استارت مجدد …

سلام دوستان
بالاخره امتحانات هم تمام شد و این ترم تحصیلی پر از چالش نیز به پایان رسید.دیگر نتیجه اش برایم چندان مهم نیست ، آنچه بیش از هر چیزی برایم اهمیت دارد این است که تلاش خود را کردم.نهایت تلاش ممکن را ؛ و یا شاید هم قدری بیشتر…
البته در کل راضی نیستم.بگمانم نمراتم در حد متوسط باشد…
آن زخم کذایی هم کوچکتر شده و کم عمق تر.البته هنوز هم نشستن چندان مجاز نیست.ولی وبلاگ نویسی را طبق روال گذشته و در جهت اهداف سابق دنبال خواهم کرد …
خیلی متشکرم از همه ی دوستانی که در این مدت غیبت ، به یادم بودند و احوالپرسی کردند و قصور من را که کامنت هایشان را بی جواب گذاشتم و به خانه های مجازیشان سری نزدم بدون هیچ گله و شکایتی ، در نهایت مهر و دوستی بخشیدند…جبران خواهم کرد …
پیوست – حرفی در گلو مانده !
از وقتی بیمار شدم روز های هفته ، ماه ها و فصل ها برایم بی معنی است.اغلب نمی دانم در چه فصلی هستم و از اب و هوا بی خبرم.همیشه در اتاقم هستم و بر روی تختم.کنار پنجره ای فراخ ، که به آسمانی پهناور و درخت کاج کهنسال و مهربانی باز می شود.ولی از ان جایی که سوزش حسود و غیرتی ، تعصبش و جهالتش و خودخواهی اش حتی به آب و هوا و خورشید و گیاه و پرنده و … شاید حتی به پروردگار هم اجازه نمی دهد که مرا ، مایملکش را دید بزنند همیشه پرده ی پنجره را می کشد و حتی درزی از آن باز نمی گذارد و من را محکوم کرده است به زندگی ای بس اسفناک تر از شیوه ی زندگی خانم هویشام.( این پاراگراف را چندان جدی نگیرید ، فقط کمی دلم از سوزش پر است که این روز ها زنجیر پاره کرده. )
ولی از زمانی که بار دیگر تحصیل را از سر گرفتم ، ضرورتاً سر و کارم با تقویم و ساعت بیشتر شده و این طور که تقویم می گوید ظاهرا در فصل زمستان هستیم!…ولی آیا هستیم؟…آیا تقویم دروغ نمی گوید؟ … اگر در زمستان هستیم ، پس چرا ،
زمستان است ، هوا بس ناجوانمردانه گرم است ! …
بگمانم زمستان هم چند سالی است دیگر عار دارد به این سرزمین پا بگذارد و یا شاید هم طبق سنت هر ساله چند ماهی را در این مرز پر گهر اتراق می کند ، ولی به جای انکه با شادی و پایکوبی ، مشت مشت نقل های سپید و پشمک های نرم و پنبه ای اش را در میان مردم پخش کند ؛ با دیدن مردمانی که دیگر شاد نیستند در گوشه ای چمباتمه می زند و با یاد گذشته ها بر جانش آتش می افتد و گر می گیرد و از حرارت و جلز و ولزش نقل ها و پشمک ها آب می شوند و ذوب می شوند و اخوان ها دیگر بی سوژه می مانند و شاید برای همین است که دیگر شعری سروده نمی شود که بر دل نشیند … که تونس * تونس ، ولی…
افسوس …
آخرین آدم برفی ای که من ساختم … زمستان ۸۱ ، دو زمستان قبل از تولدی دیگر …
snow1.jpg
snow2.jpg
:regular

این نوشته در متفرقه ... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

36 پاسخ به استارت مجدد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette