ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت پنجم) …

دادگاه پشت دادگاه برگزار شده و پروسه ی زیر مدام تکرار میشد،

شکایت به رای دادگاه مبنی بر برائت پزشک خاطی — فراخواندن پدرم و جناب پزشک خان برای جلسات کارشناسی — امیدهای واهی — تبرئه ی جناب پزشک خان …

پدرم، لایحه هایی را پشت سر هم نوشته و تقدیم دادگاه می کردند. لایحه هایی با اسناد و دلایل علمی و دندان شکن. و چندین نامه هم برای وزیر بهداشت و مسئولان رده بالای سازمان نظام پزشکی نوشتند که هیچ کدام آنطور که باید پیگیری نشد.

در طول این هفت سال، بارها و بارها پزشکان صاحب نظری مرا و مدارک پزشکی ام را بررسی کردند و همگی متفق القول بر خطای محرز جناب پزشک خان اذعان داشتند.

پدرم که دیدند نظام پزشکی در برابر لوایح و نامه های وی هیچ عکس العمل مثبتی نشان نمی دهند، برای یکی از مهمترین جلسات کارشناسانه در نظام پزشکی، از من خواستند که این بار من شخصا نامه ای برای کارشناسان بنویسم. من هم در نامه ای تمام حقایق را به آن ها گوشزد کرده و درخواست کردم که کمی واقع بینانه تر داوری کنند چرا که بقول معروف “در همیشه بر یک پاشنه نمی گردد” و شاید روزی خود آن ها در چنین موقعیتی قرار بگیرند. عین نامه را در ادامه می آورم.

* * * * * * * * * * * * * * * *

به نام خداوند حقیقت

عدالت کن که در عدل آنچه یکساعت بدست آید  …………………  میسر نیست در هفتاد سال اهل عبادت را.

«صائب تبریزی»

هیات عالی انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران

با سلام،

من تا کنون ، بی صدا ، در محور پرگار در انتظار نشسته بودم به امید آنکه عدالت مردانی بر گرد من – که خود حقیقتی هستم کتمان شده – می گردند تا مادامی که پرده از روی من و حقیقت من بردارند.ولی افسوس و صد افسوس که هر چه این زمان ِلاکپشتی می گذرد بیشتر در می یابم که در گِردم نه عدالت مردان بلکه بی عدالتی می گردد.

چندین گله دارم و تنها خواهشی.

اولین گله این است که از آن راننده ی کم سواد و عاری از فرهنگ و در یک کلام شرور، انتظار آن را داشتم که از صحنه ی تصادف بگریزد.گریزی که تا به امروز ادامه دارد ولی از پزشک خاطی که فردی است تحصیل کرده و حتما با فرهنگ انتظار حاشا نداشتم.پزشکی که تا سوگند پزشکی را به جا نیاورد حق طبابت ندارد ولی اگر سوگند خورد باید آنقدر شهامت داشته باشد تا خطای روشن تر از روز خود را بپذیرد و تلخی آن را به شیرینی تجربه ای که به دست آورده ببخشد.آری شهامت لازمه ی طبابت است و طبیبی که شجاع نیست مانند معلمی که عاشق نیست فاقد صلاحیت است.

من نمی دانم که چرا هر پزشکی از هر جای کره ی خاکی که به دیدار من آمده و مدارک مرا بررسی کرده، گفته است که بی شک قصوری صورت گرفته.ولی چرا پزشکان کارشناس سازمان نظام پزشکی قصور را نمی بینند؟ باور کنید که عکس گردن که در روز اول گرفته شده است خیلی حرفها دارد ، به او گوش بسپارید.دارد فریاد می زند ، بشنوید.

و گله ی دوم …

با ناباوری شنیده ام که بعضی کارشناسان ، قصور را از جانب خدا و به خواست او می دانند.این را نگویید.نگویید که این سرنوشت من بود و خواست خدا، چون در جوابتان خواهم گفت که آری سرنوشت من این بود که دچار سانحه شوم و این پزشک ، پزشک معالجم شود و متوجه مشکل گردنم نشود چون…

چون این قصور و این محاکمه ، سرنوشت این پزشک بود.سرنوشتی که خدا برای او خواسته است.

نه ، اگر کسی حقیقت خدا را بداند و واقعیت او را درک کرده باشد چنین نخواهد گفت.قصور واضح است یا بهتر است بگویم قصور ها.قصور های پی در پی ای که حتی حداقل شانس من یعنی تکلم را هم از من گرفت.

و اما خواهش من …

حرف و سخن زیاد است و استدلال و برهان هم زیاد ولی من تنها شما عدالت مردان را به نکته ای جلب می کنم که این نکته در خواهشی نهفته است.خواهش من این است که قبل از هر بررسی و قبل از هر اظهار نظری به این جمله ی سوالی خوب فکر کنید که،

” اگر فرزند خودم بود چه می کردم ؟ ” !

پاسخ این سوال می تواند بر حق ترین قضاوت ممکن شما باشد.من پاسخ این سوال را از شما خواستارم و خواستارم که تمام بررسی ها و قضاوت های شما با در نظر گرفتن این سوال باشد.

با سپاس

آیدا – ۲۴ تیر ۸۸

آااای آدمها !

که در ساحل نشسته ، شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان …

«نیما یوشیج»

* * * * * * * * * * * * * * * *

پدرم به هر کارشناسی که در آن جلسه حضور داشت، یک نسخه از این نامه را دادند تا همگی هم زمان با هم مطالعه کنند. جالب است بدانید که یکی از کارشناسان، کل مطالب نامه را ول کرده بود و چسبیده بود به این که در این نامه به کارشناسان نظام پزشکی توهین شده است که به عمد قصور جناب پزشک خان را نمی بینند!

و مدتی بعد… باز هم رأی به برائت جناب پزشک خان…

این نوشته در ماجراهای من و آقای عدالت ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

13 پاسخ به ماجراهای من و آقای عدالت (قسمت پنجم) …

  1. نوشین می‌گوید:

    آیدا جون می خواستم اشاره کنم که من به عنوان خواننده دلم می خواهد فقط از سمت حرف های تو به طرف قاضی برم و هیج نیازی به شنیدن حرف های طرف دعوی ندارم چرا که مطمئن هستم سیستم معیوب تر از این حرف ها است چرا که اگر نبود و اگر بر فرض قصوری درمورد تو صورت نگرفته بود، بعد از این حادثه و عواقبش یکی باید از طرف نهادی سازمانی حائی پیدا می شد تا به عنوان فردی از جامعه که دچار مشکلات عدیده شده به حداقل نیازهای روزمره ات برسد و حماتت کند. نه حمایتی هست نه توجهی و همه بار به دوش خانواده تو است پس همین قصور و بی توجهی برای من یکی کافیه که فقط دلم بخواهد حرف خای تو را بشنوم و کاری به بقیه نداشته باشم. باشه عیب نداره من با کمال میل یک طرفه به قاضی می رم و سیستمی را که اشتباه و قصور و ناتوانی اش را قبول نداره محکوم می کنم و آن ها را در انتظار عقوبت الهی باقی می گذارم.
    ________________________
    آیدا :
    سلام نوشین عزیز. ای کاش مسئولین یک صدم درک و فهم شما رو داشتن…

  2. ياس وحشي می‌گوید:

    درود بسیار بانو … خوبین؟
    عجب دارند این جماعت مزور و نامرد… عجب…
    حیوانیت تا کجا؟ چقدر؟
    متن نامه انسان را شرمنده می کند… من نمی دانم اینها چقدر سیه قلب و بد اندیش اند…
    __________________________
    آیدا :
    سلام یاس عزیز
    دقیقا می دونین مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که اینا اگر یکی رو محکوم کنن، هزار تا شاکی دیگه پیدا میشه. اینا اکثرا همشون خطای پزشکی در کارنامشون دارن.

  3. بهار مامان امیر می‌گوید:

    سلام آیدا جان..
    خدا لعنت کنه همچین پزشکان بیسواد و بی وجدانی رو.. نمیدونم چی بگم به خدا گاهی مغز آدم از شنیدن یک سری ماجراها و حقایق هنگ میکنه..
    _________________________
    آیدا :
    سلام بهار عزیز
    بله، واقعا من هم گاهی نمی دونم چی بگم…

  4. سروش می‌گوید:

    کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده……
    نمیدونم چی بگم مردک … نامه را خوانده به جای اینکه نیمه پر لیوان و ببینه میگه ….
    فکر کنم شیطانم توی بد بودن از اینا کم بیاره
    _________________________
    آیدا :
    شیطان در برابر این ها لُنگ میندازه…

  5. گلابتون می‌گوید:

    ایدا جان فقط یک کلام میتونم بگم
    حرف خودت رو فریاد بزن که ” دست از طلب ندارم تا کام من برآید”
    اینقدر تلاش کن تا به نتیجه برسی. مطمن باش ظلم پایدار نمیمونه. بدان که خداوند جای حق نشسته و خودش بهترین قاضی و روزی جواب تمام تلاشهات رو میگیری .
    آنقدر در میزنم این خانه را
    تا ببینم روی صاحبخانه را
    _________________________
    آیدا :
    قضا گر داد من نستاند از او
    ز سوز دل بسوزانم قضا را …

    ممنونم گلابتون عزیزم.

  6. میس ایکس می‌گوید:

    اینجا ایران است!
    همین یک جمله ی کوتاه بزرگترین دلیل است برای روا داشتن این همه بی عدالتی…
    _________________________
    آیدا :
    نه اشتباه است. درست آنست که بگوییم،
    اینجا ویران است!

  7. بنده خاص خدا می‌گوید:

    سلام
    آیدا معنای زندگی چیست؟
    جز بندگی و آزمونهای سخت خدا
    جز به عدالت رفتار کردن
    اگر نباشد آزمون سره از ناسره چگونه مشخص شود
    زندگی عشق بازی خداست با بنده
    بیا خدایی رفتار کنیم
    می شود؟
    دلم گرفته…….
    _________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیزم. این مشکل اگر امتحان خداوند است، یک امتحان مشترک است. امتحانی برای من و آن پزشک. نمی شود که همه اش من بخوانم و بیدار خوابی بکشم. پس کی او سهمش را ادا کند. این امتحان با تلاش هر دوی ما نمره ی قبولی را خواهد گرفت. ای کاش می توانستم که سهم او را هم من تقبل کنم. ای کاش …

  8. ساراي " در به در" می‌گوید:

    سلام بر فرشته ی مجسم مظلومیت …

    واقعا اگه سنگ هم بود … باید با خوندن نامه ات …. مثل برف در آفتاب مرداد … آب میشد و به زمین میرفت …

    یه سوالی دارم آیدا جان … شما فقط به سازمان نظام پزشکی شکایت کردید؟ … به مراجع قضایی دیگه شکایت نکردید؟…
    البته سیسم قضایی ما … توش همه چی پیدا میشه غیر از ” دادگستری ” …. اما میگم شاید … اگر از صنف محترم!!!!! پزشکان خارج بشه شکایتتون … گوش شنوا و چشم بینایی … پیدا بشه برای اعمال عدالت … البته شاید ……….
    ______________________________
    آیدا :
    سلام سارای عزیز. همین الان متوجه شدم که کامنت شما رو بدون پاسخ تایید کردم. ببخشید.
    سارا جان، الان پرونده به دادگستری ارجاع شده. در قسمت بعد خواهم گفت.

  9. ساني می‌گوید:

    در جامعه ای که بارها و بارها دیدم بعضی پزشکان شغل مقدس پزشکی رو در کنارش دلالی خونه و زمین و ماشین انجام میدن و تنها چیزی که براشون مهمه اینه که زودتر به بقیه کارهاشون برسن و وقت کمتری رو برای مداوای یک بیمار صرف کنن از محکوم نکردن این پزشک مقصر که شاید شبیه خیلی های دیگه شون باشه هم ابایی ندارند.

    دادرسی هست….
    _________________________
    آیدا :
    سلام سانی عزیزم. دادرس؟ والا چه عرض کنم؟ از نوع زمینی و این دنیایی که خیر. ظاهرا نیست…

  10. شنگين كلك می‌گوید:

    درود بر شما
    و لعنت خداوند بر قوم ظالمین
    عکس العمل ایشان تنها یک چیزرا
    ثابت میکند و آنهم اینکه همه شان
    از همین قماش هستند
    _____________________
    آیدا :
    جناب شنگ عزیز سلام. دقیقا همینی است که شما گفتید. دقیقا…

  11. بهار می‌گوید:

    سلام …
    ایدا خانوم کل وبلاگ تو خوندم دلم خیلی گرفت دلم از همه گرفت حتی خودم که صحیح و سالممو الکی زندگیو به کام خودم زهر میکنم
    و میخواستم یه چیزیو خالصانه و خواهرانه بهت بگم در دنیایی که هکه از سنگ هستند تو از نژاد چشمه باش
    راستی یه مطلب راجع به عشق گذاشتم خیلی دوس دارم نظرتو بدونم اگه افتخار بدی و بیای خوشالم میکنی
    _________________________
    آیدا :
    سلام بهار عزیز. خیلی از آشناییت خوشحالم.
    راستش مطلبت رو خوندم… متاسفانه نظری ندارم…

  12. mahvash می‌گوید:

    سلام آیدا نامه ای که نوشتی بهترینه واقعا من پدتو تحسین میکنم که اینطور سرسختانه شکایتشو دنبال کرده و نا امید نشده راستی معلومه که همنطور که تو یه پا دکتر شدی پدرت هم تبدیل به یه وکیل کاربلد شده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette