همراه شو رفیق! (۲)

یک دست بی صداست،

من، دست من، کمک ز دست شما می کند طلب …

آنچه در این جا بیش از همه دارای صفت ممیزه است، این است که ما بسی فنی و متنوع، هفت سال تمام، نفس گیر، کوشیدیم که در حرکت به سوی هدف و استیفاء حقوق تضییع شده ی فرزندمان، ثابت قدم و آرام، فراز و نشیب یک حرکت قانونی را از سافل به عالی و از ساده به بغرنج طی کنیم؛ تا جست و جوی پر وسواس و بی غرضانه ی حقیقت هیچگاه و در هیچ زمانی متوقف نشود.

ولی، امروز با اطمینان می توانیم بگوییم در مجموع، تصمیمات هیأت های انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران، بگونه ای بوده است که بلا استثناء تعصب های صنفی و پیچیدگی های وابستگی های پر دغدغه ی شغلی و عدم رعایت بی طرفی، عامل مستقیم و به اصطلاح ثابت همه ی آرایی بوده است که به لحن طعنه آمیزی برائت متشکی عنه (بخوانید جانی) را در پی داشته است. و این یعنی ماست مالی کردن ماهیت یک قضیه که به طرز ملالت آور و شرم آوری ضمن یک سلسله موارد کهنه و مندرس، واقعیت را پرده پوشی و خلط نموده است.

این مستی و سرسامی فضای مسلط، به گونه ای بوده است که هرگونه طنین منطقی واقعیت را خفه و ناشنوا کرده است که حتی با قریحه ترین آدم های ریز و درشت، در این محیط کودن می شوند و به مبتذلات دل می بندند. در فضای تخدیرآمیزی که گاه مغلوط ترین احکام، یک حقیقت بدیهی و درست ترین احکام یک غلط بدیهی شناخته می شود. لذا برای پی بردن به ماهیت این انحرافات و سیر مشخص آن در این پرونده نخست باید ببینیم منابع تغذیه این انحرافات چیست و چه انگیزه هایی موجب بروز ناصواب آن شده است.

  1. گزارش های عضو محقق. ما باید بدانیم عضو محقق در سازمان پزشکی جمهوری اسلامی ایران یعنی مجموعه ای از «گرایش ها، رغبت ها، مقاصد و هدف های صنفی» است که می تواند در روند معرفت مؤثر باشد. که این دغدغه ها، خود نمی تواند به طور عینی اعتباری برای عضو محقق باشد. زیرا هیچ محققی بدون عبور از مرحله پژوهش و بررسی که در آن حالت «بی طرف» نسبت به نتایج وجود دارد، نمی تواند و نباید وارد مرحله ی نتیجه گیری شود. تردیدی نیست تمام ترهات و خلاف واقعیت های عجیب و پر زیگزاگ عضو محقق در این پرونده، اتفاقاً هیچ ربطی با واقعیت ندارد و طرح آن به معنای تحریف و تخریب و توسل به سفسطه است. کنه مطلب در همین جاست که در تمام گزارش ها، عضو محقق کوشیده است با حیله، سفسطه و تخطئه ی شیادانه ای به طور تیپیک واقعیت را مظلومانه تحریف نماید. که متأسفانه، این دروغ های ذهنی، کاذب ناراست مستقیماً بن مایه ی تصمیم گیری و صدور رأی هیأت های انتظامی شده است که بی تردید آدم را به خنده می اندازد. نکته مهمی که در این جا باید بدان توجه کرد آن است که تمام یافته های عضو محقق چیزی جز ورطه ی بی انتهایی از دروغ، پوچی و نکبت نمی تواند باشد. او مغلطه می کند، بی حد هم مغلطه می کند و من در تمام لوایح ام به هیأت های انتظامی پزشکی روی این نکته مصراً تأمل نموده ام که مبادا با نزاکت در جست و جوی حقیقت خاموش باشند. چرا که چقدر موجب استهزا و تمسخر است که برای خرد کردن و درهم شکستن واقعیات به نتیجه گیری های عضو محقق استناد نماییم. و چنین مهملاتی را زیرساخت رأی کنیم که بی تردید در تضییع حقی که از فرط وضوح در سطر سطر پرونده ی پزشکی بیمار، انسان را در مضیقه ی انکار قرار می دهد. تنها کسی یا کسانی ممکن است این وضوح را متوجه نگردند که یا خادم آگاه، کژی و ناراستی باشند و یا از لحاظ درک علمی کاملاً مرده باشند و نتوانند واقعیت را از خلال گزارشهای غرض آلود ببینند.
  2. مطالعه ی دقیق دادنامه های اصداری هیأت های انتظامی، بی تردید فضا و سیمای روحی این هیأت ها را معین می کند. به گونه ای که ما روی پوست خود احساس می کنیم که این داوری کنندگان در این پرونده مطلقاً به همه ی فاکت ها، محتویات و مستندات آن بی تردید بی اعتنا بوده اند و قضاوت خود را بر محور گزارشهای عضو محقق و آنچه خود سودمند و پسندیده می شمردند مبتنی ساخته اند و چه بسا که این داوری های سطحی و لق و غیرآگاهانه، خود یکی از مبانی است که به ما اجازه می دهد تمام آرای صادره را بیهوده، لاقیدانه، بی تفاوت و از اساس بی اعتبار بدانیم چرا که آنان، ضرورتاً تمام محتویات پرونده را در فضای دماغی خود در نطفه خفه کرده اند. پرونده ای که بی گفت و گپ می تواند رهنمود علمی مهمی تلقی شود و نقش اساسی برای کشف واقعیت بازی کند و کلید یافت نکات تاریک باشد.

با لحاظ این دو منبع و از طریق تجزیه و تشعب آرای صادره ما به ناچار چهار سوال ضروری و اساسی و بنیادی را مطرح کرده ایم.

  1. بر اساس شیوه ی صحیح در رویکرد به یک بیمار «مولتی پل تروما» با تکیه به داده های بالینی و کلیشه های رادیولوژی چه اقداماتی ضروری، الزامی و لازم می باشد؟
  2. عدم معاینه محل مورد شکایت بیمار از طرف پزشک معالج دارای چه توجیه علمی و تجربی می باشد!؟

در این جا ذکر این نکته ضروری است که معاینه ی فیزیکی می تواند تحت سه عنوان درنظر گرفته شود.

الف) معاینه ی قسمت آسیب دیده (محل مورد شکایت)

ب) تحقیق درباره ی منابع احتمالی علائم مزبور

ج) معاینه ی کلی و عمومی بدن.

۳٫ عدم مشاهده ی کلیشه های رادیولوژی (در روز اول حادثه) توسط پزشک معالج در جهت تعیین موارد زیر:

الف) اینکه آیا اختلالی در ناحیه ی مورد شکایت وجود دارد؟

ب) اینکه آیا اختلال عملکرد، فراگیر (global) است یا خیر؟

۴٫ آنتوباسیون طولانی مدت چرا؟ اشکال اصلی اینجاست که پزشک معالج چرا با همه ی داده های پزشکی و یافته های بالینی از روش انتوبه کردن به مدت قریب ۴۵ روز استفاده کرده است؟

اکنون باید نکته ی عمده ای را بررسی نمود. و آن عدم پاسخگویی کارشناسان محترم هیأت های انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران به پرسانه های بالاست. کنه مطلب در همین جاست. پاسخ درست و سیستماتیک به این پرسانه ها، بی چون و چرا، اذعان به قصور و اهمال پزشک معالج در درمان بیمار می باشد. و این معنایش این است که پزشک معالج طبق موازین علمی، شرعی و قانونی و با رعایت نظامات دولتی، صنفی و حرفه ای انجام وظیفه نکرده و دچار سهل انگاری در انجام وظایف قانونی خود شده است. (ماده ۳- قسمت دوم، فصل دوم، آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلفات)

و این واقعیتی است وحشتناک، هم برای کارشناسان محترم هیأت های انتظامی و هم برای پزشک معالج چرا که وفق بند الف ماده ۲۹ (فصل دوم) و مجازات های انتظامی آیین نامه انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران پزشک معالج حسب مورد به مجازات های مقرر در بندهای الف یا ب محکوم خواهد شد. و این یعنی خدشه دار شدن اقتدار و هیمنه ی جامعه پزشکی. و دلیل برائت پزشک خاطی.

ما تاکنون با نرمش تقلا کرده ایم در احراز حقوق تضییع شده فرزندمان از همان ابزاری استفاده نماییم که قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۶/۸/۱۳۸۳ وفق ماده ۳۰ و ۳۴ و ۳۸ به شاکی توصیه می نماید ولی تبدیل واقعیت به دغدغه های صنفی در هیأت های انتظامی پزشکی ما را ناگزیر می سازد که در استیفای حقوق ضایع شده فرزندمان راه های دیگری را جست و جو نماییم که ظاهراً می تواند فوق العاده پراتیک به نظر آید.

زیرا این یگانه تضمین و حداکثر تضمینی است در استیفاء حقی که تاکنون از فرزندمان جدا مانده است و همین واقعیت است که می باید روی آن مکث نماییم. چرا که عملاً مسئولیت تمام این تضییقات و نتایج مترتب بر آن، خواهی نخواهی به سازمان نظام پزشکی برمی گردد ولاغیر.

بدیهی است که ما بعینه برای سیادت واقعیت و مستقیم کردن و تصحیح کژی های سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران نیازمند همه جانبه خرد شما، قلم شما و دستان شما هستیم. باشد که در این راه ما را ممد باشید. و در تعاقب و توالی این نوشتار در یادداشت های بعدی با وضوح بیشتر و با اسلوب علمی به تجزیه و تحلیل آرای اصداری سازمان نظام پزشکی خواهیم پرداخت.

با احترام،

هاشم الهی

 

برای آگاهی از ماوقع و چند و چون ماجرا به لینک های زیر مراجعه کنید:

شرح حال من

ماجراهای من و آقای عدالت

 

پی نوشت۱ : خواهشمندم که به این پست و پست های آتی لینک بدهید و از دوستانتان نیز بخواهید که در وبلاگ هایشان چنین کنند… ممنون خواهم شد…

پی نوشت۲ : لازم می بینم که مراتب سپاسگزاری خودم را از همه ی دوستان بخاطر همراهی خوب و همدلی صمیمانه شان اعلام کنم. ممنون از همه ی دوستانی که به پست گذشته لینک دادند.

خواهشمندم که تا پایان این راه همراهی ام کنید.

متشکرم…

 

این نوشته در همراه شو رفیق! ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

17 پاسخ به همراه شو رفیق! (۲)

  1. م مثل ميترا می‌گوید:

    سلام
    ارزوی من موفقیت توست دوست خوب و مبارز من

  2. Parivash Mortazavi. می‌گوید:

    Salam, naaleh haye dard mandaneh in pedrar ro shenidam ,madar ke hich ! dar kahmooshye motlaghe khod bi seda va aram mooyeh mikoneh , agar khodai hast, azash darkhaste mikonam amelane in jenayat ro be hamoon dardy dochar koneh ke azize ma gharibe 8 saaleh mobatalast yani dar vaghe mobtalash kardan AMEN
    ______________________________________
    آیدا :
    سلام خاله جان
    خوشحالم که اینجا می بینمتون… امیدوارم حالتون خوب باشه…
    آمین…

  3. Parivash Mortazavi. می‌گوید:

    Salam dokhtare gol sob bekheyr , baratoon arezooye salamaty va movafaghiyt daram

    With all my love , Parivash

  4. یلدایی ترین ... می‌گوید:

    Smile
    شبیه اون بالاییه نشد … اما خب یه لبخنده دیگه !
    تازه کلی ام چیز میز گفت …
    آدم تا جایی که امید داره می تونه داد می زنه … اگه صداش بگیره … !

  5. شنگين كلك می‌گوید:

    درود
    می خواستم بدانم آیا از سازمان نظام پزشکی و هیات های انتظامی آن
    آدرس سایت یا وبلاگی ندارید که قابل درج نظرات باشد ؟
    ممنون
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام جناب شنگ عزیز
    این آدرس سایت نظام پزشکی هست،
    http://www.irimc.org/

    من ممنونم از توجه شما…

    اون مورد رو هم ممنونم که گفتید. الان اصلاحش می کنم. بی نهایت از دقت نظرتون ممنونم.

  6. زهرا می‌گوید:

    عزیزم من امروز وبتون رو دیدم و فقط شرح حال ها رو خوندم چقدر لبخندت شیرین توی این عکس

    دوستی گلم خیلی متاسفم شدم برای اتفاقات پیش اومده و اما از خودم شرمنده شدم برای وقت هاییکه در زندگی من تلف می کنم اما امثال توی عزیز بزرگ از ذره ذره اش استفاده می کنی خیلی خیل دوست داشتم ببینمت بغلت کنم و گرمای وجودت رو احساس کنم موفق باشی
    با تمام وجودم هر چی انرژی مثبت دنیاست رو براتون می فرستم همیشه شاد باشی عزیزم

  7. آری می‌گوید:

    آیدا جان سرنوشتت را کامل خواندم اگر این ماجرا بیست سال پیش اتفاق میافتاد آشنایی در این مسیر داشتم اما متاسفانه آن آشنا الان خارج از کشور و باز نشسته است. اما الان این به ذهنم رسید که چرا از facebook در این مسیر استفاده نمیکنی خواننده های بسیار دارد و می دانم خیرین زیادی آنجا مشغول به فعالیت هستند .مثلاً انجمنی رو دیدم که در اونجا به زنان اسید پاشی شده و نیاز مند به کمک ،کمک رسانی میکرد. حتی از پزشکی خارج از ایران برای عمل جراحی این زنان کمک گرفتندو نتیجه خیلی خوب بوده به هر حال آدمهای متخصص زیادی عضو فیس بوک هستند و شاید بشود در این زمینه حتی از مطبوعات بهتر عمل کرد.فکر می کنم بد نباشه اونجا هم یک تلاشی بکنید شاید وکلایی باشند که بتوانند راه کار به شما نشان دهند.به هر حال برات آرزوی موفقیت میکنم و شجاعتت را برای ایستادگی و زندگی کردن با این مشکل تبریک میگویم و خوشحالم که در کنارت فرشته ایی به نام مادر داری دست مادرت را از راه دور میبوسم که میدانم بیمار داری چه سخت است و ایشان چه ایثاری از خود نشان میدهند و خوشحالم که پدر تو با صبوری به دنبال احقاق حق توست .
    حق را باید گرفت چرا ؟نه بخاطر مسائل مادیش فقط بدین سبب که دیگر این چنین اتفاق ها نیوفتد که جامعه پزشکی را زیر سوال برد چون در کنار چنین پزشکانی ، پزشکانی لایق و انسان نیز یافت میشود که شبانه روزشان در خدمت بیماران هستند.پس شایسته نیست این دو گروه هر دو نامشان پزشک باشدیا شاید بهتر باشد در واحدهای دانشگاهی به اخلاق پزشکی بیشتر اهمیت دهند.موفق باشی

  8. علی می‌گوید:

    سلام خاتون
    ایام به کامتون
    روز تون “روز دختر” رو بهتون تبریم عرض میکنم
    البته بابت تاخیر عذر خواهم

    آیدای گرامی، برای خوندن ِ این پست دوباره خدمت میرسم و در وقت ِ مناسب و حواس جمع خواهم خوندش
    بهروز و شاد باشید خاتون

  9. عسل می‌گوید:

    salam aydaye azizam man ye bar dar roznamye hamshahri posti ra didam ke dar morede hamin ehmal pezeshkan bod mitoni be onha begi va kholaseie az anche etefagh oftade ro vasashon befresti

  10. زهرا می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    دیر اومدم.تاخیرمو به خاطر امتحاناتم ببخشین.
    به مطلب شما لینک میدهم.این تنها کاریه که به عنوان یک دوست میتونم انجام بدم…

  11. درود
    جانی ستاند گزمه و داغی به دل نشست
    تنها به جرم “رقص قلم” قامتی شکســت

    در پی مرگ مشکوک آقای “ستار بهشتی” در جریان بازداشت توسط پلیس فتا و انتقال به زندان و نقص و ابهام در اطلاع رسانی در مورد علت واقعی مرگ ستار بهشتی و مقصران اصلی این اتفاق تلخ و همچنین عدم وجود اراده ای آشکار برای پاسخگویی به افکار عمومی و جبران خسارتهای این فقدان به خصوص خسارت معنوی برای خانواده محترم این وبلاگ نویس، بر آن شدیم تا برای ادای دین به “قلم” و فرصتی که برای نوشتن در اختیار داریم کار کوچکی در جهت روشن شدن ابعاد واقعی این تراژدی انجام دهیم.
    ما به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان و همکاران ستار بهشتی
    خواستار توضیح روشن و قابل قبول برای وجدان عمومی و مهم تر از آن،جبران خسارتهای مادی و معنوی این فقدان برای خانواده محترم ایشان و همچنین مجازات مقصرین واقعی در دادگاهی منصفانه و علنی هستیم.
    دوست عزیز و همکار محترم وبلاگ نویس!

    حرکت ما از روز سیزدهم آذر ماه آغاز شده و در روز ۲۷ آذر (چهلمین روز درگذشت ستار بهشتی عزیز) با انجام
    حرکت نمادین ِهمراهان به طور هماهنگ،
    با اشتراک گذاشتن متنی در وبلاگ ها و صفحه های فیس بوک پایان میپذیرد.

    ——————————————————————————–
    نحوه ی اطلاع رسانی به این ترتیب است
    هر وبلاگ نویسی متن را برای همه ی پیوند(لینک)های مورد اعتماد خود ارسال میکند و این حرکت زنجیر وار ادامه خواهد یافت.
    مهم است در این مسیر به لینک هایی که در چرخه تکرار میشوند توجه داشته باشیم و بسیار دقت کنیم به لینک ها و افراد تکراری متن را دوباره ارسال نکنیم و در فیس بوک هم متن را درصفحات خود به اشتراک میگذاریم.
    دوستان بیایید آخرین حلقه ی زنجیره ی عدالتخواهی نباشیم و همت کنیم برای احقاق حق جوانی که مثل ما بود و به ناحق جان داد.
    دو حرکت ساده تمام کاریست که در مرحله ی اول میتوان کرد:

    ا- اطلاع رسانی به دوستانمان برای پیوستن به انجمن همبستگی وبلاگ نویسان با روش های گفته شده.۲- اعلام همبستگی خود با این حرکت، با گذاشتن تنها یک شاخه گل و یا کامنت، به یاد ستار بهشتی در وبلاگ همگانی ِ ” انجمن همبستگی وبلاگ نویسان”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette