اندر احوالات اتونومیک دیس رفلکسی ۱ …

اتونومیک دیس رفلکسی یکی دیگر عوارض ضایعات نخاعی است که اطلاع از آن و آشنایی از چگونگی برخورد با آن برای هر بیمار نخاعی لازم و حتی می توان گفت حیاتی است.
اتونومیک دیس رفلکسی، خود عارضه ای است متشکل از طوماری از عوارض و حالت های ناخوشایند که حتی می توانند برای بیمار کشنده باشند. البته بیشترین خطر متوجه بیماران ضایعه نخاعی گردنی و سینه ای(T8 به بالا) است.

من توضیح این عارضه را با ذکر تجربیات خودم آغاز می کنم.
پس از ترخیص از بیمارستان و قطع مصرف داروهایی که در آی سی یو به من خورانده می شد(که ضررشان بیش از فوایدشان بود) ، بتدریج حالت هایی در من پدیدار می شد. مانند اسپاسم، دردهای نوروپاتیک(سوزش)،… و همینطور حالت هایی که بعدها از حقیقتش آگاهی یافتم که همان اتونومیک دیس رفلکسی است.
تقریبا روزی ۲۰ بار ، بطور ناگهانی سر، صورت، گردن، سینه و شانه هایم و گاه تا پاهایم چنان گُر می گرفتند و قرمز می شدند که تنها لبو در سرخی و قرمزی می توانست با من برابری کند. قیافه ام همچون هیولایی می شد که از خشم گر گرفته و آماده ی خونریزی است. تمام این نواحی قرمز شده، حرارتی فوق العاده از من برمی خواست و همه ی این ها همراه بود با سردردی کوبشی در شقیقه ها. این حالت در هر نوبت حدود ۵ دقیقه دوام می آورد. سپس از بین می رفت تا نوبت بعدی. البته محو شدن کامل سرخی ها یک ربعی زمان می برد.
ما تصور می کردیم که این از عوارض آنتی بیوتیک هایی است که آن موقع خوراک اصلی من بود؛ و چون در آن زمان درگیر امر خطیر و طاقت فرسای جدا کردن من از دستگاه تنفسی(ونتیلیتور) بودیم و همینطور این که این حالت ها موقتی بود و ظاهرا خطری نداشت، هیچگاه به فکر مشورت با پزشک متخصص مغز و اعصاب نیافتادیم. البته با چند پزشک با تخصص های دیگر مشورت کردیم ولی به نتیجه ی خاصی نرسیدیم.
بمرور زمان، هرچه بیماری کهنه تر می شد مشکلات من هم بیشتر شده و هر روز عوارض جدیدتر و شدیدتری در من بروز می کرد.
اسپاسمِ گهگاه، تبدیل می شد به تکان های شدید و غیرقابل کنترل. دردهای نوروپاتیکی که هر ۴۸ ساعت یکبار ظاهر می شد، می رفت تا خودش را به چنین روزی برساند که با جسمم عجین شده و به جزئی جدا ناپذیر از من در آید. به همین ترتیب، این حالت های غریب که آن موقع از ماهیتشان بی خبر بودم نیز روز بروز بغرنج تر می شدند. گُر گرفتگی ها که سر جایشان بودند. ولی در مواقعی خاص و بارزتر از همه هنگام تخلیه ی روده ها دچار مجموعه ای از حالت های بس ناخوشایند می شدم که از نیم ساعت تا گاهی از یک شب تا صبح دوام می آوردند. این حالت ها با ریتم خاصی بروز می کردند. تقریبا بدین صورت :
ضعیف، کمی بیشتر، باز هم بیشتر، شدید، نقطه ی اوج … چند ثانیه وقفه … ضعیف، کمی بیشتر، باز هم بیشتر، شدید، نقطه ی اوج … چند ثانیه وقفه …
همین روند تا ساعت ها …
انگار کسی مغزم را مچاله می کرد. آنچنان عرق می ریختم که بناچار ملافه ی تختم را عوض می کردند. یک بار مادرم ملافه را چلاند، از آن آب می چکید! (می دانم دیکته ی درست ملافه، ملحفه است. از دیکته اش خوشم نمی آید.)
در هر ریتم، ضربان قلبم بتدریج شدید می شد. طپش قلب همراه با احساس سنگینی در قفسه ی سینه، گُر گرفتگی، سردرد کوبشی و نوسان فشار خون. چنان فشاری به سرم وارد می شد که با خود می گفتم:
” محال است. مگر می شود که با این فشار، رگ های مغزم و یا دستکم مویرگ هایم پاره نشوند؟! ”
هنوز هم در عجبم. آیا این پرورگار بود که مانند همیشه مرا از خطر مرگ نجات می داد؟ باید همین باشد. مگر میشود آنهمه فشار را ساعت ها یک مغز تحمل کند؟!
این حالت ها تا سه سال با روندی رو به افزایش ادامه داشت. ولی مشکلات حادتر و بغرنج تری همچون مشکل تنفسی و از همه مهمتر دردهای نوروپاتیک که کمر بسته بودند، کمر بسته اند، تا مرا به نابودی بکشانند، دیگر فرصتی باقی نمی گذاشتند تا ما در مورد این حالت ها به صرافت بیفتیم و پیگیرشان شویم.
اتونومیک دیس رفلکسی تنها عارضه ای بود که در من بعد از گذشت سه سال بتدریج رو به افول گذاشت. و در ادامه خواهم گفت که چگونه امروز تبدیل شده است به عارضه ای که بندرت بروز می کند.
همانطور که اسپاسم و دردهای نوروپاتیک پا بر روی گاز گذاشته و هریک سعی می کرد از دیگری گوی سبقت را برباید و اولین کسی باشد که بر من فاتح شده و مرا برده ی خود کند، اتونومیک دیس رفلکسی که دیگر این همه ظلم را تاب نمی آورد از حق خود گذشت و برای آنکه رقبا متوجه جا زدنش و دلرحمی اش که مایه ننگی است در تاریخ خونخواران، نشوند پاورچین پاورچین خود را عقب می کشید.
این زمان مصادف بود با آغاز توانایی یافتن من به تایپ کردن و استفاده از کامپیوتر و به دنبال آن ورودم به دنیای مجازی که از دنیای حقیقی برایم قابل لمس تر و عینی تر است. این توانایی را که سکوی پرتاب من بود به سوی زندگی ای هدفمند، مدیون کاردرمانی هستم که بیش از یک درمانگر ، خیلی خیلی بیش از یک درمانگر در حق من لطف داشت و برای بهبود اوضاع من جان می گذاشت و در زندگی من جایگاه و ارزش ویژه ای دارد.
با ورود به دنیای مجازی و یافتن نخستین دوست مجازی بود که پرده از روی ماهیت این حالت ها برداشته شد و من به شناخت نام و ذات این هیولا، شخص شخیص اتونومیک دیس رفلکسی ، مفتخر شدم.
بهمن ، اولین دوست مجازی. یک هم مشکل با ضایعه ی نخاعی تنها یک مهره پایین تر از سطح ضایعه ی من. با شرایط و معضلاتی تقریبا مشابه که حضورش در زندگی من و شرایط من که در آن موقع در اوج مشکلات بودم نقش پررنگ و مثمر ثمری داشت؛ دارد.
او بود که اتونومیک دیس رفلکسی را به من معرفی کرد و دانش وسیعش را در این باره با من به اشتراک گذاشت.
آنموقع بود که من فهمیدم چه خطری از سرم گذشته است…
با این مقدمه، حال می پردازیم به شناخت دقیق تر و علمی تر این عارضه و چگونگی برخورد با آن.
ادامه در پست بعد …

این نوشته در به اشتراک گذاشتن تجربیات... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

165 پاسخ به اندر احوالات اتونومیک دیس رفلکسی ۱ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette