اصل و نسب پروردگار ! …

چند روز پیش که سوزش یا همان دردهای نوروپاتیک از نوع سنترال دیزستتیک پین :silly ، که یکی از مهلک ترین و جانگداز ترین عوارض بیماریم است در من عود کرده بود ؛ همین طور که درد می کشیدم و زجر می کشیدم و از شدت درماندگی به جای گریه ، خنده ام می گرفت بعد از مدت ها سر درد دلم با خدا باز شد.
این سوزش خان را من ” لعنتی ” خطابش می کنم و در این موردِ خاص ، از به زبان اوردن این کلمه که لغتی بی ادبانه و در حکم یک توهین است هیچ شرمی ندارم چرا که کاملا سزاوارش است.
بعد ها یک پست را اختصاص می دهم به معرفی این عارضه ولی برای اطلاع اولیه ی شما باید بگویم که دردهای نوروپاتیک که بر خلاف اسمش درد نیست بلکه سوزش های عاصی کننده ای است ، بیشتر در بیماران ضایعه نخاعی گردنی ایجاد می شود ؛ با درجات متفاوت.درمان قطعی ندارد و برای تسکین اش یک سری دارو تجویز می شود که بعضی بیماران مثل بنده نسبت به ان ها مقاومند و حتی گاهی دارو تاثیر عکس هم دارد.
خلاصه…
سوزش خان لعنتی همیشه ی خدا در حالت عود است ولی گاهی دیگر زنجیر پاره می کند و بیش از انچه در توان و تحمل من است جولان می دهد.ان روز هم یکی از ان روز ها بود.
این را هم بگویم که من و پروردگار مدت هاست که در آتش بس هستیم و رابطه ی امروزمان مثل دو دوست است که بخوبی یکدیگر را درک می کنیم ، جنبه و ظرفیت انتقاد و شوخی را داریم و در واقع در هم ادغام شده ایم و یکی هستیم.
البته این به ان معنا نیست که من خداوند را هم سطح خود می بینم ، بلکه احترام و عظمت خاصی برایش قائل هستم ، ولی در عین حال با او راحتم…
با خدا درد دل می کردم و می گفتم :
ــ خدایا ، این همه که می گویند تو قادری ، توانایی ، همه کاری از دستت بر می اید و البته این را بار ها به خودم ثابت کرده ای پس تو که می توانی بیا و این سوزش را از من بگیر.شش سال هر لحظه و هر ثانیه سوختن و زجر جسمی کافی نیست؟ بیا و از خیر سوزاندن من بگذر و بگذار با همین ضایعه نخاعی یک جور زندگی را سر کنم.
بگذار از پوشیدن لباس ، کشیدن پتو ، نور خورشید ، سرما ، گرما ، غذا خوردن ، حرف زدن ، خندیدن ، خواب ، بوسه ها و نوازش های پدر و مادر و خیلی چیزهای دیگر که خودت می دانی لذت ببرم…یا حداقل برایم زجرآور نباشند.
پارازیت – سوزش روی همه چیز تاثیر می گذارد و هر چیزی را ازار دهنده می کند ، حتی بوسیدن و نوازش را…
ــ من که می دانم تو می توانی پس چرا نمی کنی؟…البته به حکمتت ایمان دارم و می دانم که برای این کار دلیل خوب و قانع کننده ای داری ؛ ولی بیا و این حکمتت را تغییر بده…
این زجر دیگر بیش از حد توان من است…با این وضع نمی دانم تا کی دوام خواهم اورد.
پس تو که می توانی بکن…این لطف را در حق من بکن و این سوزش را از من بگیر…
در این هنگام ناگهان دست چپم با صورتم مماس شد و سوزش در پهلوی راستم عربده کشید…حالا یکی بیاید بگوید که صورت را چه به پهلو!…
پارازیت – این بیماری ، ضایعه نخاعی همه ی عوارضش عجیب غریب و مسخره است…
من هم حرصم گرفت و با تحکم گفتم :
ــ خب تو که می توانی ، پس چرا نمی کنی؟
ناگهان در فکرم جرقه ای خرد و به کشف حقیقتی نائل شدم و در حالی که حتی لبخند زدن هم سوزشم را تحریک می کرد و آزارم می داد ، نیشم تا بناگوش باز شد و خطاب به خدا گفتم :
ــ پس بگو چرا؟!!!
” دِرُم ولی نُمُدُم ، مُتُنُم ولی نُمُکُنُم … “
پارازیت – شنیده اید در مورد اخلاقیات مشهدی ها همیشه این را می گویند که به این گونه اند :
” دارم ولی نمی دم ، می تونم ولی نمی کنم ”
پس بگو…اصلیت خداوند مشهدی است.برای همین است که از ابتدای تاریخ بشر همیشه داشته ولی نداده است و همیشه می توانسته ولی نکرده است…
در نتیجه سرانجام کاشف به عمل امد که اصل و نسب پروردگار بر می گردد به خطه ای از خاک خراسان که مشهد می نامندش…و البته همشهری مان از اب در امد…:laughing
.
.
.
بدیهی است که این تنها مزاح بود و یک شوخی بین من و خدا.لابد این فکر را به سرم انداخت تا کمی مرا بخنداند و برای لحظه ای سوزش را فراموش کنم.
ندادن و نکردن پروردگار از روی بدجنسی و بد ذاتی و یا حسادت و خست نیست…در پشت این ندادن ها و نکردن ها دلایلی قانع کننده و مصلحت هایی وجود دارد که ما هم اکنون قادر به درکشان نیستیم و این صبر و گذر زمان است که ان ها را یکی یکی اشکار می سازد و در نهایت او را شکر خواهیم کرد برای تمام ان چیز هایی که روزی زجر و مصیبت می پنداشتیم شان…
پیوست : مادر سپید عزیز تصمیم به انجام کار بزرگ و تحسین برانگیزی برای کمک به تحصیل نابینایان گرفته اند که یاری انسان های مقید و دلسوز را می طلبد.در نتیجه پیشنهاد همکاری ای را در وبلاگ شان قرار داده اند.برای توضیحات کامل و ارتباط با ایشان به لینک زیر مراجعه کنید.
لطفا کلیک کنید.
این اطلاع رسانی تا زمانی که مادر سپید عزیز اشخاص مناسب برای این کار را بیابند ، در این وبلاگ ادامه خواهد داشت.
به امید تحقق و موفقیت این حرکت انسانی…
:regular

این نوشته در متفرقه ... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

35 پاسخ به اصل و نسب پروردگار ! …

  1. atefeh می‌گوید:

    aidaye azizam, kashki khoda ye in baro ghabool kone,..
    omidavram zoodi in soozesha bar taraf shan…
    #flower #flower #flower
    ………………………………………………………
    خیلی ممنونم عاطفه جان…

  2. kiana می‌گوید:

    #flower
    ………………………………..
    #flower

  3. kiana می‌گوید:

    من همین امشب باید یک نفر رو پیدا کنم تا در مورد این مساله سوال کنم آخه باید راهی‌ باشه ههههههههه
    از الان تلفن من اشغاله تا یک نفر رو پیدا کنم …#sad
    ……………………………………………………………………
    کیانا جان
    ایران که هیچ ، کل اروپا / امریکا / ترکیه / هند / روسیه
    همه جا رو بهم ریختیم و در تمام دنیا فریاد زدیم
    راهی نیست که نیست
    ولی کیانا جان ممنون می شم که پیگیری کنید ولی اول صبر کنید تا من در دو یا سه پست کاملا سوزش رو توضیح بدم تا دقیقا از جزئیاتش مطلع بشید تا بدوند باید دنبال چی بگردین
    خیلی ممنونم…بی نهایت

  4. kiana می‌گوید:

    از قدیم گفتند جوینده یابنده هست همین الان یکی‌ از دوستان همسرم که پزشک هست پیدا کردم مساله رو براش در میان گذاشتم ابتدا گفت تنها راه درمان فیزیتراپی هست اما قرار شد به دنبال داروی برام باشه امیدوارم فاصله اینجا به خدا نزدیک باشه و صدامو بشنوه و راهی‌ برامون پیدا کنه
    ………………………………………………….
    خیلی متشکرم…
    البته فیزیوتراپی سوزش منو بیشتر می کنه
    کیانا جان
    من یک فرقی با سایر بیماران نخاعی دارم که فکر کنم باعث این سوزش ها به این شدت شده
    در پست بعدی کاملا توضیح می دم.

  5. رضا می‌گوید:

    این دوستیه !!!! همینجوریه کلا
    ریسمانی بر گردنم افکنده دوست
    میکشد هر جا که خاطر خواه اوست !!!!
    باید رفت و بیخیال شد
    گرچه من معتقدم خدا همه تفریحاتشو
    تو هزار سال اول خلقت کرده و الان رو
    اتو پایلوته ! AUTO PILOT
    کلا رو هوا میره همه چی
    ………………………………………….
    من فقط همینو می دونم که هر چیزی یک جواب قانع کننده خواهد داشت…مطمئنم که یک روز قانع می شم
    اگر هم به جوابی نرسم مهم نیست
    مهم اینه که خودمو به هر ضرب و زوری که بود سرپا نگه داشتم
    فعلا که آش کشک خالست…

  6. رضا می‌گوید:

    تقدیم به تو که میدونی
    من خواب دیده ام که کسی می آید
    من خواب یک ستاره قرمز دیده ام
    و پلک چشمم هی می پرد
    و کفشهایم هی جفت میشوند
    و کور شوم اگر دروغ بگویم
    من خواب آن ستاره قرمز را
    وقتی که خواب نبودم دیده ام
    کسی می آید
    کسی می آید
    کسی دیگر
    کسی بهتر
    کسی که مثل هیچ کس نیست
    ***
    من خواب دیده ام…

  7. مهناز می‌گوید:

    سلام آیدا جون
    با خوندن این پستت نمی دونستم بخندم یا گریه کنم!!… خداییش خیلی با حال می نویسی…. دست به قلمت حرف نداره .
    دوست دارم ، هم خودتو هم نوشته هاتو…خیلییییییییی#kiss #flower
    …………………………………………………………………..
    بخند مهناز جان ، بخند
    همون کاری که من می کنم.
    ممنون از لطفت.

  8. طناز می‌گوید:

    به جان خودم می دونستم امروز آپ می کنی
    چه لبخندی…آیدااااااااااا دوست دارم#kiss
    آیدا خیلی صبوری خدایی خیلی صبوری من نمی دونم چطوری این صبر رو توصیف کنم فقط می دونم شخصا تحمل درد رو ندارم
    خیلی قدرت می خواد و بهت می بالم که تو قدرتشو داری
    همیشه الگوم بودی الانم هستی
    …………………………………………………………..
    سلام طناز جان
    خوش اومدی از سفر…امیدوارم خوش گذشته باشه
    ممنون از این همه لطفت
    من هم دوستت دارم…

  9. دلژین می‌گوید:

    عزیزم نبینم درد بکشی قربونت برم#hug #kiss
    …………………………………………………………..
    چی بگم….

  10. برگریزان می‌گوید:

    سلام
    عجیبه ولی خوشحالم اینقدر قوی هستی شوخی هات با خدا خیلی جالب بود دِرُم ولی نُمُدُم ، مُتُنُم ولی نُمُکُنُم#grin
    …………………………………………………..
    ممنون دوست عزیز.

  11. رها بانو می‌گوید:

    عزیزم … چقدر قشنگ نوشتی … و چه قشنگتر تحمل درد و یا همون سوزش رو برای خودت ممکن کردی … دوستت دارم …
    ……………………………………………………………..
    خیلی ممنونم رها جان…من هم دوستت دارم.

  12. نارون می‌گوید:

    #heart
    سلام. من اومدم #hug
    چند لحظه داشتم فکر میکردم چی بنویسم. امیدوارم خدا درد همه کسانی که درد میکشند کم کنه یا لااقل طاقت زیاد بده.
    خدا به مامان و بابای عزیزت هم صبر بده. دیدن دردکشیدن عزیزترینت و اینکه کاری نمی‌تونی انجام بدی خیلی بده. خیلی
    #kiss
    …………………………………………………………….
    ممنونم نارون عزیز.

  13. رز می‌گوید:

    سلام
    فقط می تونم بگم که خیلی وقتها قدرت درک عظمت و حکمتش رو ندارم ولی کاش بتونم راضی باشم به رضایش
    …………………………………………………………..
    ان شاالله…

  14. گلابتون می‌گوید:

    سلام
    هیچی نمیتونم بگم فقط یک کلام
    سر ارادت ما و استان حضرت دوست
    که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
    #flower #flower #flower
    …………………………………………………………
    بله موافقم
    هرچه از دوست رسد نیکوست…

  15. فرشته می‌گوید:

    #flower #flower
    ……………………………………….
    #flower #flower

  16. مادر سپید می‌گوید:

    هر چه از دوست رسد نیکوست .. #hug چه برسه به اینکه همشهریت هم باشه !! #heart
    برای لینک ممنونم. دو روزه میخوام پست بنویسم حسش نمیاد . دارم مینویسم درباره همین موضوعی که لینک میکنی .. #party
    …………………………………………………………….
    بله کاملا موافقم
    لینک هم قابل نداشت…وظیفمه

  17. عاطی می‌گوید:

    آیدا جونم تا حالا سراغ انرژی درمانی یا ریکی رفتی؟
    ……………………………………………………………
    سلام عاطی عزیز
    بله همه کار کردم…همه کار…حتی ریکی و انرژی درمانی
    ممنونم

  18. مهسا می‌گوید:

    الان من کلی خجالت کشیدم!!! گاهی حس می کنم با خواسته های احمقانم فقط وقت خدا رو می گیرم!! یکی با این همه درد باز حکمت خدا رو می بینه اونوقت من …بهت حسودیم شد!
    ……………………………………………………..
    مهسا جان
    من هم خجالت زیاد کشیدم تا اینکه حقیقت رو درک کردم.

  19. مسي می‌گوید:

    سلام آیدای عزیزم.#hug #heart #kiss
    من حستو نمی فهمم. اما درکت می کنم.و امیدوارم سوزش ها هم هر چه زودتر از بین برن.
    من میگم چرا خدا هر چی می خوامو یا دیر میده یا نمیده!!#sad نگو مشهدیه!! #grin جون مسی بیا بهم مشهدی یاد بده بلکه دعاهامونو گرفت!!#laugh #rolling
    شاد باشی عزیزم. #kiss #kiss #flower #flower #hug
    مثل همیشه خوب نوشتی.#party #applause #hug
    #hug
    ……………………………………………..
    سلام مسیحا جان
    ممنون از لطفت
    والا فکر نکنم با یادگرفتن لهجه ی مشهدی هم فرقی به حالت بکنه…نمی ده که نمی ده…

  20. سبزدلان می‌گوید:

    سلام آیدا جان/ یه رفیق مشهدی داشتم که میگفت مشهدیارو ببندی به درخت و جلوی چشمش نذری پخش کنی#grin
    ……………………………………………………….
    من اینو نشنیده بودم…جالب بود.

  21. سبزدلان می‌گوید:

    آیدا تجربه به من ثابت کرده علت اصلیه سوزش بی وقفه بدن نداشتن یه برنامه ی دفعی مناسبه. شاید الان بگی باز این حرفای تکراری زد اما منم یه زمانی دائما سوزش شدید داشتم. الان خیلی کم پیش میاد که دو سه روز سوزش میگیرم بعد تا حتی ۴-۵ ماه هیچ سوزشی نداشتم…
    اون دو سه روز هم زمانی اتفاق میفته که برنامه ی دفعیم در اثر مصرف دارو یا غذایی بهم بریزه…
    خلاصه این تجربه ی منه…
    ……………………………………………………………….
    بهمن جان برنامه ی دفعی و استفاده ی مکرر از قرص هم مشکلات خودشو داره….ولی نه در مورد من موضوع فرق می کنه
    خیلی از بیماران نخاعی فقط هفته ای یک بار دفع دارن – مثل من – ولی سوزش ندارن یا حداقل به اندازه ی من ندارن.

  22. آریا می‌گوید:

    سلام آیدا جان
    پس آیدا خانومه ما روحیه ی طنز نویسی هم داره و رو نمیکنه.واقعا تامل بر انگیز بود موضوعش#thinking
    از صمیم قلب آرزوی سلامتی برات میکنم.
    یک انتقاد از خدا:
    خدایا تو که به آخر و عاقبت همه آفریده هات آگاهی و دانا!میشه بگی چرا پس خلقشون کردی؟حالا حتما می خواهی بگی من بهشون اختیار دادم تا سر نوشتشون را تغیر بدن!
    خوب اگه تو به همه چیز آگاهی پس حتما باید به این تغییر سرنوشت هم آگاه باشی دیگه!
    اگه سرنوشت آدم از قبل تعیین شده و تو خبر داری پس چرا بهشت و جهنم را خلق کردی؟کسی که مختار نیست مستحقه پاداش و تنبیه نیست!
    اگه مختاره و سرنوشت دسته خودشه واسه انتخاب پس تو نباید ازش آگاه باشی!
    میشه لزوم خلقت جهان را بگی؟احتمالا حوصله ات سر رفته بوده آره؟میخواستی قدرتت را به رخ کی بکشی؟تو که میگی بزرگترینی!
    خدایا آیدا و آیدا ها را آفریدی و در اول زندگیشون به کدامین دلیل این اتفاقا را مقدرشون کردی و باعث شدی بخواهند این همه سختی را تحمل کنن!عدالتت کجاست؟مگه اینا چیکار کردن،یا می خواستند بکنند که اینطورشون کردی؟
    خدایا خوب دم و دستگاهی واسه خودت درست کردی و هر چیزی را به حکمتت ربط میدی!#angry
    خدایا خیلی باهات حرف دارم،اگه واقعا هستی و وجود داری باشه به موقعش؛به هم میرسیم.یک دادگاه تو واسه من بگیر و یکی هم من واسه تو.
    آیدا جان ببخشید اگه زیاده روی کردم ولی چیکار کنم روحم با بی عدالتی سازگار نیست؛خیلی وقت بود میخواستو جلوی خودت توبیخش کنم که دیگه ایندفعه محیا شد.#blush
    ………………………………………………………………………….
    آریا ی عزیز
    من یاد گرفتم خدا رو همون طوری که هست دوست داشته باشم…بهش اعتماد کنم و سوالی نپرسم…بداخلاقی نکنم و بی چون و چرا قبول کنم
    من اعتقاد دارم که
    هرچه از دوست رسد نیکوست…
    و واقعا هم همینطوره
    بارها بهم ثابت شده.

  23. زهره می‌گوید:

    سلامممممممم
    نمی دونم چی میشه یهو حس کامنتیدنم تعطیل میشه!
    منم از صمیم قلب آرزو می کنم این عارضه هرچه زودتر کمرنگ و کمرنگ تر بشه …
    این اصل و نسب خدا رو خیلی جالب گفتی..دقیقآ زدی توو خال…
    اینو که خوندم ” دِرُم ولی نُمُدُم ، مُتُنُم ولی نُمُکُنُم … ”
    تا کلی وقت داشتم می خندیدم #laugh
    منم به حکمت کارهای خدا شک ندارم ولی همیشه میگم کاش موقعیتی هم پیش میومذ تا در گذر زمان اون حکمتی که بوده رو درک کنیم…

  24. بهارنارنج می‌گوید:

    خدای من
    گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که
    پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام
    برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
    گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام
    لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که
    تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام
    لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.
    گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
    گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید
    عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا
    باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا
    همیشه شاد بود
    .
    گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
    گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو
    هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست
    از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید
    .
    گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
    گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی،
    چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی
    و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها
    اینگونه شد تو صدایم کردی.
    گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
    گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای
    تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من
    می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار
    اول شفایت می دادم.
    گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت

    گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ..
    #smile
    ………………………………………………….
    #smile

  25. مهديس می‌گوید:

    قربونت برم که از این سوزش لعنتی هم یه خاطره خنده دار ساختی#kiss
    خدااااااااااا………..
    …………………………………………………………………
    ممنونم…

  26. مهديس می‌گوید:

    خداااااااااااااااا ما منتظر جوابیم
    (با دستی به زیر چانه)
    ………………………………………………….
    مهدیس جان
    دستتو از زیر چانت بر دار…می ترسم علف سبز بشه…

  27. ali می‌گوید:

    salam.ba khondaneh in matn az khodam khejalat keshidam/khejalat keshidan yek vajheh jadidi az khoshbakhti ast/az ashnaei ba ensani mesleh shoma khoshbat shodam/khoshbakhti lezat zendegi ra bishtar mikonad/va aknoon zendegiye man lezat bakhsh tar az ghabl ast/motchaaaaaaaaaaaaaaakeeeerrrr #flower

  28. سلام آیدای عزیز
    این یادداشت را برای آریا نوشتم:
    ۱- قضای الهی و قوانین طبیعت را خداوند قرار داده و عهد نانوشته بسته که برای همه یکسان باشد. بی احتیاطی راننده منجر به تصادف می شود و تصادف این مسائل را دارد و به قول آیدا خانم نمی شود برای یکی قانون عمل شود و برای دیگری عمل نشود آنوقت عدل خداوند زیر سؤال می رود.
    ۲- این امتحانات و سرنوشت ها جنبه دو سویه دارد. هم برای خاطی و هم برای امتحان شده. کدامیک و به چه نحوی از عهده مسئولیت و مأموریت خود برمی آید.
    ۳- خداوند راه را باز گذاشته است. سرای دیگری هست که تمام اسرار آشکار می شود و هرکس به سزای اعمال و رفتارش می رسد و پاداش کار نیکش را شاهد است. پس دیگر بد و بیراه نمی گوییم؛ این که چرا من؟! نگوییم این نشانه رشد و کمال و انسانیت است که از اهداف خلقت است.
    ۴- اگر این مصیبت ها نباشد الف: هیچ کس قدر عافیت نمی داند ب: هیچ کس به دنبال راه چاره و راه نجات نمی رود و درمان و پیشرفت صورت نمی گیرد. پزشکی زمان بوعلی سینا را با پزشکی کنونی مقایسه کنید؟! مگر بدون بودن بیماری کسی به دنبال چاره می رود؟!
    ۵- البته نباید در این ورطه قدرت خداوند را نادیده گرفت یا فکر کنیم خدا به کناری نشسته و یا کارش را انجام داده و دیگر کاری به جهان خلقت ندارد. یکی تأثیر دعا است که اگر مصلحت باشد؛ فرای قوانین طبیعی عمل می کند و دوم قدرت بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله و طوفان که قدرت بشری را به چالش می کشد و به سخره می گیرد و یا پیش بینی هایی که دانشمندان از اتفاقات پیش رو تا به حال پیشگویی کرده اند!!! چه ها گفته اند و دنیا را به آخر رسانده اند مثل همین ستاره دنباله دار هالی و برخوردش با زمین که قرار بود چند سال پیش زمین را کن فیکون کند ولی آب از آب تکان نخورد.
    ۶- و در آخر اینکه آن انسانی که می داند مأمور به بازی نقشی در این دنیاست و سعی می کند به بهترین شکل ممکن ایفای نقش کند و دل خوش دارد که ناظری هست و نظاره گر است و اجر این عمل را خواهد داد… هر چند این روش تاجرانه زندگی کردن است اما خداوند می پذیرد و مورد قبول پیامبر و ائمه است و بنده خاص خدا بودن این است که علی وار بنده باشی و بگویی: از زبان باباطاهر:
    یکی درد و یکی درمان پسندد
    یکی وصل و یکی هجران پسندد
    ما از درمان و درد و وصل هجران
    پسندیم آنچه را جانان پسندند

    انشالله مفید باشه

  29. شیدا می‌گوید:

    سلام آیدا خانم عزیزم. Smile
    من شما رو دیشب تو برنامه کیمیای سعادت شبکه قرآن دیدم و از خودم بدم اومد. Big Frown
    چون من خیلی زود ناامید میشم. Frown
    من خودم رو خیلی ناتوان میدونستم و فکر میکردم; که زندگیم فقط شکسته. حتی فکر میکردم; که خدا من رو آفریده و زندگیم رو پر از شکست و غصه کرده; تا از من یه فیلم هندی بسازه و خودش من رو تماشا کنه و سرگرم بشه; یا میگفتم; زندگیم یه بیابون بی آب و علفه. Cry
    من این فکر ها رو میکردم; در حالی که واقعا یک میلیاردم سختی های شما رو نکشیدم. ۸-)
    من کلی با خدا دعوا کردم. کلی ازش ناامید شدم. باهاش قهر کردم. Frown
    شما چه ایمان زیادی دارید; که تو این شرایط خیلی سخت, خدا رو بد جنس نمیدونید و دوستش دارید! Question
    من تا حالا فکر میکردم; بیمار قطع نخاء هیچی حس نمیکنه. Grin
    سوزش بی وقفه در تمام اندام ها خیلی وحشتناکه. من که تحمل خواب رفتن دست و پام رو هم ندارم. Sarcasm
    شما کوه صبر و مقاومت هستید; که میتونید; تو این شرایط, امیدوار باشید و باز هم اون لبخند زیبا رو بزنید. Smile
    حالا فهمیدم; چه قدر سلامتی مهمه! واقعا بزرگترین نعمته! همین که قطع نخاء نیستم; باید خدا رو شکر کنم! Big Smile
    حالا فهمیدم; چه قدر رفتارم با خدا بچگانه بوده! Cry
    خدا مثل همیشه کمکم کنه; میخوام; زندگی جدیدی رو شروع کنم. زندگی که توش از وقتم درست استفاده کنم و تلاش کنم. زندگی که توش قدر خدا و سلامتیم رو بدونم و ناامید نشم. Grin
    خدا شما رو هم شفا بده. هم خیر بده. مومن واقعی شما هستید. Smile
    ✿✿❀❀تقدیم به خانم معلم استقامت و امید سرکار خانم الهی. In Love
    ❤♡موفق باشید.♡❤ Big Smile

  30. النا می‌گوید:

    سلام آیدا جون گلم. Heart Heart Heart Heart Heart
    آفرین به این همه صبر و مقاومتت. Yes Yes Yes
    گفتم چند تا جوک بذارم بخندی. چون خودم وقتی مریض باشم بخندم بهتر میشم. از قدیم هم گفتن خنده بر هر درد بی درمان دواست. Smile Big Smile Grin
    تو یه کارگاه نجاری:
    شاگرد: اوستا اون خیار چیه که پشت گوشت گذاشتی?!
    اوستا: ها…ای بابا! پس اونی که نمک زدم و خوردم مدادم بود?! Grin Grin Grin Grin
    Clover Clover Clover Clover Clover Clover Clover Clover
    یه روز خلیفه و بهلول با هم میرن حموم.
    خلیفه: من اگه غلام بودم چند می ارزیدم?
    بهلول: ۵۰ دینار.
    خلیفه: ولی فقط لنگی که پوشیدم ۵۰ دینار می ارزه.
    بهلول: خب منم قیمت لنگ رو گفتم خلیفه که ارزشی نداره. Laugh Laugh Laugh Laugh
    Soccer Soccer Soccer Soccer Soccer Soccer Soccer Soccer
    یه روز یه خره و یه گوره خره با هم مسابقه دو میدن. گوره خره برنده میشه.
    خره میگه: قبول نیست چون تو شلوار ورزشی پوشیده بودی. Big Smile Big Smile Big Smile Big Smile
    Pizza Pizza Pizza Pizza Pizza Pizza Pizza Pizza
    خلیفه: کدوم حیوون بزرگترین حیوون تو دریاست?
    بهلول: نهنگ.
    خلیفه: کدوم حیوون بزرگترین حیوون خشکیه?
    بهلول: مگه حیوونی هست که جرئت داشته باشه خودشو بزرگتر از جناب خلیفه بدونه!!! Smile Smile Smile Smile
    Drink Drink Drink Drink Drink Drink Drink Drink
    اولی: تو چه جوری به این جا رسیدی?
    دومی: من از شغل های پایین شروع کردم و حالا به این جا رسیدم.
    اولی: یعنی چه طوری?
    دومی: اول که کارمو شروع کردم کفش فروختم. بعد شلوار فروختم و حالام که پیرن میفروشم. Grin Grin Grin Grin
    Present Present Present Present Present Present Present Present
    یه روز یه معلم جغرافی سرش درد میگیره.
    میره دکتر میگه: قسمت جنوب شرقی نیم کره جنوبی سرم درد میکنه. Smile Smile Smile Smile
    Rose Rose Rose Rose Rose Rose Rose Rose

  31. بهاره می‌گوید:

    سلام آیدا جون. چه طوری؟
    میشه لطف کنی و بهم بگی که چه جوری میتونی تو اون وضع خیلی بدی که داری لبخند بزنی و شاد باشی؟؟؟؟؟؟
    چه جوری میتونی امیدوار باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تو چه جوری میتونی این قدر سرزنده باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من که صحیح و سالمم خیلی غمگین و ناامید میشم. ولی تو….
    لطفا راستشو بگو . واقعا از خدا بدت نیومده؟؟؟حتی یه ذره؟؟؟؟
    چه جوری میتونی خدا رو دوست داشته باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟در حالی که خدا بر هر کاری توانا بوده و میتونسته جلوی بلاهایی که سرت اومدن رو بگیره و نذاره تو این جوری بشی. ولی این کارو نکرده…..
    واقعا این بلاهایی که سرت اومدن چه سودی برات داشتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  32. سوسن می‌گوید:

    سلام ایدا جان! Kiss
    تو به کمک گرفتن از ائمه(ع) معتقدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ Question
    خواهر من از امام کاظم(ع) واسه گواهی نامش کمک گرفته. ولی بازم نتونسته گواهی نامه بگیره. Frown
    اون وقت ما مادر بزگمون سید از نسل امام کاظم(ع) هست. خواهرم چون شنیده معصومین(ع) به سادات کمک میکنن; میگه; معصومین فقط نوادگان پسریشونو نواده خودشون میدونن و نوادگان دختریشونو نواده خودشون نمیدونن که کمکش نکردن….. Frown
    چه جوابی بهش بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ Question
    لطفا جواب بده…………

  33. مونا می‌گوید:

    Yes Shock Pain Thinking Question Confused Really Angry Mad Cool Chic Razz Kiss Wink Neutral Cry Big Frown Frown Laugh Grin Big Smile Smile Dazed Side Frown Struggle IDK weep Wilt Smirk Heh Snicker Giggle Drool In Love Kissed Blush Shy Cute Lashes Beauty Silly ROTFL No Drunken Razz Mad Razz Really Pissed Pissed Off Shout Teeth Evil Grin Mean Beat Up Shame Quiet Shut Mouth Foot-In-Mouth Money Mouth Smug Disdain Sarcasm Rolls Eyes Eek! Sweat Hypnotized Time Out Stop Waving Meeting Secret On the Phone Call Me Go Away Bye Kissing Blowing Kisses Hug Right Hug Left High Five! Handshake Jump Clap Dance Sleepy Yawn Sick Doctor Devil Cyclops Cowboy Clown Angel Alien Curse Victory Eat Starving Worship Pray Tremble Suspense Waiting Fingers Crossed DOH! Lying Loser Talk to the Hand Cow Chicken 2 Chicken Chick Cat 2 Cat Bunny Skeleton Ghost Zombie Killer Vampire Soldier Snowman Luke Skywalker Pirate Party Nerd Listening to Music Mohawk Male Fighter Female Fighter Beer Turtle Tiger Snail Reindeer Sheep 2 Sheep Pig 2 Pig Panda Mouse Monkey 2 Monkey Lion Koala Koala Hippo Goat Duck Dog 2 Dog Cow 2 Sun Star Moon Yin Yang Peace Dead Rose Rose Broken Heart Heart Can Plate Bowl Watermelon Pizza Coffee Liquor Drink Coins Search Lamp Clock TV Film Camera Phone Cell Mail BRB Announce Island Car Airplane Music Note Rainbow Umbrella Thunder Rain Cloudy Cigarette Poop Pill Handcuffs Knife Hammer Bomb Pumpkin Clover Soccer Present Console Computer Computer
    ببخشید. میخواستم بدونم هر کدومشون چه شکلی اند. Evil Grin اخه خیلی زیز اند….. Evil Grin
    ❤️?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette