باز باران …

سلام دوستان

مدتی است که دستم به نوشتن نمی رود و حتی آن برنامه ی روزانه ی تمرین نوشتن را که در هر شرایطی انجامش می دادم رها کرده ام. الان هم دارم به زور از خودم حرف بیرون می کشم و نمی دانم که این مطلب به آخر می رسد که آپ کنم یا نه؟

در این شب های طولانیِ اغلب همراه با بی خوابی، ساعت ها با خودم حرف می زنم، گاهی در ذهنم مطلبی برای وبلاگ می نویسم و مصمم می شوم که صبح مکتوبش کنم، ولی هیچگاه این تصمیم عملی نمی شود.

(الان یک ربعی است که همینطور خیره مانده ام به مانیتور و دیگر نوشتنم نمی آید… یکی نیست که بگوید مگر مجبوری؟ ننویس… ولی من ویرم گرفته که بنویسم!)

 

یک ربع دیگر هم گذشت…

آهـــــــــــــــــــــان! بالاخره جرقه ای خورد Smile

. . .

چند روز پیش برای انجام سونوگرافیِ دو منظوره! به بیمارستان رفتم. انجام سونوگرافی، هم به منظور چکاپ و هم به منظور دلدرد و تهوع هایی که این روز ها روتین شده اند.

نتیجه ی سونوگرافی آن بود که بنده باردارم! آن هم چند قلو!… البته از لحاظ کیسه ی صفرا Grin

بیخود نبود که مدام تهوع داشتم و ویار می کردم… (البته تهوع و دلدرد ربطی به صفرا ندارد و علتش همچنان مجهول است.)

بله، چند تا سنگ فینقیلیِ ۴ تا ۷ میلیمتری در کیسه ی صفرایم جا خوش کرده اند. به دکتر گفتیم که انشاالله کی فارغ می شویم و کیسه صفرایمان تحت عمل سزارین قرار می گیرد؟ دکتر فرمودند که بهتر است صبر کنید تا سنگ ها آنقدر بزرگ شوند تا با خودِ کیسه ی صفرا یک جا درشان بیاوریم! و ما یاد آن مَثَل افتادیم که می گوید: “آش با جاش”

سپس پرسیدیم که چقدر طول میکشد تا آش جا بیفتد؟ … نه ببخشید… تا چند قلوها به رشد کامل برسند؟

فرمودند مدتش نا معلوم است. و باز ما به این مقایسه رسیدیم که طول مدت بارداری مان از فیل و شتر هم که حدود دو سال است، بیشتر خواهد بود. پس جل الخالق، خدا به دور، چه جانوری خواهیم زایید؟ لابد دایناسور!

پس دوستان منتظر باشید که تا چند سال دیگر چهار پنج تا دایناسور قد و نیم قد از سر و کول من بالا بروند. خُب، حالا چه کسانی می خواهند خاله و عمو بشوند؟ Grin

. . .

بعد از انجام سونوگرافی و هنگام بازگشت، وقتی آمبولانسی ها مرا به داخل آمبولانس می بردند، ناگهان خنکی مطبوع و آشنایی را بر روی پیشانی و گونه هایم حس کردم. باورم نمی شد. قطرات ریز باران بود که پس از سال ها حسشان می کردم. به آسمان نگاه کردم. آسمانی بود با گرفتگی ملایم و تیرگی نه چندان غلیظ. همان آسمان محبوب من. و هوا خنک و مرطوب؛ و بارش قطرات ریز و تیز باران. همان آب و هوای مورد علاقه ی من. ولی همه اش چند قطره و چند ثانیه؛ پس از چند سال…

دلم می خواست در محوطه ی بیمارستان، زیر باران، در آن چند ثانیه، تا ابد بمانم. ولی در یک چشم بر هم زدن درِ آمبولانس بسته شد و آسمان، آن سوی شیشه گریست و قلب من این سو…

 

آن روز صبح، لَخت بودم و سبک و آرام. آمبولانسی ها مثل پر از روی ویلچر بلندم کردند و روی برانکارد گذاشتند. آنقدر آرام و لَخت بودم که حتی پاهایم دچار اسپاسم نمی شد!

بر خلاف همیشه، جایم در آمبولانس خیلی راحت بود. آنقدر که دلم می خواست تا شب در خیابان ها بچرخم. ناخودآگاه از یکی از آمبولانسی ها که کنارم بود پرسیدم:

ببخشید، تا تهران چند می برید؟

جواب داد: کیلومتری ۷۰۰ تومان.

حساب کردم. تا تهران حدود ۱۰۰۰ کیلومتر است. تقریبا ۷۰۰ هزار تومان میشد!

می خواستم بگویم پایت را بگذار روی گاز و برو… نه فقط تا تهران… تا ته دنیا…

 

در بیمارستان چشمم به آدم ها افتاد. چقدر دلم برای آدم ها تنگ شده بود. اما دلم نمی خواست با کسی صحبت کنم. اصلا دلم مراوده با آدم ها را نمی خواست. تنها دلم می خواست تماشایشان کنم. در آن لحظات، بیش از همیشه دلم می خواست که گرده ی خاکی می بودم. گرده ی خاک… این آرزوی دیرینه ی من…

. . .

نمی دانم آیا تاثیر هوای آزادی بود که حدود دو ساعتی استشمام کردم، که سه چهار روزی هم دلدرد، هم تهوع، هم ضعف مفرط و تنگی نفس، نفس نفس زدن، بدن درد و کلافگی… همه ی این ها برای چند روزی از بین رفت و حالا دوباره کم کم دارد باز می گردد. نمی دانم، شاید به سندرم ساختمان بیمار! (۱) دچار شده ام… شاید هم به سندرم رکود…

_______________________
(۱) سندرم ساختمان بیمار (Sick Building Syndrome) شامل مجموعه ای از علایم از جمله تحریک غشاهای مخاطی، سردرد، خستگی غیر معمول، خشکی و خارش پوست، و تهوع است که از نظر زمانی با حضور در یک ساختمان خاص ارتباط دارند.

 

پی نوشت: دوستان توجه داشته باشند که من همانی هستم که دستم به نوشتن نمی رفت و حرفم نمی آمد. حالا شما یاد کدام مَثَل می افتید:

الف ) آب نمی بینه، و الا شناگر قابلیه

ب ) به دهاتی رو بدی، با چارُقش میاد

ج ) هیچکدام

شاید هم بیشتر یاد آن کسی افتادید که هر چه می گویند برقص، ناز می آورد که بلد نیستم و نمی توانم و حالش را ندارم، ولی وقتی بلند شد دیگر نمی توان او را نشاند!

پی نوشت: اگر به نظرتان متن وصله پینه شده، نا همگون و تا حدی خلاصه می آید برای این است که یک مشت غرغری را که از سر بی حوصلگی نوشته بودم، از میان خطوط حذف کردم… با آن غرغر ها متن تقریبا دو برابر این می شد و پی نوشت اول هم بخاطر آن متن طول و طویل نوشته شده بود و چندان به این متن نصفه نیمه نمی آید، ولی چون بامزه بود حذفش نکردم…

پی نوشت: اگر کامنت ها را بی پاسخ گذاشتم، مرا ببخشید. نه، نه، نبخشید مرا. استحقاقش را ندارم. تنها بدانید که شرمنده ام. اصلا بیایید یک کار کنیم. برایم کامنت نگذارید. وقتی اینقدر ادب و معرفت ندارم که پاسختان را بدهم، شما هم کامنت نگذارید. (هرچند واقعا بحث ادب و معرفت نیست… )

پی نوشت ثابت: قطره قطره تا دریا…، وبلاگ دیگر من.

این نوشته در روزمرگی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

46 پاسخ به باز باران …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette