناییتون خوشحالم.
    متاسفم برای مادرتون. ایشالا که بزودی بهتر بشن.
    خوشحالم که مطالبم قدری کمک کننده بوده.
    ممنون از همه ی محبتتون.
    با آرزوی بهبودی مادر…
    سلامت باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette