سلام دوستان
سرانجام فصل امتحانات نیز با هفت پاس (انشاالله، با تلفظ غلیظ!) و یک حذفی به پایان رسید. امروز قصد داشتم این نوید را بدهم که از امشب می توانید شاهد طلوع دوباره ی ماه در آسمان وبلاگستان باشید. (آیکون گلشیفتگی، آه نه ببخشید، خودشیفتگی فوق افراطی)؛ ولی متاسفانه اخبار حاکی از این است که این بار خسوفی در راه است…
دوستان قدیمی تر می دانند که پارسال، همین موقع ها، نبردی سهمگین و پیکاری خونین میان من و زخم بستری سمج برپا بود، که سرانجام پس از ماه ها کشمکش و خونریزی، دشمن مغلوب شد و جنگ به نفع ما خاتمه یافت.
این بار دشمن از ظلمت محاق سوءاستفاده کرد و بار دیگر از پشت خنجر زد. از آنجایی که هدف دشمن پایین کشیدن شخص اول مملکت، یعنی بنده (همان آیکون) از اریکه ی قدرت است، سران و اُمرای ارتش با تجربه ای که از نبرد پیشین داشتند، طی جلسه ای اضطراری به این نتیجه رسیدند که بهتر است هرچه زودتر مرا در جای امنی پنهان کنند. اکنون نیز فرمانده ی کل قوا، شخص شخیص ژنرال مامان جون، اکیدا دستور فرمودند که بنده آفتابی نشوم، مبادا که توسط قوای دشمن شناسایی شده و آماج حملات قرار گیرم. ولی بنده با توجه به احساس مسئولیتی که در قبال شما دوستان می کردم، از ایشان فرصت کوتاهی خواستم که قبل از آغاز عملیات خسوف، به یک سری کارهای ضروری از جمله سرکشی به بلاد وبلاگستان برسم و شما را از حقیقت امر آگاه سازم.
در نتیجه، بناچار برای پنهان ماندن از دید دشمن، تغییر هویت داده و در لباس مبدل ستاره ی دنباله دار، برای لحظه ای گذرا خود را به دیدگان عرضه داشتم تا بگویم؛
همچنان می درخشم، هرچند برای لحظه ای گذرا، هرچند در اسارت ظلمت محاق، می درخشم، چراکه درخشیدن از آن من است و اقتضای طبیعتم. همانطور که درخشش، صفت بی قید و شرط ماه است و من هم ماه زندگی خود. پس می درخشم تا مادامی که زندگی جاری است. تا مادامی که خورشید، این سرچشمه ی هرچه روشنی، می تابد و نورش را بی منت در طَبَق اخلاص می گذارد. می درخشم تا جایگاهم را در پهنه ی بی کران عمر حفظ کنم، تا جزر و مد زندگی را تحت کنترل خود داشته باشم، تا روشن نگاه دارم کوره راه امید را برای لحظاتی که بسوی آینده می شتابند…
ولی نه… این پاراگراف آخر تحت تاثیر افیون آهنگی بر قلمم جاری شد. در واقع قصدم از رخ نمایاندن این بود که بگویم؛
۱ – حداقل بمدت سه هفته، نشستن بمدت طولانی و فشار آوردن بر روی زخم، غدقن است و این یعنی آنکه هرچه مگس دور و برتان می بینید، شکار کنید و به آدرس اتاق آیدا، جنب کاج همیشه سبز بفرستید تا در این مدت تحریم نت و امثالهم، بیکار نمانم و لااقل رکورد مگس پرانیدن را به نام خود ثبت کنم.
۲ – افرادی بودند که در طول مدت محاق، شرمنده شان شدم و پاسخگویی به آنان را به چنین روزی موکول کردم، ولی نمی دانستم که …
تا جایی که بتوانم به وظایفم عمل خواهم کرد. دوست دارم باور داشته باشند که بی توجه و بی فکر نیستم و همیشه دغدغه ی آن ها را داشته ام… همیشه… ولی مغلوب شرایط بوده ام. با این حال آوانس دادن به شرایط بـــــــــــــس… من شرایط را تغییر می دهم، من تو دهن این شرایط می زنم… من نت را مجانی می کنم… من…
من…
پیوست۱ – اینطور که من دارم جایگاه همه ی اجرام آسمانی را یکی یکی تصاحب می کنم، تعجب نکنید اگر روزی فریاد انا الحق سر دادم…
پیوست۲ – در مدت زمان کوتاهی که در هر روز می نشینم، حتما به همه ی دوستان سر خواهم زد. چه خاموش و چه هیاهو کنان …
پیوست۳ – نقدی بسیار خوب، در باب فیلمی خوب، توسط دوستی خوب تر …
برمی گردم… این بار برای همیشه…




دروووووووووووووووووووووووود بسیار بانوی مهربان و محترم…
خوبین؟
به به… بالاخره اینجا به روز شد… خدایا شکرت!
_____________________
آیدا:
دروووووود بسیارتر بر یاس عزیز
ممنون خوبم. امیدوارم شما هم خوب باشید.
به به… بالاخره اینجا به کامنت شما مزین شد.
بنده هم خدا را شاکرم…
خوب پس خدا را کر محاق به خوبی و خوشی پایان یافت اما دست نامرد روزگار و پلیدِ دُکی شما را باز از ما می گیرد. واقعا پایانی نیست بر این رخداد های شوم و لعنتی… (کلی شلوغ کردم الان!)
_____________________
آیدا:
این نیز بگذرد… خدارا شکر که اگرچه شوم اند و لعنتی، ولی قابل جبران… (کلی مثبت نگر بودم الان!)
اما خارج از شوخی بانوی محترم،
مهمترین امر برای ما سلامتی شما و حفظ آن است و ایمدوارم هر چه زودتر به طور کامل خوب شوید و تشریف داشته باشید… خیلی خیلی دلمان تنگ می شود هر وقت که نیستید…
حیفِ این قلمِ خوب و پر انرژی که کم بنویسد… جدا عرض کردم.
_____________________
آیدا:
این نهایت مهر و دوستی شما رو میرسونه…
بی نهایت لطف دارید…
۱- یعنی من منفجر شدم ها!… خیلی خیلی با مزه بود… خیلی.
منم می شوم کسی که می گوید: اقرا!
_____________________
آیدا:
دقیقا!… اقراء باسمک الآیدا …
۲- ما منتظر سرکارِ عالی هستیم… هر روز، هر ساعت، هر لحظه، همین جا از شبکه ی دو!
_____________________
آیدا:
آیدا اینجا، آیدا آنجا، آیدا همه جا… همه ساعت… هر لحظه…
آخه چرا برای وقت مردم ارزش قائل نیستین؟ اینم شد لینک؟
خیلی بیخود بود! واقعا برای نویسنده اش متاسفم…
ای مردم! نروید به آنجا!
_____________________
آیدا:
بله! …
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست / به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
:* :* :* منتظرت میمونیم :X
_____________________
آیدا:
ممنونم رستاک عزیز… ممنونم…
من رو آینده ی حرفه ای تو خیلی حساب می کنم… دوست داشتم اینو بدونی…
سلام عزیز دلم..
خوبی؟
دلم براتون یک ذره شده بود به قول امیر اندازه نخود…
امیدوارم هیچوقت دیگه تو محاق نباشی و مثل خورشید بتابی..
وباز امیدوارم هیچوقت تن نازنینت آزرده نباشه.. این استراحت شاید برای مدتی کوتاه شما رو از ما بگیره اما بعدش برای همیشه پیش خودمون هستی..
برات آرزوی بهترینها رو دارم گلم.. بوس و بغل یک دنیا.
_____________________
آیدا:
سلام مامان بهار عزیز
منم دلم یک نخود! شده بود براتون…
بله که هستم. من آش کشک خاله ی وبلاگستان هستم…
ممنونم از لطفتون…
همچنین بوس و بغل… یک دنیا…
سلام
به امید دیدار مجازی
_____________________
آیدا:
به امید دیدار …
آیدا جون
ما کماکان چشم به انتظار می مونیم
انشالله که دشمن شکست خورده بره که دیگه برنگرده
می دونی آیدا جون من هنوز شرمنده تو هستم که نتونستم در مورد سورپرایز کردن ژنرال مامان با مجموعه گلها کمکت کنم. خجالت می کشم بگم که روی کمک های من حساب کن. اما دعا و آرزوی نیک به کارت اعتباری نیازی نداره….دعا می کنم دل مامان مهربونت شاد بشه.
_____________________
آیدا:
سلام نوشین عزیز که دلم یک ذره شده براش…
بله که همینطور میشه…
ااا نوشین جان، این چه حرفیه! نگین تروخدا… این دعا و آرزو به همه ی عالم می ارزه… خارج از کلیشه ها و تعارفات معمول… واقعا میگم که این دعا برای من یعنی همه چیز…
ممنونم نوشین عزیز… ممنونم.
سلام آیدا جان خوشحالم دوباره میبینمت
پارسال همین ایام من ایران بودم و قرار بود به تهران بیایی که نشد
نمیدونم چم شده ….. حس غریبی دارم به قول شاعر که میگه نه در غربت دلم شاد و نه روی به وطن دارم برام دعا کن
_____________________
آیدا:
سلام کیانای عزیزم
امیدوارم گرفتاری ها کمتر شده باشه.
بله، پارسال این موقع رو خوب یادمه و سعادتی که نصیب نشد…
دعا میکنم… دعا می کنم که شاد و سلامت باشید…
تو می تونی ایدای نازنینم
_____________________
آیدا:
بله حتما… با وجود دوستان خوبی چون شما…
سلام
آیدا میدانی
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
همیشه خروشان باش
منتظریم
_____________________
آیدا:
سلام دوست بسیار عزیز
بله موافقم…. می خروشم… تا همیشه…
و من منتظر تر …
به به به گل آمد و ماه هم که طلوع کرد.
میگم آیدا بدیم وبلاگستان رو آذین ببندن؟ ای بابا چرا اینجا شکلک نداره
میگم مگس هارو زنده شکار کنیم و کت بسته برات بفرستیم یا بالاشون رو بکنیم؟
_____________________
آیدا:
سلام آقای جوانی عزیز
ممنون از لطفتون….
همینو بگید… چرا اینجا شکلک نداره…
نه تروخدا… نکنین بالشون رو ها…. اصلا مگس بی بال رو چطوری بپرونم…
ممنونم از حضورتون دوست عزیز…
سلام آیدای نازنین. سلام آیدای گل. سلام آیدای نیکو سرشت
خوشحالم که دوباره برگشتی. از تو و قلمت دور بودن سخت بود. ولی صبر کردیم در دوری تو. به قول ایوب نبی ((صبر جمیل)).
خوشحالم از برگشتنت و خوشحالم از شکیبایی دوستانت. هرچند که دوستی تو افتخاری است که نصیب همه کس نمی شود. اما من در دلم تورا دوست خودم میدانم و از این بابت خوشحالم .
همواره سرت سبز، دلت شاد، لبت خندان و سینه ات آتشکده مهر یزدان باد
با تقدیم احترام و ارادت
_____________________
آیدا:
سلام آقای یزدان پناه عزیز
خیلی از آشنایی تون خوشحالم و خیلی از لطفتون ممنون.
ممنون برای همه ی محبت تون…
وای سلام آیدا جـــون ، منم باید مثله آقای یزدان پناه عزیز هزار تا سلام بدم به تلافی این مدت! بلاخره اومدی؟! شونصد بار اومدمااا ، از مونا هم سراغتو گرفتم جواب نداد! ، خیلی خوشحالم دوباره میخونمت ، زودی پیروز شیاا ، چرا هر چی میشه نت رو تحریم میکنه این ژنرالتون!!!؟ راستی وب جدید زدم !
سلام خانم
امدم بگم جدا دمت گرم آخرشی به خدا
واقعا خیلی برات خوشحالم از ته دلم و دلم برای خودم و امثال خودم خیلی بیشتر میسوزه که هنوز به خم یک کوچه هم نرسیدیم.
اینکه خدا بزرگ و تو هم یه جورایی تجلی یه معجزه ای شکی درش نیست
اما اینکه ما آدمای عوام با دیدن این حجت ها روز موعود چی میخوایم براش پیشکش ببریم صد هیهات.
اما آیدا جان تو بدرخش و به درخشیدنت ادامه بده چون تو حکمت آمدنت درخشیدن بوده پس به بهترین شکل ادامه بده که صد البته جزء اینم انتظاری نیست.
برای خانوادت بهترین ها رو آرزو می کنم .
راستی تو ای که تونسی به حق ققنوس بشی در حق ما هم دعا کن .
سسسسسسسسسسسسسسلللللللللللللللااااااااااااااااااااااااام ایدا جون خدا راشکر این محاق تموم شد دلمون تنگ شده بود .
خوب طبق معمول این جنگ نابرابر نیز با فکر های بکر مامان جون ایدا خانم به نفع ایدا خانم پایان میپذیرد مطمئن هستم مامان ها این جور مواقع معجزه میکنند.
شما هم باید کامل وبدون نق ونوق زیر فرمان مامان باشید تا زودتر مثل خورشید تابان در وبلاگستانها بدرخشید .
به مادرتون از طرف من خسته نباشید بگید و دستهای مهربان این فداکار قرن را بوسه باران کنید .
سلام
اگر در لباس ستاره های دنباله د ار نمی درخشیدین ، هیچ گاه خاطره ی خوش رنگین کمان از ذهنمان خارج نمی شود . …
پیروزی ازان توست… قلمت مانا
چه جمله ی پر انرژی بر می گردم…این بار برای همیشه…
سلام الهی قربون اون غیبت کبری و صغرای تو برم من دعات میکنم دعام کن بوس و بغل؛
سلام
ازوبلاگ مامان امیر اومدم
ظاهرا اینجا باید وبلاگ شازده کوچولو باشه که مرتب بین سیارات منظورمه شمسی در سفره همه هم دنبالش هستند اما تا میایند ازش تشکر کنند میبینند که نیستش . یا در محاق است یا خسوف می شود ظاهرا من طالع من امروز خیلی بلند بوده است که در یکی ازاین رونمایی های کوتاه خدمت رسیدم . امیدوارم دشمنان همه سرکوب
شوند و شما با خیالی آسوده همیشه حضورداشته باشید .
درود بسیار
:*
آیدای خوبم … دیورز ذکر خیرت بود با دوستی که هیچ تو را نمیشناسد … لذتی که میبرم وقتی از تو برای کسی حرف میزنم … نمیدانی …
سلام آیدا خانوم واقعا انسان با شکوه و محکمی هستی بجنگ تا پیروز بشی
برای شما از یزدان پاک آرزوی بهبودی دارم
سلام آیدا جان:
مدت هاست که وبلاگ می خوانم از جمله وبلاگ تو را ولی تا حالا جرعت نکرده بودم خودم چیزی بنویسم.الان ۲-۳ روزه که شروع کردم به وبلاگ نویسی ممنون میشم سری بهش بزنی و کامنتی بدی
سلام آیدا جان:
مدت هاست که وبلاگ می خوانم از جمله وبلاگ تو را ولی تا حالا جرعت نکرده بودم خودم چیزی بنویسم.الان ۲-۳ روزه که شروع کردم به وبلاگ نویسی ممنون میشم سری بهش بزنی و کامنتی بدی
سلام به آیدای عزیز…
خوشحالم از اینکه برگشتی ولی مثل اینکه سعادت یار ما نیست ….
امیدوارم هرچه زودتر دوباره پس از غلبه به سپاه دشمن سرحال و قبراق برگردی مثل همیشه …
در پناه حق باشی.
سلام آیدا جونم
خوبی خانمی
خوشحالم که شاد و موفق میبینمت
دلم برات تنگ شده بود
بوووووووووووووووووووووووس برای چشمای نازی که داره این کامنت رو میخونه
مواظب خودت باش گلم
بابای
سلام ایدای عزیزم چقدر غیبتت طولانی بود دختر مراقب خودت و سلامتی ات باش
سلام آیدا جون چه طوری ؟ حتمآ خوب مواظب مامان جون وخودت باش باز دلم برات تنگ شده
سلام بر قهرمان دوست داشتنی من …
چطوری آیدای عزیزم ؟……… انگار حالا که میدونم بهم نزدیک تری …. بیشتر دل تنگت هستم…. دلم پر میکشه برای دیدنت … اما …. اصل مهم …. حال و احوال توست …. این که خوب باشی …. تا حد ممکن خوب باشی … و مثل همیشه بدرخشی …. اگرچه تو در هر حال که باشی میدرخشی …. چون خورشید از پس ابر هم پیداست و درخشان و تابان …..
عزیزکم …. دوست دارم بیام و در آغوشت بگیرم و اون لبهای همیشه صاحب لبخندت را از نزدیک زیارت کنم و بر چشم های فروزانت بوسه بزنم ….. اما میدونم که همیشه نمیشه آدم به چیزهایی که دوست داره برسه …. ولی از اون مهمتر اینه که … بدونم وضعیت تو …. در بهترین حالت ممکنه ….
هر روز …. و این روزها هر دقیقه …. به یادت هستم و آرزوی به روزی و موفقیتت را دارم …..
سلام بر آیدای همیشه حاضر و آماده به یراق
خوبی عزیزم؟
تا وقتیکه سرشار از انرژی مثبت و افکار خوب باشی هیچ دشمنی نیمتونه کاری از پیش ببره
واقعا حظ بردم از این پستت
بدرخش همانطور که شایسته اش هستی
شاد و سربلند باشی
سلام
چشم ما روشن که اینجا به روز شد و چشم هر چه متخاصم کوردل است کور که روشنی چشممان را از ما می گیرند
خود مطمئنید که منتظران همیشگی تانیم
پیروز برگردید
ما با شماییم
ایشالله زودتر دشمنو مغلوب کنی بره پی کارش!!!!!!!
چه صدای گرم و پر محبتی دارند مادرت و چه محکم و استوار
تو دختر همین مادری
بوس
بنام خدا
با سلام به دختر حرف گوش کن!!
فعلا ایمیل ها بسته است اینجا مزاحم شدم.
بحث ما بماند برای بعد.
در بیمارستان فیروزگر درحالیکه آقای دکتر فروغ وبلاگ شما را بازدید کرد اولین سوالش این بود:
این عکس چه کسی است.پدرتان گفتند عکس آیدا است.بعد یکی از رزیدنتها ی دختر گفت عجب دندانهای مرتبی. معلوم میشود به بهداشت خیلی اهمیت میدهد.همانطور که دکتر صفحه اصلی را به پایین مرور میکرد پدرتان گفتند این قسمت “بازار مکاره “خیلی جالب است حتما ببینید.چند نفری که آنجا بودند شامل ۴ رزیدنت دختر و پسر-یک بیمار و ما ،همگی داشتیم مونیتور را میدیدیم.در اینجا من گفتم لینک بسیاری از بیماران ضایعه نخاعی وجود دارد و تقریبا بیشتر بیماران آیدا را میشناسند که دکتر گفت بعدا باید مفصل و سر فرصت ببینم.
تا بعد خداحافظ و نگهدار همه باشد.دعا کن من هم آدم بشوم.
همچنان در انتظار بازگشت شما هستم . امید که اینبار برای همیسشه باشد. گرچه خوبان عالم ، هزاروعده یکی وفا نکنند . همچنان برایتان دعا می کنم تا همه دشمنان را مغلوب کنید . چون گذشته .
سلام وقتتان بخیر و خوشی…
امید روزگار حوشی داشته باشید…
مواظب خودتان باشید…
baasham baavar nemykonam,salaam khaanumi khaanume golam ky gofte to baanuyi che hendune haayi zire baghalet mizaaran man
salaam khaanumi khaanume golam ky gofte to baanuyi che hendune haayi zire baghalet mizaaran man baasham baavar nemikonam
daaram shukhi mikonam baahaat faghat mikhaam mano beshnasi agar shenakhti behem telefhon kon agar beshnasi kheyli naabegheyi motmaenam tashkis midi montazeram byyyyyyy in faghat yek shukhiye bimaze ast baraaye in ke befahmi man kiyam inam nokteye enheraafishe dige bishtar raahnamaayi nemikonam montazeram telephon bezan
والله این ایمیل ها را که این از خدا بیخبرها جلوشو دوباره گرفتند ما مجبور میشیم بیایم اینجا
حرفمونو بزنیم و مستقیما حال و احوال کنیم بازم دم آیدا گرم که صفحه رو باز گذاشته
آیدا دقت کردی که بهت چی گفتن که؟ گفتن دختر حرف گوش کن!!حالا فکر ۱۰۰ بار تا حالا به من گفته اند
امان از دست این ریحانه که حرف گوش نمیکنه!! آی حرصی میخورند ایشون از دست من که بیا و ببین
بنام پروردگارم محبوب ازل و ابد که مظلومترین است.
با سلام دوباره
این ریحانه دوباره گوش نداد. ببین چه گفته است؟
اینهم برای هر دوتان که گوش…….. میدهید یا نمیدهید؟
پیرم ولی بگوشه چشمی جوان شوم………….لطفی که از سراچه آفاق بگذرم
انسان وقتی به کلاس سوم بندگی وارد شد دیگر “لم” و “بم” نمیگوید.
یعنی “برای چه” و “چرا من”.
کلاس اول :حرف گوش کردن است از پروردگار عزیز و فرستادگان او.
فرمود:بنده من تو بندگی ات را کن.خدایی من را به من یاد نده.
و همسر زهرای اطهر ع فرمود:من روزی ۳ مرتبه این جمله را میخوانم و به آن می اندیشم.
سعی کنیم مثل سید نادرها باشیم.پاک و از آرزو و خواستن تهی.ایکاش او را میدیدید.
تا بعد .شاید با دعاهای شما آدم شدم.
خوش بحال آن دوست و یاورت که چند روز است خود را وقفت کرده است.مرحبا و هزار آفرین بر او.
خدا حافظ همه باشد.سلام برسانید.
استاد آیدا جان دختر صبورتری است و حرف گوش کن تر و از اون بنده های پاک خدا
که خدا با افتخار به فرشتگانش نشانش میدهد
شما هم که دیگر جایتان محفوظ است پس شکسته نفسس نفرمایید
منتظرم آیدا جانم بیاد و یه ذره طرفداری منو بکنه!آخه یه ذره انصاف هم بد نیستا.
قرارشد کمی تعریف هم چاشنی اش بکنید آبرویم جلوی آیدا حفظ بشه
نه انگار باد صبر کنم آیدا بیاد ببینم پشت سر من چی گفتین
بنام خداوند غفور و رحیم
وقتی در کلاس دوم بندگی قبول شدی دیگر خواسته ای از خود نداری.مثل اویس قره نی ها از خویشتن و تمنیات آزاد میشوی.
فرمود: بنده من! همه تو را برای خود میخواهند اما من تو را برای خودت. پس با من دوست باش….
این دومین جمله از ۱۲ جمله ای است که خداوند کریم با لفظ زیبای “بنده من!” ما انسانها را لایق صحبت و مخاطب خویش ساخته است.
جمله اول را در کامنت قبلی نوشتم.
این جملات ۱۲ گانه همانهایی است که حجت اول پروردگار فرمود روزی ۳ بار به آنها مینگرم.
و این شعر چقدر زیبا است :
ما لی سوی قرعی لبابک حیلة ————— فلئن رددت فای باب اقرع؟
یعنی ای پروردگار عزیز من! من غیر از درب خانه تو جایی ندارم که بکوبم. اگر این باب بسته بشود؛ پس به کجا باید بروم؟
مطالب اینگونه را از ۳ جلد کتاب که برای دخترم آیدا کنار گذاشته ام نوشتم که بزودی به دستش خواهد رسید.
امید که همگی در کلاسهای بندگی قبول شویم و به بالاترین درجه انسانیت که خدمت به خدا و مخلوقاتش است نائل شویم.
در ضمیر ما نمیگنجد بغیر دوست کس—————هر دو دنیا را به دشمن ده که ما را دوست بس
در پناه حق باشید.
حلاج هم از همین جاها شروع کرد…
سلام بر خورشید تابان اسپیشیال

چطوری ؟ زخم بستر همایونی خوبند ؟
پاساندن واحدهایت نیز مبارک .. سلامت باشی عزیزم :*
بنام خدا
از اینکه به حرف طبیب گوش میدهی و جواب کامنتها را نمیدهی بسیار ممنونم.
کلیه دوستان احتمالا میدانند که وضعیت آیدا برای تایپ کلمات چه میزان باعث مشکلات عدیده میشود و شرم و حیای او مانع میشود که بگوید برایش چه اندازه مشکل ساز است.بنابراین کلیه دوستان بزرگوار در کامنتهایشان فقط دسته گل تقدیم کنند و نخواهند که ایشان جواب شخصی بدهد.وجود شریفش آنقدر فداکار است که نمیتواند درخواست دوستان را به قیمت تشدید مشکلات خودش ندیده بگیرد لذا همه ما که همواره میخواهیم ایشان پابرجا و استوار باشد و پستهای جدیدی بنویسد باید ملاحظه وضعیت ایشان را بکنیم.
یکبار بنده به ایشان عرض کردم آیا حاضر هستی صواب این ۷ سال رنجی که از بیماریت کشیده ای را با کلیه کارهای خیرم(اگر خدا پذیرفته باشد )شامل جبهه و همنشینی با بسیاری از شهدای والامقام و جانبازان قهرمان و بقیه امور در طول زندگانی ناقابلم معاوضه نماید؟
جوابی دادند که درس بزرگی برای من بود و بر طبق این شعر که :
از درد منالید که مردان ره عشق ————– با درد بسازند و نخواهند دوا را
ایشان در جواب گفتند:درد بزرگترین هدیه پروردگار به من است و شکوه ای ندارم و با هیچ چیز معاوضه نمیکنم.
جمله ایشان از ۳ کلاس بندگی که قبلا ذکر کردیم سطحش بالاتر است.در کلاس چهارم بندگی مرحله رضای کامل از افعال حق مطرح میشود و به وادی شکر که کلاس پنجم بندگی است متصل میگردد.
و نیز خدای خالق آیداها در جمله سوم فرمود: بنده من! به کسی جز من دل مبند، زیرا منم که به تو نزدیک بوده و خواستههای تو را برمی آورم.
و ادامه شعر بسیار زیبای کامنت قبلی:
یا من یرجی للشدائد کلها———————– یا من الیه المشتکی و المفزع
یعنی :ای پروردگار عزیز من!تو در تمام سختیها ،یگانه امید من بودی.
ما لی سواء فقری الیک وسیله——————-بالافتقار الیک فقری ادفع
یعنی :بواسطه نیاز به درگاه تو،احتیاجات خودم را برطرف خواهم کرد.
همه اینها زبان حال آیداها است..شاید با دعای آیداها من هم آدم شدم.
اساتید عرفان میفرمایند:منصور حلاج استاد نداشته است و الا میگفت من هیچم هر چه هست اوست .
خدا در همه حال حافظ و نگهدار آیدا و دوستانش باشد.
سلام به آیدای قهرمان …. یاد سارای ” در به در ” به خیر …
بهتری دوست عزیز …
ایشالا سرافراز و سربلند از این جنگ هم بیرون میای … حتما … حتما …
در پناه حق باشی.
سلام آیدا جان
خوشحالم دوباره دیدم نوشتی.به خاطر داروهام چشمام توان خوندن نداره.ولی هر چی که نوشتی می دونم قشنگ نوشتی
برایتان آرزوی سلامتی کامل و بسیار سریع می کنم
دو روز دیگر تا پایان سه هفته مانده است
امیدوارم با سلامتی کامل بازگردید برای همیشه
قدری نگرانم . معمولاً در فیلمها وقتی هنرپیشه نقش اول
هنگام رفتن می گوید حتما برمی گردم و برای همیشه
پیشت خواهم ماند . می رود و دیگر باز نمی گردد .
البته آنها فیلم است . من منتظرتان آمدنتان می مانم
درود بسیار
سلام آیدا
تازه امروز تونستم نوشته ات رو بخونم.خیلی خیلی ناراحت شدم.می دونم نمی تونی جواب کامنتها رو بدی.می دونم پیروز میشی
آیدا بعضی کامنتها رو خوندم.
آیدا من دست گل تقدیمت نمی کنم فقط می گم اگه بیمارستان فیروزگر رفتی، خیلی مراقب خودت باش.من رئیس بخش اعصاب اونجارو خیلی خوب می شناسم.البته خوب شاید عوض شده باشه .مراقب خودت باش عزیزم.بووووووووس
دسته گلی برای آیدا…
بوس
salam ayda jan halet chetore rozha miyam sar mizanam amma hanoz nayomadi montazeram be zodi ba dast por biyai