شرح حال -۳- …

تمام بدنم حس و حرکت طبیعی داشت.فقط به خاطر وزنه ای که از پای شکسته ام اویزان بود نمی توانستم از تخت پایین بیایم.ظاهرا داشتم رو به بهبود می رفتم و هیچ گاه حرف یکی از پزشکان را فراموش نمی کنم که دلسوزانه و پدرانه دستی بر سرم کشید و گفت :
– نگران نباش بابا جون خوب می شی.
مادر و پدرم با یک بیمارستان خصوصی هماهنگ کرده بودند تا برای یکی دو عملی که در پیش داشتم به ان جا منتقلم کنند.
دسته دسته دوستان و اشنایان و هم دانشگاهی هایم به دیدارم می امدند.می گفتم و می خندیدم…همه در انتظار روز ترخیص بودند.
در تمام این مدت راننده ی فراری که پس از سه روز خود را به پلیس معرفی کرده بود و به قید ضمانت ازاد بود حتی یک بار هم به دیدنم نیامد.
در این میان یک حادثه ی دیگر برایم اتفاق افتاد که از ذکرش می گذرم.
روز ترخیص فرا رسید.همه چیز برای انتقالم به بیمارستان خصوصی فراهم بود.اول صبح طبق روال هر روزه پزشک های مختلفی من و دیگر بیماران را ویزیت می کردند.یک دکتر گوش و حلق و بینی بر بالینم حاضر شد.مدارکم را بررسی کرد و عکس هایم را مشاهده کرد.نوبت به عکسی رسید که در روز اول ، در بدو ورودم به بیمارستان از گردنم گرفته شده بود…همان عکسی که گواه بر تمارض من بود!…دکتر بر روی عکس مکث کرد.در ان دقیق شد.بعد از چند دقیقه تامل با شگفتی گفت :
– اِاا ، این که گردنش مشکل داره !
و رفت.
چند ساعتی بیشتر به ترخیصم نمانده بود.من داشتم ترخیص می شدم .اخر چه نیازی به عکس برداری مجدد بود؟ مرا به رادیولوژی بردند و عکسی گرفتند.ساعتی بعد رزیدنتی که دستیار پزشکم بود با چند نفر دیگر سراسیمه به نزدم امدند و بدون هیچ توضیحی مرا با خود بردند.
رزیدنت : می خوام عمل کوچکی انجام بدم.
من : اینجا؟…بدون بیهوشی؟!
رزیدنت : چیزی نیست…زیاد طول نمی کشه.
واقعا هم طول نکشید.فقط یک لحظه.در حد یک فریاد آااخ.
بعد از ان فقط یک احساس داشتم.تنها یک احساس.احساس می کردم که دارد عقلم زایل می شود.که دارم خل می شوم.
دو طرف سرم بالای گوش هایم را سوراخ کرده و نیم دایره ای اهنین را بر بالای سرم پیچ کرده بودند – مانند یک تل اهنین – و بدین وسیله وزنه ای ۱۵ کیلویی را از سرم اویزان کرده بودند.تازه فهمیده بودند که مهره های ۴و ۵ گردنم شکسته و نخاعم تحت فشار ان دو مهره ی جابه جا شده است.به وسیله ی این دم و دستگاه که تراکشن نام داشت سعی داشتند مهره های گردنم را از هم جدا کنند.
آری…روش کاملا درستی است…برای جدا کردن مهره های جابه جا شده تراکشن روش درمانی روتین و کار امدی است.
ولی نه پانزده کیلویش!…
ترخیص منتفی شد…
زنگ تفریح : همان طور که گفتم وزنه ای از پایم اویزان بود و وزنه ای از سرم.این وزنه ها را چند ماهی با خود یدک کشیدم.دقت کنید!…کششی از پایین و کششی از بالا…بعد ترخیصم همه ی دوستان و اشنایان اذعان می داشتند که قدم بلندتر شده.این هم روشی کاملا کاربردی برای افزایش طول قد.
قرار بود حرفم خنده دار باشد…اگر نخندیدید که گمان می کنم این طور است شرمنده ، یکی طلبتان…فعلا برای دل خوش کنک و برای اینکه ضایع نشوم خودم به خودم می خندم. :laughing
پیوست – خیلی سپاسگذارم از دوستانی که بر موتور از کار افتاده ی جسارتم استارت اطمینان زدند و با نظراتشان باک این اتومبیل را لبریز کرده و برای ادامه انرژی و گرمایش بخشیدند…متشکرم.
:regular

این نوشته در شرح حال ... ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

58 پاسخ به شرح حال -۳- …

  1. kiana می‌گوید:

    وای اول شدم هنوز نخوندم میخونم میام نظر میدم
    #kiss

  2. kiana می‌گوید:

    آیدا جان وقتی دیدم اول شدم انقدر ذوق داشتم اما زمانی که برگشتم و شوروع به خواندن کردم لبخند روی لبهام خشکید نمیدونم باید به حال ون راننده بی احتیاط افسوس بخورم یا به حال دکتر …
    فعلا مغزم هنگ کرده دوباره میام نظر میدم
    #smile
    ………………………………………………….
    کیانا جان
    به حال مریض هایی که الان در بیمارستانند…البته از خیر هم نباید گذشت برخی پرسنل پزشکی فرشته اند…فرشته خوی

  3. kiana می‌گوید:

    راستی آیدا جان خیلی دلم میخواد از دوستت هم بگی همون دوستی که روز تصادف کنارت بود آیا هنوز در ارتباط هستین
    ……………………………………………………..
    بعد ها یک پست رو به او اختصاص می دم…به ان دوست واقعی

  4. atefeh می‌گوید:

    aida jan, kheilli ajibe, man fekr mikardam moghe tasadof nokhaet asib dide, valli in tori naboode… delam mikhad dastanete zoodtar bekhoonam che tori ta hafte dige sab konam#sad

  5. شبنم می‌گوید:

    وزنه آهنی!
    وای آیدا تو چرا اینقدر صبوری من جای تو بودم تا حالا سکته زده بودم!
    قربانت دختر قوی و دریا دل#heart #heart #heart #kiss #kiss #hug

  6. آریا می‌گوید:

    سلام به گل گلدونه ما آیدا خانوم.
    نمیدونم چرا ؛یا بخاطره سبک نوشتنته یا به خاطره هم سن و سالیه که یک حس صمیمیتی باهات دارم.
    راستی گفتی نظراته ما بنزینه موتورته؟ما استارت زدیم؟اینجا را تو اشتباه کردی چون نظراته ما با آب یخ هیچ فرقی نداره موتوره تو خیلی استثناییه !
    در رابطه با استارت و اینام باید بگم تو روشن بودی،از انرژی و گرمی موتورت تابلو بود از اول.
    ما کناره جاده منتظر ایستاده بودیم که تو اومدی و ما را مهمونه خودت کردی.#winking #grin #flower
    …………………………………………………………
    ممنونم اریا ی عزیز
    باز هم ممنون از اظهار لطفتون…از اینکه هم سن هستیم خوشحالم…و از اشناییتون هم مفتخر
    ممنونم.

  7. برگریزان می‌گوید:

    سلام نماز روزه هاتون قبول باشه والا آبجی نمی دونم چی بگم خوشحالم اینقدر انرژی داری #flower راستی وبلاگت رو لینک کردم #blush
    ………………………………………………………………….
    ممنون دوست عزیز
    من هم لینکتون کردم

  8. 3aeed می‌گوید:

    #flower #flower #flower #flower #flower
    آیدا قبل از اینکه اون عمل کوچلو رو رو گردنت انجام بدن شرایط اعضای بدنت از شرایط کنونی بهتر بود؟ (منظورم از اون لحظه ایه که گفتی در حد یک فریاد آااخ بود)
    اینکه احساس میکردی داره عقلت زایل میشه بر اثر فشار سوراخ کردن و اون وزنه بود؟ #sad
    ……………………………………
    سعید عزیز
    قبل از تراکشن – همین عمل – سالم سالم بودم البته بجز جراحات و شکستگی ها…تراکشن ۱۵ کیلو باعث
    over traction
    شد و بعد هم لهیدگی نخاع
    شرح حال بعدی همه چیزو روشن می کنه
    و اینکه بله…۱۵ کیلو وزنه خیلی زیاد بود…از فشارش احساس می کردم که هر لحظه هست که خل بشم…اون لحظه فقط این کلمه به ذهنم می رسید…دارم خل می شم

  9. دلژین می‌گوید:

    آیدا جون قربون خنده ت برم من#heart #kiss
    ……………………………………………….
    ممنونم…خدانکنه

  10. طناز می‌گوید:

    سلام
    خوب من الان تو کفم اون اتفاقی که ازش صرف نظر کردی چی بود؟#grin
    آیا فضول تر از من هم دیدی؟
    ببخش دیر اومدم.
    نمی تونم حسی که الان دارم رو توی این کامنت منعکس کنم.
    نمی گم چرا چون تو نگفتی…حتما دلیلی داشت.
    اما اعتراف می کنم دلم می خواد اون احمقی که دستور داد ۱۵ کیلو وزنه رو از سرت آویزون کنن با دستای خودم بکشم.(کشتن منظور است نه کشیدن!)
    خوب خانوم قد بلند بنویس و اگه سانسور می کنی منو تو کف نگذار#winking
    ……………………………………………………………
    خب…بسیار تخصصی می گم که بیشتر تو کف بمونی طناز جان
    پای شکسته ام
    DVT
    کرد…
    حالا چون دلم می سوزه می گم
    یعنی خون در رگ پای شکسته ام لخته شد و منو در خطر سکته ی قلبی یا مغزی و یا ایست تنفسی قرار داد.
    دردی داشت فوق تصور…انگار پاشنه ی پامو زیر پرسی داغ گذاشته باشند…حالا استخوان ران رو چه به پاشنه؟…الله اعلم…با اجازت چند ساعتی عربده کشیدم…که البته نصفش تمارض بود…به گمان پرستاران

  11. مـژده می‌گوید:

    آیدا جان در سکوت میخونم و میرم . گفتم باز اعلام حضور کنم

  12. دیوانه می‌گوید:

    چرا این قدر دیر به عکس گردنتون نگاه کردن؟
    اولین چیزی که در بیماران تصادفی دقت می شه؟؟؟؟؟
    ………………………………………………………
    دوست عزیز
    ان پزشک در روز اول به خودش زحمت نداده بود تا عکس رو دقیق مطالعه کنه…در حالیکه در عکس مشکل مهره ها کاملا مشهوده.

  13. مهلا می‌گوید:

    سلام عزیزم
    لینکت کردم با افتخار#heart #kiss

  14. آتنا می‌گوید:

    سلام عزیزم ببخشید که دیر اومدم …#kiss

  15. گلابتون می‌گوید:

    ایدا جون
    خواهر گلم
    اینقدر قلمت روان و سیال و گرم که دلم میخواهد متنت رو چندید بار بخونم شاید بتونم نوشتن رو یاد بگیرم.
    لحظه به لحظه باهام حضور داری .بدون اغراق میگم.#flower #flower #flower

  16. مسيحا می‌گوید:

    سلام آیداجون#hug #flower #kiss #kiss #heart #heart
    خوبی؟
    از دیدن وبلاگت کلی ذوق کردم.#hug
    خوشحالم که می نویسی.#hug
    از خوندن این مزلبت مثل بار اول کمی متاسف شدم.البته نه برای تو که به هر حال موفقی. برای مردمی که مجبورن این دکترای ناشی و بی تجربه رو تحمل کنن.
    همیشه شاد باشی گلم.
    #flower #applause #flower #kiss #heart #kiss

  17. نارون می‌گوید:

    آیدا جان خیلی قشنگ مینویسیا #applause
    میگم بد نیست یه نسخه انگلیسی هم بنویسی، خیلی خوب میشه اون وقت خواننده‌های جهانی پیدا میکنی. #eyelash
    البته یه جور بنویس آبروی ایران نره #thinking

  18. بهار می‌گوید:

    اینا همش تقدیر بوده نباید حسرتش و خورد..اگر خدا میخاست حتما اون عکس زودتر با دقت دیده میشد..اما چرا خدا نخاست …Frown#sad

  19. آبنبات سبز می‌گوید:

    .. وزنه .. خیلی سخته .. ولی آدم هایی هم که پر از کینن انگار با خودشون یه وزنه حمل میکنن … ( نمیدونم چرا یه دفه یاد حکایت سیب زمینی ها افتادم حتما شنیدی ؟)#eyelash

  20. آتنا می‌گوید:

    گلم دوست دارم به خداااااا#hug #hug #hug #heart #heart #heart #kiss #kiss #kiss

  21. ندونم كار می‌گوید:

    صبوری و صبر از امتیازات والای انسانیست
    خدا دوست داره دخترجون خیلی هم دوست داره#flower

  22. سانی می‌گوید:

    آیدا جان من این روزها سفر هستم و دسترسی آنچنانی به اینترنت ندارم فقط گاهی شب ها از هتل می تونم آن لاین بشم. ببخش منو که این مدت نتونستم بیام و نوشته هاتو بخونم. امشب وقتی داشتم شرح حال ها و باز هم ندانم کاری های بعضی از پزشکان رو می خوندم چشمام خیس اشک شده بود. حرفی برای گفتن ندارم جز این که افتخار می کنم به داشتن دوستی مقاوم و صبور مثل تو. خوشحالم که تو هم جز اون دسته ؛چرا من؟؛ ها نیستی. خوشحالم و از خدا می خوام که جواب این صبر و مفاومتت رو به نحو شایسته ای بده.
    روز به روز بیشتر به این گفته عقیده پیدا می کنم که اگه خدا چیزی رو از کسی می گیره در عوض بهش توانایی های بیشتری از نوع دیگه میده.
    قلم دلنشینت رو دوست دارم و خوشحالم از داشتن دوستی مثل تو#hug

  23. مهلا می‌گوید:

    سلام
    عزیزم
    آپم خوشحال می شم بیای

  24. شبنم می‌گوید:

    بـاز هـوای سـحــرم آرزوســــت
    خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت
    شـکـوه ی غـربـت نـبـرم ایـن زمـان
    دسـت تـــو و روی تـو ام آرزوســت
    خـسـتـه ام از دیـدن ایـن شـوره زار
    چـشـم شـقـایـق نـگـرم آرزوســـت
    واقـعـه ی دیـــدن روی تـــــو را
    ثـانـیـه ای بـیـشـتـرم آرزوسـت
    جـلـوه ی ایـن مـاه نـکـو را بـبـیـن
    رنـگ و رخ و روی تـو ام آرزوسـت
    ایـن شـب قـدر اسـت کـه مـا بـا همیـم؟
    مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت#heart

  25. kiana می‌گوید:

    az alan montazr farda hastam omidvaram emshab ap koni#flower

  26. darikasmom می‌گوید:

    buy valtrex here 7414 nexium stomach pain 9999 propecia 02751 ultram and zanaflex fibromyalgia 8DD tramadol 343676

  27. justinvella می‌گوید:

    assurity life insurance 8-DDD private health insurance 573 cheap california auto insurance tnny

  28. skillphiliac می‌گوید:

    buy your medicine cheaper ultram viagra >Razz accutane 8] discount viagra 328

  29. MissaMiss می‌گوید:

    nexium coupons vpl auto owners insurance edichx doxycycline ShockOO ultram >Big Frown(

  30. myimmortalseb می‌گوید:

    acomplia 830 xanax =]]] ultram and zanaflex fibromyalgia %[[ seroquel loj

  31. Zerofx می‌گوید:

    acomplia khb seroquel 1635

  32. Emoppget می‌گوید:

    cialis >Smile levitra fzgln acomplia hsm

  33. KattJes می‌گوید:

    levitra 98304 prednisone srkp

  34. crazyyace می‌گوید:

    cheap auto insurance lzpe car insurance 28908 auto insurance agency llp

  35. Eiladel می‌گوید:

    car insurance qoutes 0089 discount cialis 0758 online pharmacy accutane >Frown order viagra =-[

  36. shiningcross می‌گوید:

    propecia results idvx acomplia diet pill 663479 accutane xprwg skelaxin 89677

  37. twobellz می‌گوید:

    hair loss propecia 61653 ultram 761 phentermine >Big Frown(

  38. mcraveo می‌گوید:

    buy car insurance online 8-DD cheap health insurance >Frown cheap auto insurance 366 life insurance no physical 566665

  39. vintagephunk می‌گوید:

    levitra =-DDD purchase prednisone 20292 order viagra kamm

  40. آسيه می‌گوید:

    آیداااااااا!من تازه کشفت کردم تا آخرشم میخونمتRazz :* خیلی با روحیه ای خوشم اومد دختر:*
    ______________________________
    آیدا :
    سلام آسیه ی عزیز. خیلی از آشناییت خوشحالم. خیلی ممنونم از لطفت.

  41. شنگين كلك می‌گوید:

    شما سعی خودتان را برای خنداندن ما
    کردید اگر خنده مان نمی آید گناه
    از شما نیست
    __________________________
    آیدا :
    ممنونم شنگین کلک عزیز.

  42. گل‌ناز می‌گوید:

    سلام
    مرسی از تو و دست خط‌ت مرسی که که طنزگونه می‌نویسی و لبخند را بذ لبان ما می‌نشانی.
    _____________________
    آیدا :
    خواهش می کنم گلناز عزیزم.

  43. زهرا می‌گوید:

    دوستاااااااااااااااااااااااان و آیداااااااااااااا جووووووووووووووونمBig Frown
    من شرمندم نمیدونستم یه همچین دوستی تو گروهمونه
    الان که دارمش کلی افتخار میکنم.
    گروهی که گفتم منظورم تو دانشگاه بود.
    ____________________________
    آیدا :
    خانم هااا و آقایااان Smile
    دشمنت شرمنده عزیزم. ممنون از لطفت. من افتخار می کنم به دوستانی مثل شما…

  44. امیر می‌گوید:

    سلام چقدر چقدر شبیه به من واقعا مخصوصا اون قسمت دریل و پیچ کردن من امروز اینو خوندم باور کن کپی نیست فقط یک تجربه مشترک در برهه زمانی متفاوته بیا میبینی منم یک ضایعه نخاعی هستم
    ________________________________________
    آیدا :
    سلام امیر عزیز. از آشنایی تون خوشحالم. شرح حالتون رو خوندم…

  45. مینا می‌گوید:

    سلام آیدا ی عزیزم
    تو همین قسمت از خوندن شرح حالت موندم میترسم برم جلوتر رو بخونم
    میترسم اشکام دیگه بند نیان
    _____________________________
    آیدا :
    سلام مینای عزیزم…

  46. مارال می‌گوید:

    آیدا جون نمیدونم چی باید بگم فقط میتونم بگم آفرین به تو و به خانواده تو به صبر تو و آنها باور کن شاید صبر و غم آنها از تو بیشتر باشه ولی کمتر نیست من یه مادرم و اینو با اطمینان میگم بعضی وقتا زندگی بازی های عجیبی داره زخم های جسم شاید دردش کمتر بشه ولی زخم های روح آنها هستند که مثل خوره آدم رو از بودن از امید از دوست داشتن حتی تهی میکنند تو انسان بزرگی هستی و از اینکه سرنوشت من رو به اینجا کشوند ازش متشکرم نمیشه هیچکس رو مقصر دونست جز پرنسل بیمارستان و پزشکان به ظاهر متخصص ما که بدون علم کامل دست به عمل میزنند و جز نادری از پزشکان ما کسی وجدان کاری نداره میشه به من بگی اون وزنه رو بعد از چند ساعت تشخیص به گردنت انداختند و آیا تیم پزشکی تشکیل شد دکتران متخصص بخش کیا بودند من اگر جای خانواده تو بودم تا آنها رو به زندان نمیانداختم آروم نمیشدم نه برای خودم برای جوونا و بچه ها و انسانهای بیگناه دیگری که باید به دست این ها به نوعی قربانی بی توجی بشوند موفق باشی و امیدوارم یه روز دستاتو از نزدیک بفشارم با افتخار دوستت دارم
    __________________________________
    آیدا :
    سلام دوست عزیزم
    خیلی از آشنایی تون خوشحالم. ممنونم از این همه لطف و محبت تون.
    راستش ما شکایت کردیم و هفت سال! هست که درگیر پرونده ایم. این بخش وبلاگ منو لطفا بخونید
    http://aida.special.ir/category/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA/

    ممنونم… شاد و سلامت باشید…

  47. هانیه می‌گوید:

    سلام امروز نصف وبلاگت ر تا این جا خوندم نمیدونم خیلی ها به این اتفاقات میگن تقدیر یا قسمت اما من اینو قبول ندارم اگه راننده ای اتوبوس یا راننده ای تریلی(نمیدونم کدومشون مقصر بودن)بیشتر مراقب بودن تو الان چوب بی احتیاطی اونا رو نمیخوردی آخه عمل به اون مهمی رو چرا رزیدنت انجام داده من که فکر میکنم باید این عمل رو متخصص مغز و اعصاب انجام میداد زمانی که گفتی قدم بلند شده بود یه لحظه خندم گرفتBig Smileانشا الله همیشه شاد و موفق باشی بازم سر میزنم الان باید دیگه برم دانشگاه

  48. کاوه می‌گوید:

    منم وزنه داشتم

  49. نازی می‌گوید:

    وای خدای من ،قوربون خدا بشم ،خدا چه تحملی به بنده هاش میده،تحمل اون وزنه ها رو سر و پاها …
    واین خیلی بده که دقیقاً لحظه ترخیص مسئله ای پیش بیاد که همه چی کنسل بشه

  50. رودابه می‌گوید:

    Frown افسوووووووس….. نمیدونم چی بگم فقط گریم میاد… :'(

  51. روح الله می‌گوید:

    سلام آیدا خانم شرح حال سوم رو میخوندم تو آخراش .منم شبیه شما.خونریزی مغزی داشتم اونم داخلی .بعدش رفتم کما هش روز بعد دکتر ها گفتن تو کمسیون خودشون به پدر و مادرم که چه عمل بکنیم چه عمل نکنیم این موندنی نیس .بعد تو شبه اول قدر خدای مهربون کله مغزم رو با دعاهایه شب قدر مردم دوست آشنا هیتی پشت سرم خدا با پاک کنش همه چیزه مغزم رو پاک میکنه .صبح شب قدر دو بار میبرن سی تی اسکن میبینن هیچی نیس .بعد که به هوش میام ناله از کمرم میکنم .دکتر به وضعم شک میکنه و میفرسن عکس میفهمن که دو تا از مهره هام دارن فشار میارن .بعده ۸ ساعت عمل بر میگردونن بخش.که دیگه هیچ حس مسی نبود

  52. روح الله می‌گوید:

    سلام خداوند فقط به مریض هایی مثه ماها صبر و شکیبایی بده .که صبر و شکیبایی شما ستودنیس .من قبل از تصادفم هم صبر داشتم هم زود ناراحت نمیشدم وبا هر مشکلی دستو پنجه نرم میکردم ولی دیگه الان نه کاسه صبرم شده نلبکی.یه مگس دوبار از جلوم رد میشه باره سومش داغون میشم درحالیکه عصبانی شدن نمیخاد که دیوونه شدن نمیخاد راهکارش یه مگس کشه دستی هس .عصبانی که میشم مدتش ۵یا نهایتا ۱۰ دیقیس ولی بعدش برمیگردم به حال و هوای قبل تصادفم.خدا رو قسم میدم به عظمت شهید این ماه ماه مبارک رمضان شفای عاجل همه مریض ها رو بده

  53. آسمان مال کسی نیست می‌گوید:

    من خیلی درد تحمل می کنم توی زندگیم .
    خیلی خیلی خیلی
    در شرایطی قرار گرفتم که می خان منو بکشن
    در خواب دیدم که موفق میشن و بعد مرگم روحم خارج از این دنیا میره … خارج خارج که دیگه هیچی نیست …. اون بیرون دنیا به نظر یه ابر هست پر از ستاره های نورانی … تمام کهشان ها و سیاره ها یه جز کوچک از این ابر خیلی خیلی بزرگن . انقدر بزرگ که نمیشه تصور کرد … بعدش دیگه هیچی نیست . . . هیچی
    اما من توی این هیچی نرفتم به جاش روح من به داخل این ابر برگشت دوباره در کشوری دیگه توی یه کشور اروپایی قشنگ یادم ( قشنگ فرودم رو دیدم ) زاده میشم

    عجب ابله هایی هستن که می خان من رو بکشن … من نخواهم مرد ….!!!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette