اندر احوالات زخم بستر (۳)…

عوامل فزاینده (محرک)

یک سری عوامل سبب افزایش امکان ایجاد زخم بستر می شوند. از آن جمله هستند،

– چروک لباس یا ملافه (ملحفه): برجستگی ای که چروک لباس یا ملافه ایجاد می کند سبب افزایش فشار بر بافت های تحت تماس با آن می شود.

بهترین راه برای انداختن ملافه ی دشک بیمار بطوریکه کاملا صاف و بدون چروک باشد بدین صورت است که چهار گوشه ی ملافه را گره های بزرگی زده و هر گره را به زیر یک گوشه از دشک بیاندازید. برای دشک بیمار (دشک تخت های بیمارستانی) که اندازه ی استاندارد آن ۲×۱ است ملافه ای با عرض ۱/۵ و طول ۲/۵ مناسب است. این ۵۰ سانت اضافه، هم برای گره ها لازم است و هم بخاطر حجمی که دشک مواج به دشک تخت می افزاید.

– سوراخ شدن دشک مواج: ممکن است دشک مواج سوراخ شود ولی ظاهرا تغییری در کارکرد آن دیده نشود. و حتی گاهی دشک مواج سوراخ می شود بدون هیچ علائم آشکاری! بطور کلی بهتر است که سالم بودن دشک مواج هر چند وقت یک بار بررسی شود.

– اسپاسم: اسپاسم، پرش ها و حرکات ناگهانی و غیر ارادی است که با شدت های متفاوت در اندام های زیر سطح ضایعه ، در بیماران نخاعی ( چه پاراپلژیک و چه کوادری پلژیک یا همان گردنی و سینه ای و کمری ) بروز می کند.

در موارد اسپاسم شدید ، از آن جایی که اندام مثلا پا، مدام در حال خم شدن و باز شدن و پرش های ناگهانی است، در نتیجه ی سایش اندام به ملافه ی تخت و یا کناره های ویلچر به راحتی زمینه ی زخم بستر فراهم می شود.

(شرح کامل اسپاسم)

– رطوبت: رطوبت نه تنها محیط مناسبی فراهم می سازد برای رشد قارچ ها و باکتریها، بلکه سبب نرم شدن و حساس شدن پوست شده و در نتیجه احتمال ایجاد زخم را افزایش می دهد.

– فقدان حس درد: مطمئنا ایجاد زخم بستر با درد و سوزش همراه خواهد بود. در بیماران نخاعی که حس درد را ندارند متوجه نخواهند شد که پوستشان در معرض آسیب و فشار قرار گرفته است. در حالی که اگر بیمار حس درد داشته باشد به محض  آنکه احساس درد یا فشار کند  عکس العمل نشان خواهد داد و با جا به جایی توسط خود یا پرستار از ادامه یافتن فشار جلوگیری می کند.

انواع دشک مواج

دشک مواج تخم مرغی: شکل ظاهری این دشک و حباب های تشکیل  دهنده ی آن مانند یک شانه ی تخم مرغ است، از این جهت به آن تخم مرغی گویند. حدود قیمت این دشک در حال حاضر بین ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان است. در هنگام خرید این دشک توجه داشته باشید که هر چه حباب های تخم مرغی شکل درشت تر باشند (که قاعدتا تعدادشان نیز در سطح دشک کمتر خواهد بود) دشک کارایی بهتری دارد.

قطر دشک باد شده از ۵ سانت تجاوز نمی کند.

عمر مفید این دشک ها در صورت استفاده ی مداوم حدود ۴ تا ۵ سال است ولی از زمان خرید تا ایجاد نخستین سوراخِ خودبخود، تنها یکسال دوام می آورد. اگر دشک سوراخ شد بهترین راه آن است که به مراکز خرید این دشک ها که اغلب در فروشگاه های کالای طب عرضه میشوند مراجعه کنید. آن ها با چسب و پَد مخصوصی، سوراخ دشک را رُفو می کنند.

دشک مواج سلولی: حباب های تشکیل دهنده ی این دشک ها بصورت سلول های استوانه ای است. این سلول ها هر کدام بصورت تکی قابل تعویض هستند، پس در صورت سوراخ شدن، سلول سوراخ شده را با سلولی سالم عوض می کنند.

قطر دشک باد شده بین ۱۵ تا ۲۰ سانت است. دوام این دشک ها بخصوص در برابر سوراخ شدگی بیشتر از دشک های تخم مرغی  است و متخصصان این امر اذعان دارند که دشک های سلولی در پیشگیری از زخم بستر موثر ترند.

پس از جراحی زخم بستر، به توصیه ی  پزشک برایم یک دشک سلولی  تهیه کردند، ولی من بیش از یک هفته آن را تحمل نکردم. به دلیل قطر زیاد و سفتی بیش از حد آن. کلا بر روی آن زندگی ام مختل بود. من بشخصه دشک تخم مرغی را ترجیح می دهم و از کارایی آن در پیشگیری از زخم بستر رضایت دارم. آن چند باری هم که دچار زخم شدم، دلایل دیگری دخیل بودند.

قیمت دشک های سلولی از ۳۰۰ هزارتومان تا خدا تومان است و بنظرم برای اکثر بیماران چندان لزومی ندارد.

 

دشک مواج ویلچر: یک نوع دشکچه های بادی ای وجود دارند ، بدون موتور، که بر روی نشیمنگاه ویلچر قرار می گیرند. من تابحال از این دشکچه ها استفاده نکرده ام چون اغلب اوقات بر روی تختم هستم و به ندرت به روی ویلچر می آیم. ولی برای کسانی  که بیشتر روی ویلچر هستند بهتر است از این دشکچه ها استفاده کنند. بخصوص بیماران نخاعی گردنی (کوادری پلژیک) که نمی توانند خود را بر روی ویلچر جابجا کنند، یعنی هر یک یا دو ساعت یک بار برای تعدیل جریان خون، لگن خود را از نشیمنگاه ویلچر جدا کنند. قیمت آن را نمی دانم ولی بگمانم گران باشد. بالای ۱۰۰ هزار تومان تا… خدا تومان بودنش را هم که شک نکنید!

نکته: دشک های مواج علیرغم درجه بندی های متفاوت موتورهایشان، بر روی سه حالت سفت، نرم و متوسط قابل تنظیم هستند که مناسب ترین حالت آن حالت متوسط است.

پی نوشت۱ _ کامنت های پست قبل به دلیلی بی جواب ماند. ضمن پوزش از شما دوستان، برای آنکه میان این مطلب دنباله دار فاصله نیفتد ناگزیر شدم قبل از پاسخگویی به لطف شما دوستان، قسمت سوم را نیز آپ کنم. انشاالله بتدریج کامنت های پست قبل را جواب می دهم… شرمنده و سپاسگزار…

پی نوشت۲ _ به توصیه ی دوست خوبم، حدیث عزیز، عکسی از نکروز به پست قبل اضافه شد. ولی از آنجایی که عکس های زخم بستر بسیار مشمئز کننده است برای رعایت حال شما دوستان از گذاشتنش صرف نظر کردم. (ممنون حدیث عزیز، یادآوری به جایی بود…)

پی نوشت۳ _ قرار بود این مطلب سه قسمتی باشد ولی ظاهرا زخم بستر قصد دارد که دست حسین کُرد را هم از پشت ببندد. بنابراین قسمت چهارمی هم در پیش داریم…

این نوشته در به اشتراک گذاشتن تجربیات... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 پاسخ به اندر احوالات زخم بستر (۳)…

  1. ياس وحشي می‌گوید:

    درود بسیار بانوی محترم…
    خوبین؟
    خسته نباشید…
    امیدوارم احوالاتتون خوب باشد…
    ________________________________________
    آیدا :
    سلام جناب یاس عزیز
    ممنون خوبم. امیدوارم شما هم خوب باشید.
    سلامت باشید.
    همچنین احوالات شما…

  2. ياس وحشي می‌گوید:

    بخش اولِ نشوتارتون بسیار عالی بود و اطلاعاتِ خوبی را نصیبِ خواننده می نمود…
    اما در موردِ آن بخشِ بولد واقعا چه می توانم بگویم؟ هر کس ادعا کند که درد های شما را می فهمد به واقع گزاف گفته است…
    من واقعا ناراحت هستم از این وضع و دلم می خواهد سخت ترین مصائب و معضلات برای آن بی پدر مادر ها رخ بدهد… نفرین بر این همه نامردی و شقاوت و سیاهیِ قلب…
    ____________________________________
    آیدا :
    خیلی ممنونم جناب یاس از اینکه مطلب را خواندید.
    امید من اینست که این فجایع برای افراد دیگری اتفاق نیافتد و این شقاوت ها پایان پذیرد. ولی امیدیست واهی… هم اکنون خیلی ها در بیمارستان ها شرایط آنروز من را دارند…

  3. نسرىن می‌گوید:

    ما از دردهاى کوچک مى نالیم ودر مقابل دردهاى بزرگ لال مى شویم/ /// من نمى دانم چه کوتاهى در حق دختر بیست ویک ساله من شد که بعد بیست پنج روز من را تنها گذاشت ، نمى دانم کدام بى عدالتى را تاب نیاورد؟؟؟؟ دکترى که عملش کرد وحاضر به هیچ توضیحى نشد را نفرین نکردم ، چون معتقدم پست ترین ادمها هم مادر دارند….. دخترم بسیار خوب بود با ارزوهاى بسیار زیبا. … ایدا جان این بی عدالتى ها انقدر من مادر را بى اعتماد کرده گاهى به خودم شک میکنم، که هستم یا نه……. دستهاى توانایت را مى بوسم ، همیشه باش، وجود نازنینت امید من رابه رهایى از این بی عدالتى ها بیشتر مى کند
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیزم
    خیلی برای دخترتون متاسف شدم Frown
    خیلی ممنونم از همه ی لطف و محبت تون…

  4. علی می‌گوید:

    سلام خاتون
    سلام بر آیدای خووووب و گرامی
    اگر به غلو مجکوم نشم فقط میگم وا حیرتا!!!…
    سر فرصت خدمت میرسم و مفصل تر استفاده و اطهار وجود میکنم .
    ممــــــــــــــــــنونم که هستید
    ممنونم
    شاد و پیروز و پر امید باشید
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام بر دوست بسیار عزیز و مهربانم
    خیلی ممنونم از این همه محبت تون.
    من هم از حضور و همراهی شما ممنونم…
    شاد باشید و سلامت…

  5. نجمه می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    امیدوارم از من دلخور نباشی
    چند وقت دسترسی به اینترنت نداشتم بعد هرچقدر فکر کردم یادم نیومد سوالم چی بود!! (البته حق داری باور نکنی اما همکارا و خانوادم می دونن من چه حافظه محشری دارم به خدا ایمیلتو نگه داشتم و هر وقت اینباکسمو چک میکنمو اضافی هارو پاک میکنم چشمم که میخوره به اون میگم این سواله چی بود؟!(دهن روزه ام عزیز))
    پست هات ماشاءالله یکی از یکی جالبترند…
    در مورد آقای عدالت هم نظرم همونه که قبلا گفتم
    این سیستم از اساس خرابه
    در شکستگی دنده هم درمانش فقط محافظتیه یعنی محافظت بیمار از این نظر که به خاطر درد در دنده ها و محدودیت حرکت دچار کمبود اکسیژن نشه…
    شما رو تغییر وضعیت نمی دادن تو بیمارستان؟؟
    آیدا باز تو تونستی برشون غالب بشی
    یادته از امید گفتم میدونی اونم ۲۱ ساله است؟ امید ۸ ماه پیش قطع نخاع شد ۲ ماه تو آی سی یو بود و بعد ۶ ماه خونه بود
    و دست چپشو یک مقدار بالا میاورد
    آیدا دلم گرفته :
    چند روز پیش برای خارج کردن تراکئوستومیش آوردنش
    از ساعتای ۱۰ صبح با ماسک اکسیژن می گرفت تا ۶ صبح فرداش
    با کلی استرس خودش
    همش تشویقش می کردیم…
    اما ۶ صبح بد حال شد
    دوباره تراک….
    دوباره دستگاه
    غولی به اسم ونتیلاتور….
    اوف….
    دلم براش می سوزه
    هر کارهم می کنیم جداش کنیم نمیشه انگار داره وابسته میشه
    دیروز عصر پرستارش بودم
    گفتم اگه بخوابی بالا سرت نمیام حتی برای ساکشن …. می خواستم نفس بکشه هر ۱۵دقیقه پیشش بودم (فکر کنم) زودتر نمیرفتم می خواستم مجبور باشه به تلاش
    خوب پیشرفتم داشت ۲ تا از تنفس دستگاه کم کردیم تو همون شیفت … چقدر خوشحال بودم
    چه فایده شب شدو خوابید صبح شدو هر چی رشته بودیم باهم و البته اصلش با خودش بود پنبه شد….
    و من هرگز نمی تونم حال اونو درک کنم
    آیدا در اینباره تجربه داری؟
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام نجمه ی عزیزم
    نفرمایید، چه دلخوری ای! و چرا نباید باور کنم…
    سوالی نداشتید. فقط ایمیل من رو خواسته بودید که اگر سوالی داشتید از طریق ایمیل بپرسید.
    در مورد امید و جدا شدن از دستگاه… واقعا که کار شاقی هست. من خودم به بدبختی جدا شدم… بزودی بطور کامل تجربیاتم رو در این مورد شرح میدم.
    فقط مهمترین نکته ای که الان می تونم بگم این هست که،
    تا داروهای ضد اسپاسم (شل کننده) و داروهای آرام بخش که اون ها هم تا حدی شل کننده ی عضلات هستند رو قطع نکنید انتظار نداشته باشید که دیافراگم و عضلات بین دنده ای امید اونقدر موثر کار کنن که بتونه خودش تنفس کنه…
    و یک سوال… امید در کدوم شهره؟ تهرانه؟ اگر تهران باشه می تونم اون متخصصی که منو ۱۶ روزه از دستگاه جدا کرد معرفی کنم. منی که همه ی دکترها می گفتن تا آخر عمر زیر دستگاه می مونم و هنوز هم باورشون نمیشه که من از دستگاه آف شدم…

  6. nona می‌گوید:

    ایدای عزیزمممممم
    چی میتنونم بگم ؟!اصلا چیزی می مونه که بگم؟! بیمارستانها ،دکتر ها و کاراشون منو کشته!!!!!!!
    خداروشکر که تو بیمارستان زخم بستر نگرفتی!{من توبیمارستان زخم بستر گرفتم که۴٫۵ماه طول کشید خوب شه}
    واقعا باعث تاسفهههههه …..
    همیشه برات دعا میکنم از دست اون تراک مسخره راحت بشی ..واقعا تنفس باهاش عذاب اوره وحرف نزدن بدتر از اون{تازه من فقط نزدیک ۴ماه تراک داشتم}
    راستی برای اطلاعات خوبت ممنون ….
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام نونای عزیزم
    می دونم که این شرایط رو خوب درک می کنی…
    الان من به جای تراک، تی تیوب دارم. با تی تیوب میشه صحبت کرد. البته بخاطر ضعف دیافراگمم زیاد راحت صحبت نمی کنم. تراک واقعا واقعا چیز بدیه. من ۵ سال داشتمش. از تی تیوب راضی ترم…
    خیلی ممنونم نونای عزیزم…

  7. شنگين كلك می‌گوید:

    درود برشما
    ظاهراً از یک سلسله بحث تخصصی عقب افتادم .
    خواندن این مطالب به دانش آدمی می افزاید اما وقتی به آن جملات آندرلاین و بولد برخورد می کنم
    حس غریبی برانگیخته می شود که نفرت وانزجاری را در پی دارد و همینطور … بگذریم . آرزو می کنم
    که ظلم در جهان کم وکمتر شود و همینطور برای شما آرزوی سلامتی دارم .
    ____________________________________
    آیدا :
    سلام بر جناب شنگ گرامی
    خیلی متشکرم از همراهی و توجه تون به مطلب…
    من هم چنین آرزویی دارم…
    شاد باشید و سلامت و برقرار…

  8. نجمه می‌گوید:

    ساده ای آیدا؟کدوم دارو؟؟
    سلام دارویی در کار نیست
    دیشب امید کفرمو درآورده بود
    “میییییییییگه” آرزومه از اینجا برم اما در عمل “هیچ”!
    از هشتم تا دیشب که یازدهم بود میشه ۴ روز
    پاک وابسته شده
    بعد از ساکشن به اندازه ی انداختن نلاتون تو سطل زباله !!! طاقت نمیاره
    ” این پسر ۶ ماه تو خونه بدون اکسیژن بوده ”
    خوب کلا خیلی استرسیه
    شبی که فرداش می خواسته بیاد بیمارستان از ۳ صبح نخوابیده!!!!!!!!!!!!
    حق داره
    قرار بوده به جای تنفس از لوله تنگ تراک از بینی نفس بکشه
    .
    .
    .
    اما حالا: نه تنها تراک مجدد گذاشتیم که رفت زیر ونتیلاتور و به سرعت تنبل شد
    می تونه نفس بکشه اما ول کرده به امون خدا
    آخه دیشب امتحانش کردم هی گفت ونت رو وصل کن گفتم الا و لله ۲ دقیقه خودتی مُردی هم نمیام (البته داشتم از مانیتور چکش می کردم ) اکسیژن خونش اومد پایین هرچی نچ نچ کرد گفتم تا ۲ دقیقه نشه نمیام، یهو دیدم اکسیژن شروع کرد به بالا اومدن البته نه که به حد نرمال برسه که آقا واقعا وابسته شده …
    من نمیدونم با فکرش چیکار کنم و خدایی هم نمیتونم درکش کنم
    .
    .
    حتی سر شب از تو براش گفتم
    که داری درس می خونی
    که وبلاگ داری
    خواستن توانستنه مهم اینه چقدر بخوای…
    (قیافه من در حال انفجار)

    نه عزیز ما همسایگی خودتونیم
    همسایگی مشهد
    ___________________________________________________
    آیدا :
    نجمه جان جدا شدن از دستگاه وحشتناکه. من هم همکاری نمی کردم. دکترم خیلی حوصله به خرج داد. منو از دستگاه جدا میکرد و با شوخی و حرف سرم رو گرم می کرد.
    ولی اینکه تو ۴ روز اینقدر وابسته شده! … احتمالا تلقین میکنه. برای من که کاملا درکش میکنم گفتنش سخته ولی اگر مطمئنید که می تونه نفس بکشه و فقط میترسه، مجبورش کنید. ولی با ملایمت. بزارید خانومش یا دوستاش وقتی از دستگاه جداست پیشش باشن و حواسشو پرت کنن.
    وقتی بمدت شش ساعت تونست از دستگاه جدا باشه، مطمئنا از دستگاه آف شده. اونوقت اصلا دستگاه رو جمع کنین تا بدونه دیگه از دستگاه خبری نیست.
    سخته، خیلی سخت… بدترین تجربه ی من بود جدا شدن از دستگاه…
    براش خیلی دعا میکنم… اگر فکر می کنین که کمکی میکنه باهاش صحبت می کنم. البته اون تراک داره و نمی تونه حرف بزنه. اگر لازمه براش می نویسم…
    می دونم روزای سختی رو میگذرونه… هم خودش و هم شما و اطرافیان…
    فقط وقتی از دستگاه جداش می کنید اصلا تنهاش نزارین…

  9. yaser-Mir می‌گوید:

    سلام و عرض ادب به همه ضایع نخاعی ها و خانواده های زحمت کش این عزیزان و تشکر فراوان از آیدا جان که تجربیات شون و در اختیار هم نوع هانش میزاره .دوستان گلم من تو فیس بوک برگه درست کردم واسه ضایع نخاعی ها من از تجربیات ایدا و دوستان دیگه و خودم تو این برگه نوشتم خوشحال میشم شما دوستان به جمع ما بپیوندید و از تجربیات شما ،من و همه دوستان هم نوع مون استفاده کنیم .اینم آدرس.(ضایع نخاعی ها)YaS

  10. ناشناس می‌گوید:

    سلام آیدای عزیزم خوبی ممنون از اینکه جواب سوالم را خیلی کامل و جامع دادی. خوشحالم از اینکه دوست خوبی مثل شما پیدا کردم.راستی اسم کوچیک من مهری هستش اما تو سایت به اسم ناشناس کامنت گذاشتم. حالا که باهم آشنا شدیم می خوام از شرایط خودم بهت بگم. من و شما یه جورایی شبیه هم هستیم. شما مشکل تنفسی داری من مشکل حرکتی.من معلول جسمی حرکتی هستم از ۸ سالگی رو ویلچر می شینم.همانطور که گفتم ناراحتی قلبی هم دارم تا حالا ۲ بار جراحی قلب باز انجام دادم.اشاالله یکیش هم در راهه.خوب خانمی دوست دارم بقیه حرف ها رو شما بزنی . تو مشکلات شبیه هم هستیم؟ دنیا رو چگونه می بینی؟ راستی من ۲۹ سالمه.

    • آیدا می‌گوید:

      سلام مهری عزیزم
      خواهش میکنم. وظیفم بود.
      من هم از دوستی با تو خوشحالم… ممنون که از خودت برام گفتی…
      من هم بیمار حرکتی هستم. ضایعه ی نخاعی از گردن. تا الان ده ساله… در شرح حالم کامل گفتم.
      من ۳۰ سالمه…
      اعتقاد دارم که تا زندم باید زندگی کنم. به بهترین نحو ممکن… حالا با هر شرایطی که داشته باشم.
      Smile

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette